  مراجعت‌.

مسلمان  مال  خويش  را  پيش  دشمن  بيابد  از  آن  خودش  است
هرگاه  جنگجويان  مسلمان  اموال  مسلمين  را  كه  در  دست  دشمنان  بوده  است‌،   استرداد كنند  و  پس  بگيرند،  صاحبان  آن  اموال  براي  تصرف  آن  اولويت  دارند  و  جنگجويان  حق  ندارند،  چيزي  از  آن  را  تصاحب‌كنند،  چون  آن  اموال  جزو  غنايم  نيست‌.  

1-‌از  ابن  عمر  روايت  شده‌ كه  اسبش‌گريخت  و  دشمن  آن  راگرفت‌،  مسلمانان  بر  آن  دست  يافتند  و  اسب  به  وي  برگردانده  شد  و  اين  عمل  در  زمان  پيامبر صلي الله عليه و سلم  روي داد.  
٢-‌عمران  بن  حصين‌گفت‌:  “‌مشركان  برچراگاه  مدينه  حمله  آوردند  و  عضباء  ناقه  مخصوص  پيامبر صلي الله عليه و سلم    و  يك  زن  مسلمان  را  با  خود  بردند.  در يكي  ازشبها كه  مشركين خوابيده  بودند،  زن  برخاست  و  خواست  فراركند،  بر  هر  شتري  دست  نهاد  شتر  صدا  كرد  تا  اينكه  به  “‌عضباء‌”  رسيد،‌كه  شتر  رام  و آرامي  بود،  سوار  برآن  شد  و  بطرف  مدينه  روان‌گرديد،  و  نذر كرد كه  اگر خداوند  او  را  نجات  دهد،  اين  شتر  را  سر  خواهد  بريد  و  نحر  مي‌كند،  چون  بمدينه  رسيد  مردم  عضباء  را  شناختند.  او  را  پيش  پيامبر صلي الله عليه و سلم    بردند.  آن  زن  به  پيامبر صلي الله عليه و سلم    خبر  دادكه  نذر كرده  است‌،‌كه  اين  شتر  را  نحر  كند،  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:" بئس ما جزيتها، لا نذر فيما لا يملك ابن آدم، ولا نذر في معصية    [‌بد  جزائي  بدان  دادي‌.  انسان  نمي‌تواند  چيزي  را  نذركند  كه  مالك  آن  نيست‌،  نذر  در  معصيت  قبول  نيست‌]"‌.
و  همچنين  هرگاه  يك‌كافر  حربي  اسلام  آورد،  و  مسلمان  شد  اگر  مال  مسلماني  را  در  دست  داشته  باشد  آن  مال  به  صاحبش  برگردانده  مي‌شود.

كافر  حربي  مسلمان  مي‌شود  
هرگاه ‌كافر  حربي  مسلمان  شد  و  به  قلمرو  اسلام  مهاجرت‌كرد  و  در  سرزمين  جنگي  زن  و  فرزند  و  مالش  را  ترك‌كرده  بود  زن  و  فرزند  و  مال  او  حرمت  و  احترام  ذريت  مسلمان  و  مال  مسلمان  را  پيدا  مي‌كند،  پس  هرگاه  مسلمانان  بر  آنها  دست  يابند،  آنها  جزو  غنايم  نيستند  و  بصاحبش  برگردانده  مي‌شوند،  چون  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌: " قالوها فقد عصموا مني دماءهم وأمولهم...   [هرگاه  هركس‌كلمه  شهادتين  و  توحيد  را  بر زبان  آورد  براستي  آنان  خود  و مال  خود  را  برمن  حفظ‌ كرده‌اند  يعني  مسلمانان  حق  تعرض  جان  و  مال  آنان  را  ندارند]"‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌بنظر  ابوحنیفه  سوار  دو  سهم  و  پیاده  یك  سهم  دارد  ولی  این  نظر  او  مخالفت  صریح  با  حدیث  صحیح  دا‌رد. گروهی  می‏‎گویند  بین  اسب  عربی  و  اسب  غیرعربی كه ‌كار آیی ‌كمتری  دارد  فرقی  نیست  ولی  برخی‌ گفته‌اند  با  هم  فرق  دارند  و  اسب  غیر عربی  حكم  شتر  دارد  و  بدان  سهم  اضافی  تعلق  نمی‏‎گیرد.  مولف
[2] -‌مالك  می‌گوید:  سهم  اضافی  باید  از  خمس  واجب  برای  بیت‌المال  پرداخت  شود  و  شافعی  می‏‎گوید  باید  سهم  اضافی  در  خمس  خمس‌كه  نصیب  امام  است  پرداخت گردد.  مولفاسيران  جنگي  

قسم  دوم  از  غنايم‌:
اسيران  جنگي  نيز از  جمله  غنايم  مي‌باشند  و  آنان  دو  دسته  هستند:  قسم  اول‌:  زنان  وكودكان  قسم  دوم‌:  مردان  بالغ  جنگجو  ازكفار  وقتي‌كه  زنده  بدست  مسلمانان  بيفتند  كه  اسلام  حق  را  بحاكم  و  رهبر  مي‌دهد،‌كه  با  مردان  جنگجوي  اسير  برابر  مصلحت  مسلمين  رفتار كند  و  از آزاد كردن  آنها  و  بر  آنها  منت  نهادن  يا  از آنان  فديه‌گرفتن  و  آزادي  در  برابر  فديه  و  يا كشتن  آنها،  هركدام  را  اصلح  و  انفع  بداند،  آن  را  انجام  دهد.  منت  نهادن  برآنها  يعني  آنان  را  مجاني  آزاد كند.  فديه ‌گاهي  با  مال  است  يعني  در  قبال  آزادي  خود،  بايد  مالي  پرداخت  كنند.  و گاهي  فديه  عبارت  است  از  آزادي  اسيران  مسلمان  در  برابر  آزادي  آنها.  در  جنگ  بدر  اسيران  در  برابر  فديه  مالي  آزاد  شدند  و  در  حديث  و  روايت  صحيح  آمده  است‌،‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   دو  نفر  ياران  اسير  خود  را  با  يك  نفر  ازمشركان  بني‌عقيل  معاوضه‌كرد،‌كه  احمد  آن  را  روايت‌كرده  و  ترمذي  آن  را  صحيح  دانسته  است‌.

خداوند ‌مي‌فرمايد:"  فإذا لقيتم الذين كفروا فضرب الرقاب حتى إذا أثخنتموهم (1) فشدوا الوثاق فإما منا بعد وإما فداء حتى تضع الحرب أوزارها     محمد  ٤  [هرگاه  در  ميدان  كارزار  و  جنگ  با  كافران  روبرو  شديد  گردنهايشان  را  بزنيد  و  همچنان  ادامه دهيد  تا  به  اندازه‌كافي  دشمن  را  درهم  بكوبيد  و  دركشتن  آنها  مبالغه‌كنيد،  در  اين  هنگام  اسيران  دشمن  را  محكم  ببنديد،  سپس  يا  بر آنها  منت  بگذارند  و آزادشان‌ كنيد  يا  در  برابر آزادي  از آنها  فديه  بگيريد  و  اين  وضع  ادامه  يابد  تا  جنگ  بار  سنگين  خود  را  بر  زمين  نهد...]"‌.

 مسلم  از  انس  روايت‌كرده  است‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    اسيراني  كه‌گرفته  بود  هشتاد  نفر  بودند  آزادشان  كرد،  در  حاليكه  آنان  از كوههاي  تنعيم  بر  پيامبر صلي الله عليه و سلم   و  يارانش  فرود  آمده  بودند،  تا  بهنگام  نماز صبح  آنان  را  بكشند  و  دراين  باره  آيه  زير  نازل  شد" وهو الذي كف أيديم عنكم وأيديكم عنهم ببطن مكة من بعد أن أظفركم عليهم  فتح  ٢٤  [‌تنها  او  است ‌كسي‌كه  دست  آنان  را  از  شما  بازداشت  و  دست  شما  را  از آنان  باز داشت   در  دره  مكه  بعد  از  آنكه  شما  را  بر  آنان  پيروز گردانيد]‌"‌.

و  درفتح  مكه  به  اهل  مكه ‌گفتند:" اذهبوا فأنتم الطلقاء    [برويد  شما  آزاد  هستيد]"‌.  براي  امام  جايز  است‌كه  هرگاه  مصلحت  تقاضا كند،  اسيران  را  بكشد.  همانگونه‌كه  به  اثبات  رسيده  است‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    دستور  داد كه  نضر  بن  حارث  و  عقبه  بن  معيط  در  روز  جنگ  بدر  و  ابو عزه  جمحي  را  در  روز  جنگ  اُ‌حد  بكشند.  و  در  اين  باره  خدا  مي‌فرمايد:" ما كان لنبي أن يكون له أسرى حتى يثخن في الارض...   [براي  پيامبر صلي الله عليه و سلم   شايسته  نيست  كه  اسيران  داشته  باشد  تا  اينكه  كفر  را  ريشه‌كن  سازد...]"‌.  و  اين مذهب  جمهور  علماء  است‌كه  امام  و  رهبر مي‌تواند  يكي  از  سه  راه  قبلي  را  انتخاب  كند.  حسن  بصري  و  عطاء ‌گفته‌اند  اسير كشته  نمي‌شود  بلكه  يا  مجاناً  آزاد  مي‌شود  يا  از  او  فديه  آزادي  گرفته  مي‌شود.  زهري  و  مجاهد  و گروهي  از  علماء  گفته‌اند  بهيچ  وجه‌گرفتن  فديه  از  اسيران‌ كافر  جايز  نيست  و  مالك‌گفته  است  آزادي  بدون  فديه  و  بهاي  آزادي  جايز  نيست  و  علماي  حنفي‌گفته‌اند  منت  نهادن  با  اخذ  فديه  و  غيرفديه  جايز نيست ‌.  

رفتار  با  اسيران 
اسلام  با  اسيران  يك  رفتار  انساني  مهربانانه  دارد  و  مردم  را  به  اكرام  و  احسان  نسبت  بدانان  مي‌خواند  وكساني  راكه  نسبت  به  آنان  نيكي  مي‌كنند  مي‌ستايد  و  از  آنان  به  نيكي  ياد  مي‌كند.  خداي  متعال  مي‌فرمايد:
".‌..  و