  الله  شيئاً  اولئک  الذين  لم‌ يرد  الله  ان   يطهر  قلوبهم،  لهم في  الد‌نيا  خز‌ي  و  لهم في الاخره  عذاب  عظلم  [‌اي  فرستاده  خدا  منافقان  که  با  زبان  مي‌گويند  ايمان  آورده‌ايم  و  قلب  آنان  ايمان  نياورده  است  و  درمسيرکفر و نفاق  بر  يک  ديگر  سبقت  مي‌گيرند،  اينان  ترا  اندوهگين  نکنند  و  همچنين  از  يهوديان  که  اين  راه  را  مي‌پيمايند  -‌ترا  اندوهگين  نکنند  -‌آنان  زياد  به  سخنان  توگوش  مي‌دهند  تا  دستاويزي  و  بهانه‌اي  براي  تکذيب  تو  بيابند،  آنان  جاسوسان  جمعيت  ديگري هستندکه  خود  آنها  نزد  تو  نيامده‌اند  -‌از  بسکه  تکبر  دارند  و  آنان  روساي  قوم  يهود  هستندکه  -‌آنان  سخنان  -‌کلام  تورات  -‌را  ازمحل  خود  تحريف  مي‌کنند  -‌آن  را  تبديل  يا  پنهان  مي‌نمايند  تا  آن  را  ازمعني  صحيح  دورکنند  -‌و  مي‌گويند  اگراين  را  (‌که  ما  مي‌خواهيم‌)  به  شما  دادند  (‌و  محمد  بر  طبق  خواسته  شما  داوري‌کرد)  بپذيريد  والا  دوري‌کنيد،  و  عمل  ننمائيد. قرآن  بيان  مي‌کندکه  چگونه‌کتاب  آسماني  خود  را  بازيچه  قرارداده  بودندکه  هرگاه  مرد  شريف  و  ثروتمندي  ازآنان  مرتکب‌گناه  مي‌شد و  حکم  تورات  درباره  او  شديد  بود،  و  آن  مرد  رشوتي  به  علماي  يهود  مي‌داد  مي‌گفتند: برو  پيش  محمد  اگرحکم  او  خفيفتر ازحکم  تورات  بود که  مراد  ما  است  آن  را  بپذيريد  و  اگرچنين  نبود  از او  دورشويد  و  پرهيزکنيد  وکسي  را که  خداوند  (‌براثر  گناهان  پي  در  پي‌)  بخواهد  مجازات  کند  تو  قادر  به  دفاع  از  او  نيستي‌،  آنها  کساني  هستند  (‌بواسطه  اعمال  خودشان‌)  که  خدا  نخواسته  دلهايشان  را  پاک  کند،  در  دنيا رسوائي  و  درآخرت  مجازات  بزرگ  نصيب  آنان  خواهد  شد]"‌. 

و  مي‌گويند: “‌برويد  پيش  محمد  اگردستورداد  به  رو سياه ‌کردن  و شلاق  زدن  زاني  محصن  قبول‌کنيد  و  اگردستور  برجم  داد  از او  دوري‌کنيد  و  بپرهيزيد”‌. و  خداوند  اين  آيات  را  نازل  فرمود: ’‌’‌... ومن لم يحكم بما أنزل الله فأولئك هم الكافرون "و "من لم يحكم بما أنزل الله فأولئك هم الظالمون "و"من لم يحكم بما أنزل الله فأولئك هم الفاسقون ".   [‌کساني‌که  برابرآنچه‌که  خداوند  نازل‌کرده  است  و  مطابق  آن  حکم  نکنندکافر و  ظالم  و  فاسق  هستند]"‌. براء‌گفت‌: اين  آيات  هم‌کافران  را  شامل  مي گردد”‌. اين  روايت  را  مسلم  و  احمد  و  ابوداود  ذکرکرده‌اند[2]‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - چنانچه  سوال  شودکه  پیامبر(‌ص‌)  آن  دو  یهودی  را  چگونه  رجم‌کرد  آیا  به  وسیله‌گواهان  جرم  آنها  ثابت  شد  یا  به  وسیله  اعتراف  و  اقرار.  نووی‌گفته  است  چنان  پیدا  است‌ که  اقرارکرده  باشند.  مولف.
[2] - نص  تورات  درباره  حکم  رجم  چنین  است‌:  “‌هرگاه  مردی  با  زن  شوهرداری  در  بستر  خواب  یافته  شوند  هر  دوکشته  می‌شوند،  مردی‌که  با  زن  خوابیده  و  زن‌.  آنگاه  شر  از  اسرائیل‌کنده  می‌شود.  هرگاه  دختر دوشیزه  نامزد  مردی  باشد  و  مردی  او  را  در  شهر  بیابد  و  با  او  همخوابه گردد،  هردوی  آنها  را  از  شهر  بیرون  کنید  و  آنان  را  سنگسارکنید  تا  اینکه  بمیرند  دختر  را  بدینجهت‌که  فریاد  نزده  در  شهر  و  تسلیم  شده  و  مرد  را  بدینجـهت‌که  زن  یار  خود  را  خوارکرده  است  آنگاه  شر  از  شهرکنده  می‌شود.  این  بود  نص  تورات  و  در  انجیل  چیزی‌که  مخالف  آن  باشد  نیامده  است  پس  آن  حکم  بر  نصاری  نیز  واجب  است  چون  هرچه  که  در  عهد  قدیم  -‌تورات  -‌باشد  اگر  در  عهد  جدید  -‌انجیل  -‌چیزی‌که  با  آن  مخالف  باشد  وجود  نداشته  باشد  برای  نصاری  نیز  حجـت  است‌. نقل  ازکتاب  “‌فلسفه  العقوبه‌“  مولف 
اینک  نص  عبارات  سفر  تثنیه  راکه  بزبان  فارسی  ترجمه  شده  است  نقل  می‌کنم‌:  اگر  مردی  یافت  شود  که  با  زن  شوهرداری  هـم  بستر  شده  باشد  پس  هر  دو  یعنی  مردیکه  با  زن  خوابیده  است  و  زن‌کشته  شوند  پس  بدی  را  از  اسرائیل  دورکرده‌.  اگر  دختر  باکره  بمردی  نامزد  شود  و  دیگری  او  را  در  شهر  یافته  با  او  همبستر  شود،  پس  هر  دوی  ایشان  را  نزد  دروازه  شهر  بیرون  آورده  ایشانرا  با  سنگـها  سنگسارکنند  تا  بمیرند  اما  دختر  را  چونکه  در  شهر  بود  و  فریاد  نکرد  و  مرد  را  چونکه  زن  همسایه  خود  را  ذلیل  ساخت  پس  بدی  را  از  میان  خود  دورکرده‌.
کتاب  مقدس  سفر  ثنیه  شماره  ٢٢  آیات  ٢٢  تا  ٢٤  ترجمه  فارسی  ص  ٣٠٨  مترجم  مقدمه مؤلف

الحمد لله رب العالمين و الصلاة والسلام على سيدنا محمد سيد الاولين والاخرين، وعلى آله وصحبه ومن اهتدى بهديه إلى يوم الدين
اما بعد: این‌كتاب (‌فقه السنه‌) مسائل فقه اسلامی را مورد بحث قرارمی‌دهد و دركنارآنها دلایل و مستندات را ازنص صریح قرآن‌كریم و احادیث صحیح نبوی و اجماع امت مي‌آورد.
این‌كتاب با اسلوبی ساده و آسان و مفصل عرضه‌گردیده و دربرگیرنده‌ي بسیاری از مسایلی است‌كه مسلمانان بدان نیاز دارند، و درآن از ذكر مسائل اختلافی پرهیز شده مگر اینكه مجوزی برای ذكر آن باشد كه در آن صورت بدان اشاره شده است‌. 
بنابراین‌، این كتاب صورت صحیحی از فقه اسلامی را به دست می‌دهد، كه خداوند حضرت محمد صلي الله عليه و سلم   را به تبلیغ آن مامور فرستاده است‌، و بر مردم باب فهم احكام خدا و پیامبرش را می‌گشاید، و آنها را به تمسك قرآن و سنت می‌خواند و اختلاف و بدعت و تعصب نسبت به مذاهب فقهی را ازمیان برمی‌دارد، همچنانكه به این ادعای پوچ‌ كه‌: “‌باب اجتهاد بسته شده است‌“‌ نیز پایان می‌دهد.
این‌كار حاصل تلاشها و كوشش‌هایی است كه به منظور خدمت به دین و بهره‌مندی برادران دینی خود انجام داده‌ایم‌، از خداوند مسالت داریم كه آن را سودمند گرداند و موجب كسب رضای او باشد. وهو حسبنا و ‌نعم ا‌لوكیل‌.
 
قاهره ١٥ شعبان ١٣٦٥ ه‌. ق 
سید سابق(‌بیان  پاداش  نماز  در  اذان=الصلاه  خیر من‌ ‌النوم)

موذن  شرعاً  می‌تواند  در اذان  صبح‌،  بعد  از دو  بار گفتن  هر یك  از " ‌ حي على الصلاة، حي على الفلاح" بگوید:" (الصلاة خير من النوم) [‌نماز  بهتر  است  از  خوابیدن‌]"  (‌دو  بار)‌.  ابو محذوره ‌گفت‌:  ای  رسول  خدا،  سنت  اذان  را  به  من  بیاموز،  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود:" (فإن كان صلاة الصبح قلت: الصلاة خير من النوم، الصلاة خير من النوم، الله أكبر الله أكبر، لا إله إلا الله "  احمد  و  ابوداود  آن  را  روایت‌ كرده‌اند. گفتن  آن  تنها  در  اذان  صبح‌،  سنت  است.راي  فقها  درباره  حد کافر  

صاحب‌کتاب  البحر  اجماع  را  نقل‌کرده  است  بر  اينکه‌کافر  حربي  چون  مرتکب  زنا  شود  بايد  شلاق  زده  شود  امام  شافعي  و  ابويوسف  (‌از  حنفيه‌)  و  قاسميه‌گفته‌اند  اگرکافربالغ  و  عاقل  وحر باشد  و در مذهب  خود  و  بنا  بعقيده  خود  با  نکاح  صحيحي  ازدواج‌کرده  باشد  محصن  است  و  بايد  بکيفر  زنا  رجم‌ گردد.

ابوحنيفه  و  محمد  و  زيد  بن  علي  و  ناصر  و  اما