ييز و  خرد  و  دانش  و قامت  نيکو  و  تسلط  برزمين  و  بهره‌گيري  از آن  را  داديم  و آنان را  در  خشکي  و  دريا  بر مرکبهاي  رهوار حمل ‌کرديم  و اسباب  معاش  و  معاد  با  سير در  طلب  آنها  برايشان  آسان  ساختيم  و  از انواع  روزيهاي  پاکيزه  آنان  را  روزي  داديم  و آنان  را  بر  بسياري  از  خلق  خود  برتري  بخشيديم‌]‌".

پيامبر صلي الله عليه و سلم    در  خطبه  حجه  الوداع  درآخرين  حج  خويش  فرمود:" أيها الناس، ان دماءكم وأموالكم عليكم حرام كحرمة يومكم هذا، في شهركم هذا، في بلدكم هذا.
ألا هل بلغت، اللهم فاشهد، كل المسلم على المسلم حرام: دمه وماله، وعرضه  ...  [اي  مردم  بيگمان  تعرض  به  خون  شما  و جان  شما  و اموال  شما  بر شما  حرام  است  همانگونه که  هرگونه  تعرض  به  هر  چيزي  در  اينروزتان  روز  عرفه  در  اين  ماه‌تان‌،  ماه  ذي‌الحجه  در  اين  شهرستان  شهر  مکه  بر  شما  حرام  است‌...  هان  اي  مردم  آيا  من  پيام  خدا  را  رساندم  و  ابلاغ‌کردم  و  تبليغ  نمودم‌؟  خداوندا  تو گواه  باش‌که  من  پيام  ترا  رسانيدم‌،  تعرض  به  جان  و  مال  و  ناموس  مسلمان  برمسلمان  حرام  است‌...]"

حق  حيات  و حق ‌زندگي
نخستين  و  عالي‌ترين  حق  از  حقوق  انسان‌،‌که  بايد  مورد  عنايت  و  توجه  قرار گيرد،  حق  حيات  و زندگي  است‌که  بسيارمقدس  و  محترم  است  و  بهيچ  وجه  انتهاي  حرمت  آن  و  تجاوز  به  حريم  آن‌،  حلال  و  روا  نيست‌.  خداوند  مي‌فرمايد:" ولا تقتلوا النفس التي حرم الله إلا بالحق  اسراء/33 [‌و کسي  را که  خداوند کشتن  او  را  حرام  شمرده  به  قتل  نرسانيد  جز به  حق  يعني  قتل  انسان  حرام  است  مگر وقتي ‌که  مرتد  شود  يا  مرتکب  زناي  محصن‌ گردد  يا  مرتکب  قتل  عمد  شود]‌"‌.  پيامبر صلي الله عليه و سلم    حقي  را که  موجب روا  بودن  قتل  نفس  است‌،  در  حديثي ‌که  از  ابن  مسعود  روايت  شده  است  تفسير  فرموده‌اند:" لا يحل دم امرئ مسلم يشهد أن لاإله إلا الله، وأني رسول الله إلا بإحدى ثلاث، الثيب   الزاني، والنفس بالنفس  ، والتارك لدينه المفارق للجماعة     [‌ريختن  خون  و  کشتن  انسان  مسلماني‌که ‌گواهي  مي‌دهد  باينکه  جز  ذات  الله  هيچکس  و  هيچ  چيز  استحقاق  پرستش  را  ندارد  و  محمد  ابن  عبدالله  پيامبر  و  رسول  خدا  است‌،  حلال  نيست‌،  مگر  درسه  مورد: ‌کسي‌که  بعد  از  ازدواج  مرتکب  زنا  شود.کسي ‌که  مرتکب  قتل  بناحق  شده  است  و کسي‌که  دين  خود  را  يعني  دين  اسلام  را  رهاکرده  و  ازجامعه  مسلمانان  جدا  شده  است‌]"‌.

بخاري  و  مسلم  آن  را  روايت  کرده‌اند.  و  خداوند  مي‌فرمايد:" ولا تقتلوا أولادكم خشية إملاق نحن نرزقهم وإياكم، إن قتلهم كان خطأ كبيرا  اسرا/31   [و  فرزندانتان  را  از  ترس  فقر وگرسنگي  به  قتل  نرسانيد،  ما  آنها  را  و شما  را  روزي  مي‌دهيم‌،  مسلما  قتل  آنها گناهي  بزرگ  است‌]"‌.

و  خداوند  مي‌فرمايد:" وإذا الموءودة سئلت، بأي ذنب قتلت  تکوير8-9 [و  بياد  آور  آن  روزي‌که  قتل  دختران  زنده  بگور  شده  مورد  بازخواست  قرار  خواهدگرفت‌که  بچه گناهي  کشته  شده‌اند  و گناهشان  چه  بوده  است‌]"‌.  

خداوند  براي‌کساني‌که  قتل  و کشتار را  رواج  مي‌دهند  و  سنت  و  راه  و  روش  خود  مي‌سازند،  آن  چنان  عذاب  و  شکنجه‌اي  قرار  داده  است‌که  آن  را  براي  هيچ  جنايت  کاري  قرار  نداده  است‌.  پيامبر صلي الله عليه و سلم    مي‌فرمايد:" ليس من نفس تقتل ظلما إلا كان على ابن آدم كفل من دمها، لانه كان أول من سن القتل  [هرکس  بظلم‌ کشته  شود  بهره‌اي  از گناه  خون  و  قتل  او  بگردن  قابيل  است‌که  بظلم  هابيل  راکشت  و قتل  ظالمانه  را  سنت  و   روش  ساخت  و  اولين ‌کس  بودکه  اين‌کار  را  رواج  داد]"[1]‌.  بروايت  بخاري  و مسلم‌.  اسلام  آنقدر  بر  حمايت  از  حفظ  جان  حريص  است‌که‌کسي  راکه  خون  ريزي  و  کشتن  را  حلال  بداند  به  اشد  مجازات  تهديدکرده  است  و  مي فرمايد:" ومن يقتل مؤمنا متعمدا، فجزاؤه جهنم خالدا فيها وغضب الله عليه، ولعنه وأعد له عذابا عظيما نساء/93  [هرکس  به  عمد  و  بنا حق  مومني  را  بکشد  سزايش  آتش‌ دوزخ  است ‌که  جاويدان  در  آن  مي‌ماند  و  خداوند  بر  وي  خشم  مي‌گيرد  و  او  را  از  رحمت  خويش  طرد  نموده  و  عذاب  بزرگ  و  دردناکي  برايش  آماده  ساخته  است‌]‌".که  دراين  آيه  مجازات  قاتل  را  در  قيامت  عذاب  دردناک  و  جاويدان  بودن  در  آتش  دوزخ  و  غضب  و  لعنت  خداوند  و  عذاب  عظيم  قرار  داده  است‌.  براي  اينست‌که  ابن  عباس  گفت‌:" لا توبة لقاتل مؤمن عمدا  [کسي‌که  مومني  را  به  عمد  و بنا حق  بکشد  توبه‌اش  پذيرفته  نمي‌شود]".  چون  اين  آيه  آخرين  حکم  آسماني  است‌که  درباره  قاتل  نازل  شده  و چيزي  آن  را  نسخ  نکرده  است  اگر چه  جمهور فقهاء  برخلاف  آن  هستند و توبه  را  شامل  حال  او  نيز  مي‌‌دانند.  و  پيامبر صلي الله عليه و سلم   مي‌فرمايد:" لزوال الدنيا أهون على الله من قتل مؤمن بغير حق   [بيگمان  فناء  و  نيستي  دنيا  نزد  خداوند  آسانتر  است‌،  ازکشتن  بنا حق  يک  مومن  يعني‌کشتن  مومن  آنقدر  عظيم  وگناه  است‌]"‌.

ابن  ماجه  با  سند  حسن  آن  را  از  “‌براء‌”  روايت‌کرده  است‌.

ترمذي  با  سند  حسن  از ابوسعيد  روايت‌کرده  است‌که  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" لو أن أهل السماء وأهل الارض اشتركوا في دم مؤمن، لاكبهم الله في النار  [‌اگرتمام  ساکنان  آسمان  و  زمين  درکشتن  و  ريختن  خون  يک  مومن  شرکت‌کنند  خداوند  همه‌شان  را  بمجازات آن  در  آتش  دوزخ  اندازد]"‌.  

 بيهقي  از  ابن  عمر  روايت‌کرده  است‌که  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:"  من أعان على دم امرئ مسلم بشطر كلمة، كتب بين عينيه يوم القيامة: آيس من رحمة الله     [هرکس  با  نيم ‌کلمه  در  قتل  مسلماني  شرکت  داشته  و  بکشتن  او کمک‌کرده  باشد  در روز قيامت  برپيشاني  او  نوشته  مي‌شود:  او  از  رحمت  خدا  مايوس  است‌]"‌.

و  اين  بدان  جهت  است‌که  قاتل  بنائي  را  خراب  مي‌کند که  خداوند  آن  را  ساخته است  و  حيات  و  زندگي  را  از  مقتول  مي‌گيرد  و  تجاوز است  بحقوق  خويشاوندان  و  افراد  خانواده  او که  بوجود  او  احساس  عزت  و  سربلندي  مي‌کردند  و  از  وجودش بهره‌مند  بودند  و  با  فقدان  او  از وجود  ارزشمند  او  محروم  مي‌گردند.  قتل  حرام  است خواه  قتل  مسلمان  يا کافر  ذمي  يا  خودکشي  باشد.  

در  احاديث  بتصريح  آمده  است‌ که  قاتل ‌کافر  ذمّي  بنا حق‌،  در  آتش  دوزخ  است  بخاري  از  عبدالله  بن  عمرو  بن  العاص  روايت  کرده  است‌که  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفته  است‌:" من قتل معاهدا  لم يرح رائحة الجنة، وإن ريحها بوجد من مسيرة أربعين عاما    [‌هرکس  کافري  را  بکشد که  با  مسلمين  عهد  و  پيمان  دارد  يا  مسلماني  به  وي  امانت  داده  باشد  يا  حاکم  به  وي  امان  داده  باشد  يا  با  وي  عقد  جزيه  بسته  شده  باشد  چنين  شخصي  بوئي  از بهشت  نمي‌برد  با  وجود  اينکه  بوي  بهشت  از مسافت  چهل  سال  راه  احساس  مي‌شود  يعني  د