ه  استقبال  حيض  مي‌رود[4]‌.

حداقل  مدت  عده  با  سه  “‌قُرء‌“
علماي  شافعيه  مي‌گويند: حداقل  مدتي‌که  زن  ممکن  است  سه  قرء  را  ببيند،  سي  و  دو  روز و يک  ساعت  است  بدينمعني‌که  شوهر زنش  را  درحال  طهر طلا‌ق  دهد  و  بعد  از  طلاق  يک  ساعت  از  مدت  ظهر  او  باقي  باشدکه  اين  يک  ساعت  براي  او  يک “‌قرء‌”  است‌،  سپس  بعد  از  اين  يک  ساعت  قاعده  شود  و  يک  روز  در  حيض  باشد  سپس  ازحيض  پاک  شود  و  پانزده  روزپاک  باشدکه  “‌قرء‌”  دوم  مي‌شود. سپس  بعد  از   پانزده  رو‌ز قاعده  شود  و  يک  روز قاعدگيش  طول  بکشد  سپس  پانزده  رو‌ز  پاک  باشد  که  مي‌شود  “‌قرء‌”  سوم‌. سپس  براي  بار  سوم  قاعده  شود،  چون  به  قاعدگي  سوم  پا  نهاد  عده‌اش  بپايان  مي‌رسد. 
اما  ابوحنيفه  مي گويد  حداقل  مدت  سه  “‌قرء‌”  شصت  رو‌ز  است  و  نزد  ياران  او  محمد  و  ابويوسف  -  ٣٩  رو‌ز  است‌. 
نزد  ابوحنيفه  عده  با  حيض  شروع  مي‌شود  و  حداکثرمدت  آن  ده  روز است  سپس  از  حيض  پاک  مي‌شودکه  پاکيش  ١٥  روز  طول  مي‌کشد. بار  دو‌م  نيز  ده  رو‌ز  براي  حيض  و  پانزده  رو‌ز  براي  پاکي  و  بارسوم  ده  روزبراي  حيض‌که  عده  بپايان  مي‌رسد  و  مجموعا  شصت  روز  طول  مي‌کشد.
هر‌گاه‌،  مدت  شصت  رو‌زگذشت  و  زن  ادعاکردکه  عده‌اش  بپايان  رسيده  است  اگر  قسم  بخورد  سخن  او  قبول  است  و  براي  شوهر  ديگري  حلال  است‌که  با  و‌ي ازدو‌اج  کند. 
و‌لي  ياران  ابوحنيفه  براي  هر  بار  سه  روز که  حداقل  است  حساب  مي‌کنند  و  براي  دو  پاکي  بين  سه  حيض‌  هريک  ١٥  روزکه  جمعا  مي‌شود  ٣٩ رو‌ز حساب  مي‌کنند[5]‌. 

عده  زناني ‌که  قاعده  نمي‌شوند
اگرزن  بعلت‌کوچکي  و  صغر سن  يا  بعلت  پيري  و کبر سن  قاعده  نشود  عده  او  سه  ماه  است‌،  خواه  اين  زن  بزرگ  سال  اصلا  قاعده  نشده  باشد،  يا  قاعده  شده  باشد  و  بعدا  قاعدگيش  قطع  شده  باشد. چون  خداوند  مي‌فرمايد:" واللائي يئسن من المحيض من نسائكم إن ارتبتم فعدتهن ثلاثة أشهر، واللائي لم يحضن وأولات الاحمال أجلهن أن يضعن حملهن  [‌سوره  طلاق ترجمه  آن‌گذشت‌]‌”‌.

ابن  ابي  هاشم  در  تفسير  خود  از  عمر  بن  سالم  و  او  از  ابي  بن‌کعب  روايت‌کرده است‌که  اوگفت‌:‌گفتم  اي  رسول  خداکساني  هستندکه  در  مدينه  در‌باره  عده  زنان  چيزهائي  مي‌گويندکه  در  قرآن  نيست  و  از آنها  ذکري  نرفته  است‌،  درباره  زنان  صغير  که  هنوز  به  سن  حيض  نرسيده‌اند  و  در‌باره  زنان  پير  و  بزرگ  سال  و  زنان  حامله‌که  خداوند  اين  آيه  را  -‌آيه  فوق  -‌نازل‌کرده  است  -‌پس  مدت  عده  زنان  حامله  آنست‌که وضع  حمل‌کنند. و  چون  وضع  حمل‌کردند  عده‌شان  پايان  مي‌يابد. جرير  روايت  را  بدينگونه  نقل‌کرده  است‌: وقتي‌که  آيه‌اي  درسوره  بقره  درباره  عده  زنان  نازل  شد. من  گفتم‌: اي  رسول  خدا  مردم  مدينه  مي‌گويند: عده  بعضي  از  زنان  مانده  است‌که  در  قرآن  ذکر  نشده  است‌: عده  زنان کم  سن  و  سال‌که  هنوز  به  سن  حيض  نرسيده‌اند  و  عده  زنان  پير و  بزرگ  سال ‌که  حيض  آنان  قطع  شده  و  عده  زنان  حامله ‌که  اين  آيه  -‌آيه فوق  -‌در  سوره  نساء‌کوچک  -‌سوره  طلاق  -‌نازل‌گرديد: " واللائي يئسن من المحيض من نسائكم  ‌گفته  است  مقصود  پيرزني  است‌که  قاعده  نمي‌شود  يا  زني‌که  از  حيض  باز  ايستاده  است  که  اينگونه  “‌قرء‌ها”  برايشان  معتبر  نيست‌. و  در‌باره  “‌... ان  ارتبتم‌...”  گفته‌: يعني  اگرشک‌کرديد  پس  عده  آنها  سه  ماه  است‌. مجاهدگفته‌: يعني  اگرشک  کرديد  و  نمي‌دانستيد  عده  زني  که  از  حيض  باز  ايستاده  است‌،  چقدر  است  يا  نمي‌دانستيد  عده  زني‌که  قاعده  نمي‌شود،  چقدر  است‌،  بدانيدکه  عده  آنها،  سه  ماه  است‌،  يعني  اگر  از  حکم  آنها  سوال  مي‌کنيد  و  شک  داريد،  براستي  خداوند  آن  را برايتان  بيان  کرده  است‌. 

حکم  زني‌که  قاعده  مي‌شود  ولي  بعد  از  طلاق  خون  حيض  نمي‌بيند
هرگاه  زني  که  معمولا  قاعده  مي‌شود،  طلاق  داده  شد،  سپس  بنابر  عادت  هميشگي  خود  قاعده  نشد  و  نمي‌دانست‌که  سبب  آن  چيست‌،  عده  او  يک  سال  است‌. او  مدت  ٩  ماه  انتظار  مي‌کشد  تا  برائت  رحم  برايش  معلوم‌گردد  چون  مده  معمولي  آبستني  ٩  ماه  است‌. هرگاه  دراين  مدت  آبستني  او  معلوم  نشد،  ظاهرا  چنان  پيدا  است‌که  آبستن  نيست‌،  پس  ازآن  بايد  سه  ماه  مانند  زناني‌که  از  حيض  مايوس شده‌اند  انتظار  بکشد  و  از  ازدواج  امتناع‌کند،  اينست  چيزي‌که  عمر  بن  خطاب  بدان  حکم‌کرده  است‌. امام  شافعي‌گفته  است  در  بين  مهاجر  و  انصارکسي  را  سراغ  نداريم  که  با  اين  حکم  عمر  مخالفت‌کرده  باشد.

سن  يَأس  از  حيض
دانشمندان  فقيه  درباره  سن  ياس  از  حيض  اختلاف  دارند:
برخي  گفته‌اند: پنجاه  سال  و  برخي  گفته‌اند: شصت  سال‌،  در  حقيقت  اين  سن  ياس  نسبت  بزنان  مختلف  فرق  مي‌کند  و  ضابطه  مشخصي  ندارد.

شيخ‌الاسلام  “‌ابن  تيميه‌”‌گفته  است‌: سن  ياس  نسبت  بزنان  مختلف  اختلاف  دارد و  دربين  زنان  سن  متفق  عليه  براي  آن  نيست  و  مقصود  ازآيه  اينست‌که  هر زني‌که  از  خود  مايو‌س  شود،  ازاينکه  قاعده‌گردد،  و  اميدي  بدان  نداشته  باشد،  پس  هرگاه  زني  از  قاعدگي  و  حيض  مايوس  شد،  و  بدان  اميدي  نداشت‌،  او  “آيسه‌”  است‌،  ديگر  سن  او  مطرح  نيست‌،  خواه  چهل  سال  داشته  باشد  يا  بيشتر  ياکمتر. و  زني‌که  اميدي  به  قاعدگي  و  حيض  داشته  باشد  “‌يائسه‌”  نيست  اگرچه  پنجاه  سال  هم  داشته  باشد[6]. 

عده  زن  حامل  و  آبستن
عده  زن  آبستن‌،  آنست‌که  وضع  حمل‌کند  خواه  طلاق  داده  شده  يا  شوهرش  مرده  باشد. چون  خداوند  مي‌فرمايد:" وأولات الاحمال أجلهن أن يضعن حملهن   [‌عده  زنان  آبستن  آنست‌که  وضع  حمل‌کنند  همينکه  وضع  حمل‌کنند  عده‌شان  تمام  مي  شود  ]‌’‌’‌.

ابن اقيم  در  “‌زادالمعاد”‌گفته  است‌: ازاين  آيه  برمي‌آيدکه  هرگاه  زني  دوقلوآبستن  باشد  وقتي  عده‌اش  تمام  مي‌شودکه  هر  دو  بچه  را  بزايد  و  باز  هم  ازاين  آيه  برمي‌آيد که  عده  “‌ا‌ستبراء‌”  نيز وضع  حمل  است  و  همينکه  و‌ضع  حمل‌شد  عده  پايان  مي‌يابد  خواه  بچه  زنده  باشد  يا  مرده  تام  الخلقه  باشد  يا  ناقص  الخلقه‌،  در  وي  روح  دميده  شده  يا  روح  دميده  نشده  باشد،  بهرحال  با  وضع  حمل  عده  تمام  مي‌شود.

از  سبيعه  اسلمي  روايت  است‌که  او  زن  سعد  بن  حواله  بودکه  از  جمله  جنگجويان  “‌بدر”  است  در”‌حجه  ا‌لوداع‌”  سعد  وفات‌کرد  و  سبيعه ‌که  از او  آبستن  بود  بلافاصله  پس  ازمرگ  او  وضع  حمل‌کرد  و  همينکه  ازخون  “‌نفاس‌”  پاک  شد،  خود  را  براي  استقبال  از  خواستگاران  آراست‌،  مردي  از  “‌بني  عبدالدار”  بنام  ابوالسنابل  بن ‌بعکک‌  بروي  وارد  شد  وگفت‌: چه  خبراست‌که  ترا  آرايش‌ کرده  مي‌بينم‌،  شايد  قصد  ازدواج  داريد؟  بخداي  سوگند  تو  نمي‌توا