 همينكه‌كالا  و  پول  را  برد،  مستحق  مجازات  قطع  يد  است‌، چون  موجب  قطع‌  تصرف  مالك  برملك  او  شده  است‌.

فقهاء ‌گويند  اگر  مالك  خوابيده  باشد،  شرط  است‌كه  مال  مسروق  را  در زير  پهلو  يا زير  سر  نهاده  باشد.  و  بروايتي  استدلال  كرده‌اند  كه  احمد  و  ابوداود  و  ابن  ماجه  و  نسائي  و  حاكم  از  صفوان  بن  اميه  نقل‌ ‌كرده‌اند كه ‌گفت‌:

درمسجد  خوابيده  بودم  و  عبائي  داشتم  آن  را  در  زير  سر  نهاده  بودم  و آن  را  از  من  دزديدند.  ما  سارق  را  دستگير كرديم  و  او  را  پيش  پيامبر صلي الله عليه و سلم    برديم‌،  كه  دستور  داد  دست  او  را  قطع‌كنند.گفتم‌:  اي  رسول  خدا  آيا  براي  عبائي‌كه  قيمت  آن  سي  درهم  است‌،  دست  او را  قطع‌ مي‌كني‌؟  من  آن  را  به  وي  بخشيدم‌.  پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:"‌فهلا ‌قبل  ان‌ ‌تا‌تيني به‌؟  [‌چرا  پيش  از آنكه  او را  پيش  من  بياوري  او را  عفو نكردي  و عبا  را  به  وي  نبخشيدي  ؟  ]‌’‌’‌.

 و  از  اين  حديث  استدلال  مي‌شود كه  شرط  اجراي  مجازات  قطع  يد  آنست ‌كه  مالك  مال  مسروقه  را  مطالبه‌كند  و  شكايت  پيش  حاكم  ببرد  و مال  خود  را  مطالبه ‌كند.  پس  اگر پيش  از شكايت  به  حاكم  مالك  مال  مسروقه  را  به  سارق  بخشيد  يا  به  وي  فروخت  مجازات  قطع  يد  از  سارق  ساقط  مي‌گردد،  همانگونه ‌كه  درباره  صفوان  بصراحت  فرمود:  “‌چرا  پيش  از  اينكه  او  را  پيش  من  بياوي  او  را  نبخشيدي‌؟‌!!

يعني  اگر  پيش  از آن  او  را  مي‌بخشيد  مجازات  اعمال  نمي‌شد.  
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -مشاهده  می‌شود  كه  پیامبر(‌ص‌)  برای  كسیكه  گوسفند  را  از  چراگاه  می‌دزدد  مجازات  قطع  ید  را  از  او   ساقط ‌كرده  است  ولی  اگر  آن  را  از  خوابگاه  و  اغل  بدزدد كه  حرز  آن  است  مجازاتش  قطع  ید  است‌.  پس  حرز  معتبر  است‌.  مولف
[2] - برای  روشن  شدن  معنی  این  حدیث  مناسب  می‌دانم  حدیثی  را  در  تیسیر  الوصول  ج 2/14-15  آمده  است  نقل‌كنم‌.  "‌از  عبدالله  بن  عمروعاص  روایت  است‌كه  درباره  میوه  سر  درختی  پیش  از  چیدن  آن  از  درخت‌،  از  پیامبر(‌ص‌)  سوال  شد،  اوگفت‌:  هركس  باندازه  نیاز  خود  از  آن  بخورد  و  چیزی  با  خود  نبرد  و  دامنی  از  آن  پر  نكرد،  چیزی  بر  او  نیست‌.  و  هركس  چیزی  را  از  باغ  با  خود  بیرون  برد  باید  یك  برابر  یا  دو  برابر  آن  تاوان  بدهد  و  عقوبت‌گردد.  و  هركس  بعد  از  آنكه  میوه  در  میدان  خشك‌كردن  جمع  شده  بود  از  آن  چیزی  دزدید،  و  بحد  نصاب  می‌رسید  مجازاتش  قطع  ید  است  و  اگركمتر  از  حد  نصاب  باشد  باید  غرامت  آن  را  بپردازد  و  تنبیه گردد  و  هركس‌گوسفندی  را  دركوه  بدزدد  پیش  از  آنكه  به  خوابگاه  و  آغل  برسد،  مجازاتش  قطع  ید  نیست  ولی  اگر  به  محل  خوابگاه  و  حرز  برسد،  چنانچه  بحد  نصاب  برسد  مجازاتش  قطع  ید  است‌“  نقل  چند  روایت  به  معنی‌.  مترجم 
[3] -‌در  بعضی  ازكتب  حدیث  بجای  تمر  معلق  ثمر  معلق  آمده  است‌.  مترجمطرار =  جيب‌بر  

فقهاء  درباره  طرار  و  جيب‌بر  اختلاف  دارند:  گروهي  گفته‌اند  مجازات  او  قطع  يد  است‌،  خواه  دست  درجيب  شخص‌ كند  و مال  و محتويات  آن  را  بيرون  آورد  يا  اينكه  جيب  را  ببرد  و مال  و  محتويات  آن‌،  از او  بيفتد،  سپس  آن  را  بردارد.  فرق  نمي‌كند.  و اين  قول  مالك  و  اوزاعي  و  ابوثور  و  يعقوب  و  حسن  بصري  و  ابن  المنذر  است‌.  

ابوحنيفه  و  محمد  بن  الحسن  و  اسحق‌گفته‌اند:  محتواي  جيب  دركيسه‌اي  باشد  و  بيرون  از جيب  باشد  يا  جيب  روئي  لباس  باشد  و جيب‌بر،  آن  را  زد  و  دزديد  مجازات  او  در  اين  صورت  قطع  يد  نيست‌.  و  اگر  در كيسه‌اي  باشد  كه  داخل  جيب  باشد  يا  جيب  لباس  -‌زيرين  باشد  و جيب‌بر،  دست  در  جيب  او  برد  و آن  را  دزديد  مجازات  او  قطع  يد  است‌.مسجد  حرز  است 

براي  چيزهائي كه  معمولا  در  مسجد  نهاده  مي‌شوند  از  قبيل  فرش  و  سجاده  و  چراغ  و  لوستر  و  حصير  و  ديگر  ابزار  و  وسايل  معمولي  مسجد،  مسجد  حرز  است  پس  هركس  چيزي  را  ازمسجد  دزديد  مجا‌زات  او  قطع  يد  است  چون  مال  را  از  حرز  ربوده  است‌.  

پيامبر صلي الله عليه و سلم    دزدي  را كه  از  مسجد  سپري  را كه  درصفه  و  ايوان  زنان  نهاده  شده  بود،   دزديد  او را  با  قطع  يد  مجازات ‌كرد  و قيمت  آن  سپر سه  درهم  بود.  احمد  و ابوداود  و  نسائي  آن  را  نقل‌ كرده‌اند.

و  همچنين  اگر كسي  در  مسجد  يا  تزئينات  در  مسجد  را كه  داراي  قيمت  و  ارزش  بود،  دزديد  مجازاتش  قطع  يد  است‌،  چون  مال  محرز  و  بدون  شبهه  را  دزديده  است‌.  علماي  شافعيه‌ گويند  اگركسي  قنديلها  و  لوستر  و  حصيرهاي  مسجد  را  دزديد مجازات  او قطع  يد  نيست‌،  چون  وسايل  مسجد  وقف  منافع  مسلمين  است  و  سارق  نيز  در آن  ذي  نفع  و  ذي  حق  است  -‌پس  ايجاد  شبهه  مي‌كند  -‌مگر  اينكه  دزد كافر  ذمي  باشد  چون  حقي  در  مسجد  ندارد  مجازات  او  قطع  يد  است‌.سرقت  از  خانه  و  منزل  

فقهاء  اتفاق  نظر  دارند  بر  اينكه‌،  وقتي  خانه  و  منزل  حرز  و  محل  حرز  تلقي  مي‌شود،‌كه  درآن  قفل  شده  باشد.  و  همچنين  اتفاق  نظر  دارند كه  اگر كسي  از  خانه  اختصاصي  و  خانه ‌كه  مشترك  نيست‌،  چيزي  دزديد  تا  از  خانه  و  منزل  بيرون  نرود مجازات  قطع  يد  درباره  او  اجرا  نمي‌شود.  

و  فقهاء  درباره  مسايلي  با  هم  اختلاف  دارند  كه  صاحب  كتاب  “‌الافصاح  عن  معاني  الصحاح‌”  آن‌ها  را  ذكركرده  و گفته  است‌:

اگر دو  نفر  با  هم  خانه‌اي  را  بريدند  و ديوارخانه  را  شكافتند  و  شكافي  ايجادكردند  يكي  از آنان  از  نقب  داخل  خانه  شد  و كالاي  مسروقه  را  برداشت  و  به  ديگري كه  در  بيرون  خانه  محرز  بود،  داد  يا  آن  مال  مسروقه  را  براي  او  بيرون  انداخته  و  او  آن  را  برداشت‌،  علما  با  هم  در  مجازات  آنها  اختلاف  دارند:

مالك  و  شافعي  و  احمدگفته‌اند:  مجازات  قطع  يد  درباره  آن‌كس  اعمال  مي‌شود  كه  بداخل  خانه  رفته  است  نه  درباره  آنكس‌ كه  بيرون  خانه  قرار دارد.  و ابوحنبفه ‌گفته  است‌:  مجازات  قطع  يد  درباره  هيچكدام  اجرا  نمي‌شود.  و  درباره ‌گروهي‌كه با هم  در  سوراخ ‌كردن  و  نقب  خانه  با  هم  شركت  داشته و  همگي  بداخل  خانه  محرز رفته  و   بعضي  از آنها  با  هم  مالي  را كه  بحد  نصاب  رسيده  است  بيرون  مي‌آورند  و  برخي  از  آنان  در بيرون  آوردن  آن  مال‌كمكي  نمي‌كنند.  علما  با  هم  اختلاف  دارند:  ابوحنيفه  و  احمد  مي‌گويند:  مجازات  قطع  يد  درباره  همه  جماعت  اجرا  مي‌شود.  و  مالك  و  شافعي‌گفته‌اند  مجازات  قطع  تنها  براي  آنها است‌كه‌كالا  را  بيرون  مي‌آورند.

و  درباره  اينكه  يكي  از  دزدان  از  شكافي  و  نقبي  كه  ايجادكرده‌اند  داخل  شده  و  كالا  را  از  داخل  بنزد  يك  سوراخ  و  شكاف  آورده  و آن  را  آنجا  رها كند  و  ديگري  از  بيرون  دست  را  داخل  سوراخ ‌كرده  و  آن‌ كالا  را  از  حرز  خارج‌كند،  اختلا