رباره  آنان  جاري  نمي‌گردد. پس  حد  قذف  بطريق  اولي  نبايد  جاري‌گردد. اگرچه  بايد  تعزير  شوند  چون  بهرحال  قذف  اذيت  و  آزار  مسلمان  است‌.

تکرار  شدن  قدف  نسبت  به  يک شخص  
هرگاه  قذف‌کننده  شخصي  را  بيش  از  يک  بار  به  ارتکاب  زنا  متهم‌کند،  اگر  قبلا  براي  يکي  از اين  قذفها،  حد  نخورده  باشد،  يک  بارحد  براي  همه  آنهاکفايت  مي‌کند  ولي  اگر  يک  باربراي  قذف  نسبت  بدان  شخص  حد  خورده  بود  وسپس  مجددا  به قذف  او  برگشت  باردوم  نيز  حد  درباره  او  اجرا  مي‌شود  و  همچنين  هر  اندازه  متهم  را  قذف‌کند  و  حد  درباره  او  جاري  شود  و  دوباره  اتهام  را  تکرارکنند،  اجراي  حد  درباره  او  تکرار  مي‌شود. 

اتهام  زنا  به‌گروهي  دادن
هرگاه  شخصي  جماعتي  را  به  ارتکاب  زنا  متهم  کند  نظر  فقها  درباره  حکم  او  مختلف  است  و  سه  دسته  شده‌اند: 
1-‌بنا  بمذهب  ابوحنيفه  و  مالک  و  احمد  و  ثوري  براي  همه  آنها  يک  بار  حد  درباره  او  اجرا  مي‌شود. 
٢-‌بنا  بمذهب  شافعي  و  ليث  بتعداد  افراد  آن‌گروه  بايد  حد  قذف  درباره  او  اجرا گردد. 
٣-گويند  فرق  است  ميان  اين  همه  را  يک  جا  متهم‌کند  و  بگويد: اي  زناکاران  (‌يا  زناه  يا  اينکه  خطاب  به  تک  تک  آنها  بگويد: اي  زاني‌که  درصورت  اول  يک  حد  براي  همه‌کافي  است  و  در  صورت  دوم  بتعداد  افرادي  جماعت‌،  بايد  حد  درباره  او  اجرا شود  . 

ابن رشد گويد: مستمسک‌ کساني ‌که  يک  حد  راکافي  مي‌دانند  حديث  انس و ديگران  است‌که‌: هلال  پسر اميه  زن  خود  را  متهم ‌کرد  باينکه  با  “‌شريک  به  سمحاء‌”  مرتکب زنا  شده  است  اين  مطلب  در حضور پيامبر صلي الله عليه و سلم  مطرح ‌گرديد،‌که  ميان  هلال  و  همسرش  “‌ملا‌عنه‌”  برقرارکرد  و  حدي  درباره  “‌شريک‌”  اجرا  نفرمود. و  اهل  علم  بر  اين  اجماع  دارندکه  هرکس  زنش  را  متهم  به  زناکند  بايد  هر  دو  “‌ملاعنه‌”[3]‌کنند. و  مستمسک  کساني‌که  مي‌گويند  بايستي  به  تعداد  افراد  درباره  او  حد  قذف  جاري  گردد  اينست‌که  مي‌گويند  اين  حد  حق  انسانها  است  اگر برخي  از حق  خود  بگذرند  و  او را  عفو کنند  و ‌همگي  او ‌را  نبخشند  اين  حد  ساقط  نمي‌شود  پس  براي  هريک‌،  حد  جداگانه‌اي  است‌. 

اماکساني که  فرق  نهاده‌اند  بين  اينکه  همه  را  رويهم  در  يک  جمله  يا  چند  جمله  يا  د‌ر يک  مجلس   يا  چند  مجالس  متهم‌کند،  بدينجهت  است‌که  مي‌گويندکه  تعدد قذف  موجب  تعدد  حد  است  هرگاه  متهمين  متعدد  باشند  و  قذف  نيز  متعدد مي‌باشد  واجب  است‌که  حد  متعدد  باشد  والا  چنين  نيست‌. آيا  حد  شرعي  قدف  از  حق الله  است  يا  از  حق  انسانها  است‌؟  

ابوحنيفه  مي‌گويد  حد  قذف  از  حقوق  الهي  است  بنابراين  هرگاه  حاکم  اطلاع  يافت‌که‌کسي  مرتکب  قذف  شده  است‌،  واجب  است  بر  او که  حد  را  درباره  قاذف  اجراکند،  حتي  اگر چه  متهم  آن  را  مطالبه  نکند. و  اگرمتهم  نيز  قاذف  را  عفوکند  اين  حد  ساقط  نمي‌شود. 

و  توبه  قاذف  تنها  بين  او  و  خداوند  برايش  سودمند  است  (‌موجب  سقوط  حد  نيست‌)  و  اگر  قذف‌کننده  بنده  باشد  مثل  حد  زنا،  حد  او  نيز  نصف  مي‌گردد  يعني  براي  او  چهل  تازيانه  است‌. 

امام  شافعي  مي‌گويد: حد  قذف  حق  الله  نيست  بلکه  از  حق  انسانها  است‌،  بنابراين  حاکم  وامام  وقتي  اين  حد  را  اجرا  مي‌کند،‌که  متهم  خواهان  اجراي  آن  باشد،  اگرمتهم  قاذف  را  عفوکند،  حد  ساقط  مي‌گردد  و  اين  حق  جزو  ارث  متهم  است  پس  اگرمتهم  بميرد  اين  حق  به  وارث  اومنتقل  مي‌گردد  و  اگروارث  متهم  را  عفوکند،  حد  ساقط  مي‌شود  و  توبه  قاذف  براي  او  سودي  ندارد،  مگر  اينکه  متهم  او  را  حلال‌کند. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - سوره  نور 5-4  قبلا  در  همین  بحـث  تفسیر  آن‌ گذشت‌.   
[2] -نساء25.
[3] - برای  چگونگی  ملاعنه  به  مبحث  لعان  از  همین‌کتاب  مراجعه  کنید.  ساقط  شدن  حد  قذف  

اگر  قذف  كننده  چهارگواه  بر  مدعاي  خويش  بياورد،  حد  از  او  ساقط  مي‌شود،  چون  حضورگواهان  موجب  نفي  صفت  قذف  از  او  مي‌گردد،‌كه  موجب  حد  است‌. وقتي‌كه‌گواهان  شهادت  بدهند،  زنا  ثابت  مي‌گردد  و  قذف  منتفي  است‌. آنوقت  بر متهم  حد  زنا  زده  مي‌شود  چون  مرتكب  زنا  شده  است‌.
و  همچنين  اگرمتهم  خود  به  زنا  اعتراف‌كند  وسخن  قاذف  را  تصديق‌كند  حد  از  قاذف  ساقط مي شود.   

هرگاه  زني  شوهر خود  را  به  ارتكاب  زنا  متهم‌ كند،  اگر شرايط  حد  در وي  موجود   باشد  بايد  به  وي  حد  قذف  زده  شود. ولي  اگر شوهرزن  خود  را  متهم  به  ارتكاب  زنا  كند  و گواهان  برآن  اقامه  نكند  حد  قذف  درمورد  شوهر  اجرا  نمي‌شود  بلكه  زن  و  شوي  بايد  ملاعنه‌ كنند  بهمانگونه‌ كه  در  فصل  “‌لعان‌”  از آن  سخن ‌گفته  شد. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:825.txt">ارتداد  و  رده</a><a class="text" href="w:text:826.txt">عقوبت  و كيفر  مرتد</a><a class="text" href="w:text:827.txt">فلسفه  قتل  مرتد</a><a class="text" href="w:text:828.txt">طلب  توبه  و  پشيماني  از  مرتد</a><a class="text" href="w:text:829.txt">احكام  مرتد</a></body></html>ارتداد  و  رده =  مرتد  شدن  واز  دين  اسلام  برگشتن  

رده  در  لغت  يعني  بازگشت  از  همان  راهي  كه  ازآنجا  آمده  است  و  ارتداد  هم  همچنين  است  جز آنكه  اختصاص  به‌كفر  دارد.
رده  از  نظر  شرع  يعني  برگشت  وپشيمان  شدن  مسلمان  عاقل  بالغ‌،  ازدين  اسلام  و  كافر  شدن  او  به  اختيار  و  اراده  خودش‌،  بدون  اينكه  كسي  او  را  مجبوركرده  باشد،  براي  مذكر  و  مونث  فرقي  نمي‌كند. مرتد  شدن  ديوانه  وكودك  معتبر  نيست‌،  چون  مكلف  نيستند[1].

چون  پيامبر صلي الله عليه و سلم    فرموده  است‌:"  رفع القلم عن ثلاث  : عن النائم حتى يستيقظ، وعن الصبي حتى يحتلم   ، وعن المجنون حتى يعقل   "[2]احمد  و  صاحبان  سنن  آن  را  روايت‌كرده  و  ترمذي  آن  را  “‌حسن‌”  دانسته  است‌. و  حاكم‌گفته‌كه  بشرط  شيخين  اين  حديث صحيح  است‌.

اگركسي  را  مجبوركنندكه  بكلمه‌كفر  تلفظ‌كند،  ولي  درقلبش  ايمان  باشد  و  قلبا مومن  باشد،  از  مسلمان  بودن  خارج  نمي‌شود. چون  عمار  بن  ياسر  را  مجبوركردند  كه  به‌كلمه‌كفر  تلفظ  نمايد  وآن  را  تلفظ  نمود  و  خداوند  دراين  باره  چنين  فرمود: " من كفر بالله من بعد إيمانه، إلا من أكره وقلبه مطمئن بالايمان، ولكن من شرح بالكفر صدرا، فعليهم غضب من الله، ولهم عذاب عظيم  [3]  [‌كساني‌كه  بعد  از  ايمان‌كافر  شوند  -‌به  جز  آنهاكه  تحت  فشار  و  اجبار  واقع  شده‌اند،  در  حالي‌كه  قلبشان  آرام  با  ايمان  است  و  ايمان  در  قلبشان  جاي‌گرفته  است‌،  وليكن  آنهاكه  سينه  خود  را  براي  پذيرش‌كفر    گشوده‌اند  و  قلبا  به ‌كفر راضي  هستند  غضب  خداوند  برآنها  است  و  عذاب  عظيمي  در  انتظارشان  مي‌باشد  ]"‌.

ابن  عباس‌‌گفت‌: مشركان  عمار  و  پدر و  مادرش  سميه  و  صهيب  و  بلال  و  خباب  و  سالم  راگرفته  بودند  وآنان  را  سخت  شكنجه  مي‌نمودند  و  سم