ويد:  کساني  که  دعوت  پذيرش  اسلام  به  آنان  نرسيده  باشد،  اقدام  بجنگ  آنان  بر  ما  حرام  است  و  حرام  است‌که  آنان  را  غافل ‌گير کنيم  و  بر آنان  شبيخون  زنيم  و  به ‌کشتار  و  تحريق  و  سوزاندنشان  بپردازيم  و  پيش  از  آنکه  دعوت  اسلام  را  بايشان  اعلام‌ کنيم  و  معجزات  نبوت  و  دلايل  قانع  کننده‌اي  که  ايشان  را  به  اجابت  راهنمائي‌کند،  حرام  است  که  جنگ  را  با  ايشان  آغاز کنيم‌.

سرحسني  از  پيشوايان  حنفي  مي‌گويد:  شايسته  است  بلافاصله  پس  از  دعوت‌،  بجنگ  اقدام  نشود،  بلکه  بايد  پس  از  دعوت  يک  شب  بدانان  مهلت  داد  تا  درباره  آن  بينديشند  و  تدبير مصلحت  خويش‌ کنند.  فقهاء  مي‌گويند  اگر امير  سپاه‌،  پيش  از انذار  و  تهديد  و  دعوت‌،  بيکي  ازآن  سه  چيزي‌که  قبلاگفته  شد  جنگ  را  آغازکرد  و  بطور غافلگيرانه  و  در  شبيخون  بعضي  از  دشمنان  را  به  قتل  رساند،  ضامن  خونبهاي  جان آنها  است‌.  

بلاذري  در  فتوح  البلدان  نوشته  است‌،  که  اهل  سمرقند  بفرماندار  خويش  “‌سليمان  بن  ابي  السري‌”‌گفتند:‌که  براستي  “‌قتيبه  بن  مسلم  باهلي‌”  بما  خيانت‌کرد  و ظلم  نمود،  درحاليکه  خدا  عدالت  و انصاف  را  اظهار کرده  است  پس  بما  اجازه  بده  تا  براي  شکايت  از  او  هياتي  را  پيش  اميرالمومنين  ارسال  داريم‌،  اگر  ما  حقي  داشته  باشيم  او  حق  ما  را  مي‌دهد  چون  ما  بدان  حق  نياز  داريم  سليمان  بدانان  اجازه  دادکه  هياتي  را  بحضور  اميرالمومنين  “‌عمر  بن  عبدالعزيز”‌ گسيل  داشتند  چون  عمر  بن  عبدالعزيز  بر  شکايت  ايشان  اطلاع  يافت  طي  نامه‌اي  به  سليمان  نوشت  که‌:  همانا  اهالي  سمرقند  از  ظلم  و  ستمي‌که  بدانان  رسيده  است  بمن  شکايت‌کرده‌اندکه  قتيبه  بر  آنان  حمله‌کرده  و  آنان  را  از  سرزمينشان  بيرون  رانده  است‌،  همينکه  نامه  من  بدست  شما  رسيد،  آنان  را  در  محضر  قاضي  بنشان  تا  قاضي  بشکايت  آنان  رسيدگي  کند.  اگر  قاضي  بنفع  آنان  راي  داد،  سربازانت  را  به  اردوگاه  و  سرزمين  خودشان  برگردان  همانگونه‌ که  پيش  ازحمله  قتيبه‌ بوديد  و  بهمان  حال  پيش  ازجنگ  برگرديد.  

سليمان  "‌جميع  بن  حاضر"  را  بعنوان  قاضي  و  داور  تعيين  نمود  و  او  حکم‌کردکه  سربازان  اعراب  از  سمرقند  بيرون  روند  و باردوگاه  خويش  پيش  از  فتح  سمرقند  برگردند،  و  آنگاه  بمقابله  اهالي  سمرقند  برخيزند،‌که  آنگاه  يا  مجدداً  صلح  تازه‌اي  برقرار  سازند،  يا  اينکه  بزور سمرقند  را  فتح‌کنند.

مردم  “‌سند“ ‌گفتند  ما  بدانچه  روي  داده  است‌،  راضي  هستيم  و  جنگ  را  تجديد  نمي‌کنيم‌.  چون  مردمان  صاحب  رايشان ‌گفتند:  ما  با  اين  قوم  اختلاط ‌کرديم  و  آميختيم  و  آنان  بما  تامين  داده‌اند  و  ما  نيز  بدانان  تامين  داده‌ايم  و  اگر  دوباره  با  آنان  بجنگيم  نمي‌دانيم  چه‌ کسي  پيروز مي‌شود  و  اگرما  پيروز نشويم‌ کينه  و  دشمني  آنان  را  براي  خودکسب  مي‌کنيم‌،  لذا کار  را  بهمان  حال‌گذاشتندکه  شده  بود  و  راضي  شدند  و  بعد  از  اينکه  عدالت  اسلام  را  ديدند  و  از  آن  خشنود  شدند،  ديگر  بنزاع  برنخاستند  و  از  عدالت  اسلام  خشنودگشتند  و  داوطلبانه  و  با  اختيارکامل  اسلام  را  پذيرفتند.  و  سراغ  نداريم‌که  هيچ  قومي  در  عدالت  و  مراعات  انصاف  بدان  حد  رسيده  باشد.دعاء  و  اوراد  مجاهدان  بهنگام  جنگ  

يکي  از  آداب  و  رسوم  جنگ  آنست‌که  مجاهدان  از  خداوند  سبحان‌،  طلب استعانت‌کنند  و  استغاثه  نمايند  و  از  او  ياري  و  امداد  بخواهند،  چون  براستي  پيروزي و  نصرت  در  دست  خدا  است‌.  زيرا  راهنمود  پيامبر صلي الله عليه و سلم    و  يارانش  بعد  از  او،  چنين  بوده  است‌.

١  -  از  ابوداود  روايت  است‌که  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" ثنتان لا تردان: الدعاء عند النداء، وعند البأس، حين يلحم بعضهم بعضا  [دو  چيز  است‌که  پذيرفته  مي‌شود  و  رد  نمي‌گردد:  دعاء  هنگام  اذان  و  دعاي  هنگام  سختي  جنگ ‌که ‌گروهي  با گروهي  ديگر  درگير  مي‌شوند]"‌.
٢-  خداوند  مي‌فرمايد:" إذ تستغيثون ربكم فاستجاب لكم    انفال  ٩  [‌بياد  آوريد  هنگامي  راکه  از  خداي  خويش  استغاثه  مي‌کرديد  و  او  دعاي  شما  را  اجابت‌کرد]"‌.  
٣-  هر  سه  نفر  از  عبدالله  بن  ابي  اوفي  روايت‌کرده‌اند که  رسول  خدا  در  يکي  از  پيکارهاي  خويش  با  دشمن  صبرکرد  تا  اينکه  خورشيد  از  خط  استوا  مايل‌گرديد  سپس  درميان  مردم  به  ايراد  خطبه  برخاست  وگفت‌:  اي  مردم‌..  آرزوي  روبرو  شدن  با  دشمن  را  مکنيد  و  از  خداوند  عافيت  و  سلامت  بخواهيد  و  چون  با  دشمن  برخورد  کرديد  در  برابر  او  مقاومت‌کنيد  و  بدانيد  که  بهشت  در  سايه  شمشيرها  است‌." أيها الناس: لا تتمنوا لقاء العدو، وسلوا الله العافية، فإذا لقيتموهم فاصبروا واعلموا أن الجنة تحت ظلال السيوف   
سپس  گفت‌:" اللهم منزل الكتاب، ومجري السحاب، وهازم الاحزاب، اهزمهم وانصرنا عليهم   [‌خداوندا  اي  نازل‌کننده ‌کتاب  و  اي  روان ‌کننده  ابرها  و  اي  شکست  دهنده  احزاب  و  دسته‌ها،  آنان  را  شکست  بده  و  ما  را  پيروز  نما  بر  عليه  ايشان‌]"‌.
٤-  يکي  از  دعاهاي  پيامبر صلي الله عليه و سلم   بهنگام  جنگ  دعاي  زير  بود:" اللهم أنت عضدي ونصيري، بك أحول  وبك أصول   وبك أقاتل  [خداوندا  تو  پشتيبان  و ياور من  هستي  و  بوسيله  تو  تدبيرهاي  دشمن  را  باطل  مي‌کنم  و  به  وسيله  تو حمله  مي‌کنم  و  با  دشمن  مي‌جنگيم‌]"‌.  بروايت  صاحبان  سنن‌.
٥-  بخاري  و  مسلم  روايت  کرده‌اند که  پيامبر صلي الله عليه و سلم    در  روز  جنگ  احزاب  خندق  -  چنين  گفت‌:" اللهم منزل الكتاب، سريع الحساب، اهزم الاحزاب، اللهم اهزمهم وزلزلهم     [خداوندا  اي  نازل  کننده ‌کتاب  اي  سريع  الحساب‌،  احزاب  و گروههاي  متحد  کافران  را  شکست  ده  خداوندا  شکستشان  بده  و  متزلزلشان ‌گردان‌]"‌.قتال  =‌ جنگ  

اسلام  عالم  انساني  را  بهدايت  خويش  دعوت  مي‌کند  و  بدان  بسيار  اهميت  مي‌دهد،  تا  جامعه  انساني  در  سايه  سايه  گستر  آن  بياسايد  و  متنعم ‌گردد.  و  اشعار  مي‌دارد که  تنها  امت  اسلامي  است‌،‌که  رسالت  اعلاء‌کلمه  حق  را  بدوش  دارد  و  مامور  تبليغ  دين  خدا  و ابلاغ  وحي  الهي  است‌،  و  از او  خواسته  شده  است‌که  ملتها  و  شعوب  عالم  را  آزاد  سازد.  و  از اينجهت  است‌،‌که  امت  اسلامي  بهترين  امت  مي‌باشد  ونسبت  آن  با  سايرامم  نسبت  استاد  به  شاگرد  است  و  مادام‌که  امت  اسلامي  از  چنين  اهميتي  برخوردار  باشد،  بر  وي  واجب  است‌که  براي  حفظ ‌کيان  و  هستي  و  اوضاع  داخلي  خويش  بکوشد  وبراي  اينکه  حق  خويش  را  بدست  خود  بگيرد،  پيکارکند  و  بجهاد  بپردازد  تا  در  جائي  قرارگيرد،  که  خداوند  برايش  قرار  داده  است  و  مکانت  واقعي  خويش  را  بدست  آورد  وهرگونه  سستي  و  تکاهل  دراين  زمينه  ازگناهان  بزرگ  است‌،‌که  خداوند  پاداش  و  سزاي  آن  را  با