صاص  حق  است  خواه  مقتول  بزرگ  باشد  ياکوچک‌،  مرد  باشد  يا  زن‌،  فرق  نمي‌کند  همگي  حق  حيات  و زندگي  دارند  و حلال  و روا  نيست  تحت  هيچ  عنوان  اين  حق  حيات  و  زندگي  مورد  تعرض  قرارگيرد  و  تباه  شود،  حتي  در  قتل  خطاء  و  غير عمدي  نيزخداوند  قاتل  را  معاف  ازمسئوليت  ندانسته  است  و  رباي  قتل  خطاء  و  اشتباهي‌،  آزادکردن  بنده‌اي  را  ديه  و  خونبها  قرار  داده  است  و  مي‌فرمايد:  ’‌’ وما كان لمؤمن أن يقتل مؤمنا، إلا خطأ، ومن قتل مؤمنا خطأ فتحرير رقبة مؤمنة، ودية مسلمة إلى أهله، إلا أن يصدقوا   نساء/92  [براي  هيچ  فرد  با ايماني  مجاز  نيست ‌که  فرد  باايماني  را  به  قتل  برساند،  مگر  اينکه  اين‌ کار از  روي  خطا  و  اشتباه  از او  سر  زند  و  درعين  حال‌کسي‌که  فرد  با ايماني  را  از روي  خطا  به  قتل  برساند  بايد  يا  يک  برد‌ه  مومن  آزاد کند و خونبهائي به کسان مقتول   بپردازد  مگراينکه  آنها  خونبها  را  ببخشند...]"‌.  و  بدين  جهت  اسلام  براي  قتل  از  روي  خطاء  عقوبت  و  مجازات  مالي  تعيين‌کرده  و واجب  نموده  است  تا  احترام  جان  محفوظ  بماند  و  بذهن‌ کسي  خطور  نکند که  براي  

جان  ديگران  اهميت  قايل  نشود  و  بدينجهت  است  تا  مردم  در ارتباط  با  جان  و  خون  مردم  احتياط‌ کنند  و  از  فساد  و  تباهي  جلوگيري‌گردد  و کسي  ببهانه  خطاء  و  اشتباه  به  قتل‌کسي  ديگر  اقدام  نکند  و  اسلام  آنقدر  از  حفظ  جان  مردم  حمايت  مي‌کند،  که  سقط  جنين  را  بعد  از اينکه  در جنين  جان  دميده  شد،  حرام ‌کرده  است  مگر اينکه  يک سبب  و  عامل  جدي  و  حقيقي  براي  اين‌کار  موجود  باشد  مانند  اينکه  جان  مادر  در  خطرباشد  و  يا  عذرهاي  مانند  آن‌.  و  هرکس  بدون  حق  و  بناحق  به  اسقاط  جنين  اقدام  کند  بر  وي  واجب  است‌،‌که  بنده‌اي  يا کنيزي  را  آزاد کند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌نووی ‌گوید  این  حدیث  از  قواعد  اسلام  است ‌که  بمو‌جب  آن  هرکس  شر  و  بدی  را  پدید  آورد  و  دیگران  به  وی  اقتدا  نمایند  تا  روز  قیامت  هرکس  این‌گناه  را  مرتکب  شود بهره‌ای  از گناه  و  جنایت ‌کار،  بگردن  او  خواهد  بود  و  همیشه  شریک  جرم  است‌.  مولف‌.  برای  سنت  صالحه  نیز  برعکس  اینست که  هرکس  سنت  نیکوئی  نهاد  تا  روز  قیامت  در  ثواب  عاملان  بدان  شریک  است‌.  مترجم‌.مقايسه‌اي  بين  قصاص  در  دوره  جاهلي  و  قصاص  در  دوره  اسلامي 

 نظام  قصاص  در  ميان  اعراب  بر  اين  اساس  استوار  بود،  که  هرگاه  فردي  از  افراد  قبيله  مرتکب  جنايت  قتل  مي‌شد  تمام  قبيله  مسوول  اين  جنايت  بود  مگر اينکه  آن قبيله  فرد  جنايتکار  را  از  خويش  طردکند  و  دست  از  حمايت  او  بردارد  و  در  مجامع  عمومي  آن  را  اعلام ‌کند.  لذا  صاحب  خون  و  ولي  مقتول  قصاص  ازجاني  و  غير او  را  از  قبيله  او  مطالبه  مي‌نمودند  و گاهي  دامنه  اين  مطالبه‌،  آنقدرگسترده  مي‌گرديد،  که  آتش  جنگ  را  درميان  دو قبيله  قاتل  و مقتول  مشتعل  مي‌ساخت‌.  هرگاه  قبيله  مقتول  

از  شرافت  و  سيادت  بيشتري  برخوردار  مي‌بود،  دامنه  مطالبه  خون  مقتول  گسترش  بيشتري  پيدا  مي‌کرد.  بعلاوه  بسيار  پيش  مي‌آمد،‌که  بعضي  از  قبايل  مطالبه  خون  مقتول  را  در  بوته  اهمال  مي‌گذاشت  و  از  قاتل  حمايت  وسيع  مي‌نمود  و  باولياي  مقتول  اصلا  توجهي  نمي‌کردند  درنتيجه  آتش  جنگ‌هاي  طولاني  مشتعل  مي‌گرديد  و  جانهاي  بي‌گناه  فراوان  تباه  مي‌شد  و  خونهاي  پاک  ريخته  مي‌گرديد.

چون  اسلام  آمد،  اين  نظام  و روش  ظالمانه  را  برهم  زد  و براي  آن  حد  و مرزي  نهاد  واعلام  داشت‌که  تنها  جاني  و  قاتل‌،  مسوول  جنايت  و قتل  است  و گناه  و مسووليت  ارتکاب  جنايت‌،  تنها  بعهده ‌کسي  است‌،‌که  مرتکب  جنايت  و  قتل  شده  است‌.  لذا  قرآن  مي‌فرمايد:" يأيها الذين آمنوا كتب عليكم القصاص في القتلى   الحر بالحر، والعبد بالعبد، والانثى بالانثى، فمن عفي له من أخيه شئ، فاتباع بالمعروف  وأداء إليه بإحسان.ذلك تخفيف من ربكم ورحمة، فمن اعتدى بعد ذلك فله عذاب أليم، ولكم في القصاص حياة يأولي الالباب لعلكم تتقون بقره/179-178 [اي  مومنان  درباره‌ کشتگان  حکم  قصاص،  برشما  واجب  شده  است‌که  آزاد  در  برابرکشتن  آزاد  و  برده  در  برابر کشتن  برده  و  زن  در  برابر کشتن  زن‌ کشته  مي‌شود  پس  اگرکسي  از قاتلين  از خون  برادر ديني  مقتول خود  مورد عفو واقع  شد  و  ولي  مقتول  از قتل  قاتل‌،  صرف‌نظرکرد  و  به  خونبها  راضي  گشت  و  حکم  قصاص  به  خونبها  تبديل‌گرديد،  بايد  از  راه  پسنديده  پيروي  شود  و  در  طرز  پرداخت  ديه‌،  حال  پرداخت‌کننده  را  درنظر  بگيرد  و  قاتل  نيز  با  نيکي  ديه  را  به  ولي  مقتول  بپردازد  و  در آن  مسامحه  نکند.  اين  حکم  يعني  جايز  بودن  قصاص  و  جايز  بودن  تبديل  آن  به  ديه‌،  تخفيف  و  رحمتي  است  از  ناحيه  پروردگارشما  بر  شما، ‌که دست  شما  را  بازگذاشته  و  يکي  را  بطورحتم  واجب  نکرده  است‌،  بلکه  بميل  خود  مي‌توانيد  هرکدام  را  انتخاب‌کنيد.  پس  هرکس  بعد  از  آن  تجاوزکند،  بدينمعني‌که  غير  از  قاتل  را  بکشد  يا  بعد  از  عفو  و گذشت  و  اخذ  ديه  و  خونبها،  باز  هم  قاتل  را بکشد،  بسبب  اين  تجاوز  و  تعدي  عذاب  دردناکي  خواهد  داشت‌،  که  هم  در  دنيا  قصاص  مي‌شود  و  هم  درآخرت  بآتش  دوزخ  عذاب  خواهد  شد  و  براي  ‌شما  در  قصاص  حيات  و  زندگي  است  اي  صاحبان  خرد،  باشد که  تقوي  پيشه‌ کنيد  يعني قصاص  سبب  مي‌شود که  جانهاي  فراواني  مورد  حمايت  قرارگيرند  و  بيهوده ‌کشته نشوند  وکسي  به  قتل  اقدام  نکند  يا کمتر اتفاق  افتد  درنتيجه  جان  قاتل  و  مقتول‌هاي  ديگر  و  ديگران  در  امان  خواهد  ماند]‌’‌’‌.

 هرگاه  اولياي  مقتول  قصاص  را  انتخاب ‌کردند  نه  عفو  و گذشت  را  
صاحب  تفسير  بيضاوي  در  تفسير  اين  آيه‌گفته  است‌:  در  زمان  جاهليت  ميان  دو  قبيله  بزرگ  خون  ريزيهائي  روي  داده  بود که  يکي  از آن  دو قبيله  از ديگري  قدرتمندتر  بود،  لذا  قسم  خوردندکه  ما  مردان  آزاده  شما  را  در  برابر  قتل  بندگان  و  مردان  را  در  برابر  قتل  زنان  از  شما  مي‌کشيم‌.  چون  اسلام  آمد  داوري  را  پيش  پيامبر صلي الله عليه و سلم    بردند که  اين  آيه  براي  رفع  اين  نزاع  نازل‌گرديد  و  پيامبر صلي الله عليه و سلم   دستور  دادکه  از هم  جدا  شوند  و  نزاع  برطرف  شد.  پايان  سخن  بيضاوي‌.
اين  آيه  بچيزهاي  زير  اشاره  مي‌کند  
1-‌خداوند  نظام  جاهلي  را  در  اين  باره  بهم  زد  و آن  را  باطل  اعلام‌کرد.  و  مساوات  و  برابر  بودن  را  در  ميان‌کشتگان  فرض  و  واجب  ساخت‌.  که  هرگاه  قصاص  را  برگزيدند  نه  عفو  و گذشت  را  و  خواستند  آن  را  اجرا کنند،  مرد  آزاده  هرگاه  مرد  آزاده را کشته  باشد  بجاي  او کشته  مي‌شود  و  بنده  هرگاه  بنده  را کشته  باشد  بقصاص  او  کشته  مي‌شود  و  زن  هرگاه  زن  را کشته  باشد  بقصاص  او کشته  مي‌شود.  

قرط