يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ) (صف، 6)
«و خاطر نشان ساز زمانی را که عیسی بن مریم گفت: ای بنی اسرائیل! من فرستادة خدا به سوی شما هستم و توراتی را که قبل از من آمده است، تصدیق می‌کنم و به پیغمبری که بعداز من می‌آید و نام او محمد است، مژده می‌دهم... اما هنگامی که آن پیغمبر (احمد نام) همراه با معجزات روشن و دلائل محکم پیش ایشان آمد، گفتند: این جادوی آشکاری است.»
خداوند همة پیامبران را از بعثت پیامبر اکرم (ص) آگاه و به آنان دستور داده است که به پیروان خود بگویند: اگر زمان او را دریافتند به او ایمان بیاورند(1) ؛ چنانکه فرموده است:
(وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّيْنَ لَمَا آتَيْتُکُم مِّن کِتَابٍ وَحِکْمَةٍ ثُمَّ جَاءکُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِکُمْ إِصْرِي قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَکُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ) (آل عمران، 81)
«به خاطر بیاور هنگامی را که خدا پیمان موکد از پیغمبران گرفت که چون کتاب و حکمت به شما دهم و پس از آن پیغمبری آید و آنچه را با خود دارید، تصدیق نماید، باید بر او ایمان بیاورید و وی را یاری دهید. (آن گاه) گفت: آیا اقرار دارید و پیمان مرا بر این کار پذیرفتید؟ گفتند: اقرار کردیم (و پذیرفتیم) گفت: پس گواه باشید و من هم از گواهانم.»
نسخه‌های فعلی تورات و انجیل به جز تورات سامره و انجیل برنابا که قبل از اسلام وجود داشت و در اواخر قرن پنجم میلادی، انتشار و تلاوت آن را حرام نمود و نسخه‌های خطی به دست آمده از منطقه بحرمیت (دریای مرده) دستخوش تحریف قرار گرفته‌اند و اقدام به حذف نام پیامبر اکرم (ص) نمودند؛ چنانکه در انجیل برنابا عبارتهایی آمده که به صراحت اسم پیامبر اکرم (ص) در آن ذکر شده است مانند آنچه در اصحاح چهل و یکم آمده است و متن عبارت چنین است: «فاحتجب الله و طردهما الملاک میخاییل من الفردوس» «خداوند آنان را پوشاند و آن دو را فرشتة میخائیل از بهشت بیرون راند.» «فلما التفت آدم رأی مکتوبا فوق الباب: لا اله الا الله محمد رسول الله.» وقتی آدم نگاه کرد، دید بالای در نوشته شده است: لا اله الا الله محمد رسول الله.»(2) 
ابن تیمیه می‌گوید: «این موضوع که اهل کتاب صفات محمد را در کتابهای گذشته می‌دانسته‌اند به تواتر از خودشان نقل شده است.» سپس می‌‌گوید: «از شیوه‌های متفاوتی می‌توان به مژدة پیامبران گذشته مبنی بر ظهور پیامبر اکرم (ص) پی برد: اول از نوشته‌های کتابهای موجود در دست اهل کتاب. دوم: براساس اعترافات مسلمانانی که قبلاً اهل کتاب بوده‌اند و بعضی از اهل کتاب نیز تصریح کرده‌اند که ذکر محمد در کتابهایشان آمده است. و ادعای ما مبنی بر صحت این موضوع، اظهاراتی است که از انصار مدینه به تواتر نقل شده است که همسایگان اهل کتابشان آنان را از مبعث پیامبر اکرم (ص) خبر می‌دادند و می‌گفتند: او پیامبر خداست و منتظر ظهورش بودند و می‌گفتند از میان ما ظهور خواهد کرد. وقتی پیامبر اکرم (ص)، انصار را به اسلام دعوت داد، فوراً ایمان آوردند و با او بیعت نمودند.(3) 
چنانکه در حدیث سلمه بن سلامه بدری آمده است که گفت: «ما همسایه‌ای یهودی در بنی عبدالاشهل داشتیم. اندکی قبل از بعثت پیامبر اکرم (ص) در مجلس عبدالاشهل حاضر شد. سلمه می‌گوید: «من از همه کوچک‌تر بودم و چادری روی من بود که در آن به پهلو در کنار خانواده‌ام دراز کشیده بودم. آن یهودی از رستاخیز و قیامت و حساب و میزان و بهشت و دوزخ سخن گفت. حاضران که مشرک و بت‌پرست بودند به نظر آنها زنده شدن پس از مرگ چیز دشواری بود. گفتند و ای بر تو ای فلانی! به نظر تو چنین می‌شود که مردم پس از مرگشان در جهانی زنده می‌شوند که در آن بهشت و جهنم وجود دارد و سزای اعمالشان را می‌بینند؟ گفت: بله سوگند به ذاتی که به او سوگند خورده می‌شود که چنین است و گفت دوست دارم بزرگ‌ترین تنور دنیا برافروخته شود و سپس مرا داخل آن بیندازند و درش را ببندند و در عوض، فردای قیامت از آتش دوزخ نجات یابم.
گفتند: وای بر تو! نشانة آن چیست؟ گفت: نشانه آن پیامبری است که از این سرزمین مبعوث می‌شود و با دستش به سوی مکه و یمن اشاره کرد.
گفتند: کی او را می‌بینیم؟ سلمه می‌گوید او به من نگاه کرد، در حالی که من از همه کوچک‌تر بودم، گفت: اگر این پسر بچه عمری داشته باشد او را درخواهد یافت.
سلمه می‌گوید: دیری نگذشت تا اینکه خداوند پیامبرش را مبعوث کرد و آن یهودی در میان ما زنده بود پس ما به پیامبر اکرم (ص) ایمان آوردیم و او از روی سرکشی و حسادت به پیامبر کفر ورزید. ما گفتیم: و ای بر توای فلانی! تو همان کسی نیستی که در مورد پیامبر با ما سخن می‌گفتی؟ گفت: بله ولی هدفم این شخص نبود.»(4) 
ابن تیمیه رحمه الله می‌گوید: «من نسخه‌هایی از زبور را دیده‌ام که به ذکر نام محمد و نبوت او تصریح شده است و نسخه دیگری از زبور را دیدم اما این موضوع را در آن نیافتم، پس ممکن است در بعضی از نسخه‌ها چیزهایی از صفات پیامبر ذکر شده باشد که در نسخه‌های دیگر وجود ندارد.»(5) 
عبدالله بن عمرو (رض) صفت پیامبر خدا را در تورات بیان کرد و گفت: «... سوگند به خدا او همچنان که در قرآن توصیف شده، در تورات به همین صورت صورت وصف شده است.» در تورات آمده است: «یا ایها النبی انا ارسلنا شاهدا و مبشرا و نذیرا و حرزا للامیین أنت عبدی و رسولی، سمیتک المتوکل، لیس بفظ و لاغلیظ و لاسخاب فی الاسواق. و لا یدفع بالسیئه السئیه ولکن یعفو و یصفح و لن یقبضه الله حتی یقیم به الملة العوجاء بان یقولوا : لا اله الا الله و یفتح به اعینًا عمیًا و آذانًا صمًا و قلوبًا غلفًا»(6) 
«ای پیامبر ما تو را گواه و مژده دهنده و بیم دهنده و محافظ امی‌ها (بیسوادان) فرستاده‌ایم؛ تو پیامبر و رسولم هستی؛ تو را متوکل نامیده‌ام؛ درشت خو و بدخو نیستی و نه در بازارها فریاد بر می‌آوری و در مقابل بدی، بدی نمی‌کنی؛ بلکه می‌بخشی و گذشت می‌کنی و خداوند تو را تا زمانی که ملت منحرف به وسیله تو هدایت یابند و لا اله الا الله بگویند و چشمهای کور، باز و گوشهای کر، شنوا و دلهای بسته باز و نفسهای شیطانی به مطمئنه تبدیل گردند، تو را از بین نخواهد برد.» 
کعب الاحبار می‌گوید: صفات پیامبر اکرم (ص) در تورات چنین است که محمد، پیامبر خداست. بداخلاق و درشت خو نیست و در بازارها فریاد بر نمی‌آورد و در مقابل بدی، بدی نمی‌کند؛ بلکه گذشت می‌نماید و می‌بخشد. امت او ستایشگرانند که خداوند را در هر مقام دنیوی، ستایش می‌نمایند و در بلندی تکبیر می‌گویند. پاچه‌های شلوارشان بلند و تا نصف ساق است و آنها اعضای خود را با آب وضو می‌شویند. صف آنها در نماز و صف آنها در جنگ یکی است. منادی آنان در فضای آسمانی ندا می‌دهد. در دل شب زمزمة نیایش آنان چون صدای زنبور عسل است. محل ول