ن  نمي‌برد  و  ملکيت  تمتع  شوهر بر زن  هنوز  باقي  است  و  در  حلال  بودن  آن  تاثير بجاي  نمي‌گذارد،  اگرچه  اين  طلاق  سبب  جدائي  خواهد  بود،  ولي  پس  از  نقضاي  عده  است‌که  اثر  جدائي  و  حرمت  بر  آن  مترتب  مي‌شود  و  تا  زماني‌که  زن  درعده  است‌،  اين  اثر بر آن  مترتب  نيست  وپس  از  انقضاي  عده  و  عدم  مراجعت  بوي‌،  اثر  حرمت  بر  آن  مترتب  مي‌گردد  و  زن  بطور  قطعي  از  او  جدا  مي‌شود. بنابراين‌،  طلاق  رجعي  مانع  بهره‌مندي  و  برخورداري  شوهر  از  زن  نيست‌،  هرگاه  پيش  از  انقضاي  عده  يکي  از  آن  دو  بميرد  ديگري  از  او  ارث  مي‌برد  و  نفقه  زن  واجب  مي‌باشد  و  طلاق  و  ظهار  و  ايلاء  نيز  بدان  ملحق  مي‌شود. طلاق  رجعي  موجب  سر  رسيدن  وقت  پرداخت  مهريه‌اي  نمي‌شودکه  مهلت  آن  مرگ  يا  طلاق  باشد،  بلکه  پس  از  انقضاي  عده  مهلت  پرداخت  باقيمانده  مهريه  سرمي‌رسد  و  وقت  آن  است‌. مراجعت  بزن  درمدت  عده  حق  شوهراست  و اين  حق  را  شارع  مقدس  به  وي  داده  است‌،  لذا  شوهر نمي‌تواند  اين  حق  را  ازبين  ببرد  بنابراين  اگر  بگويد: ديگر  حق  رجعت  برايم  نيست‌،  مي‌تواند  پشيمان  شود  و  زن  را  مجدداً  بزير  نکاح  خويش  برگرداند. چون  خداوند  مي‌فرمايد:" وبعولتهن أحق بردهن في ذلك [در  مدت  عده  شوهرانشان  شايسته‌تر  از  ديگران  هستند که  آنان  را  بزير  عصمت  نکاح  خويش  برگردانند]"‌. پس  هرگاه  مراجعت  و  رجوع  مجدد  بزن  حق  شوهر  باشد،  رضايت  وآگاهي  زن  ازآن  شرط  نيست  و  نيازي  به  ولي  زن  ندارد  واين  حق  به  شوهران  داده  شده‌:" وبعولتهن أحق بردهن " ،  پس  مي‌توانند  از آن  استفاده‌کنند  و گواه ‌گرفتن  برآن  نيز  شرط  نيست  اگرچه  پسنديده  و  نيکو  است  تا  زن  بعدا  آن  را  انکار  نکندکه  شوهرش  به  او  مراجعت‌کرده  است  زيرا  خداوند  مي‌فرمايد: " وأشهدوا ذوي عدل منكم  [‌دو  نفر  عادل  از  خودتان  راگواه  بگيريد]"‌.

مراجعت  بزن  مي‌تواند  از  راه‌گفتار  صورت‌گيرد  مثل  اينکه  بگويد:"‌راجعتک  [اي  زن  ترا  مجددا  بزير  عصمت  نکاح  خويش  برگرداندم‌]"‌،  يا  بوسيله  رفتار  و  عمل  باشد  مثل  اينکه  با  وي  همبسترگردد،  يا  موجبات  همبستري  را  با  وي  انجام  دهد  مثل  بوسيدن  ومعاشرت  وآميزش  توام  با  شهوت  وبازي  مخصوص  زن  و شوي‌.

امام  شافعي ‌گويد: براي‌ کسي ‌که  قادر  بگفتار  باشد  مراجعت  تنها  از  راه  قول  صريح  صحيح  است  و  از  راه  جماع  و  موجبات  جماع  ازقبيل  بوسه  وآميزش  با  شهوت  صحيح  نيست  چون  بنظر او طلاق  نکاح  را  از بين  مي‌برد  (‌پس  بايد  با  صراحت  نکاح  را  برقرار سازد  و  اين  قول  است  نه  فعل‌)‌.

ابن  حزم ‌گويد: “‌اگر  شوهر  در  مده  عده  با  زنش  همبستر  شد،  اين  عمل  وي  مراجعت  بزن  محسوب  نمي‌گردد  مگراينکه  بگويد: “‌راجعتک‌“  و  برآن‌ گواه  بگيرد  و پيش  از  انقضاي  عده  بزنش  نيز  اطلاع  دهد که  به  وي  مراجعه‌ کرده  است‌. اگر  بزنش  مراجعه‌کند  وگواه  برآن  نگيرد،  مراجعت  او  صحيح  نيست‌. زيرا  خداوند  مي‌فرمايد:" فإذا بلغن أجلهن فأمسكوهن بمعروف أو فارقوهن بمعروف، وأشهدوا ذوي عدل منكم  [‌هرگاه  زنان  مطلقه  مدت  عده  را  بپايان  بردند  يا  بطرز  شايسته  و  نيکوآنان  را  نگاه داريد  و  پيوند  زناشوئي  را  ادامه  دهيد  يا  بطرزشايسته  ازآنان  جدا  شويد  و  دو  نفرگواه  عادل  از  خودتان  بر  آن  بگيريد]"‌. 

خداوند  بين  مراجعه  و  طلاق  وگواه‌گرفتن  فرق  قايل  شده  است  پس  نمي‌شود  بعضي  ازآنها  را  ازهم  جداکرد  مثل  اينکه‌کسي  مراجعت‌کند  وگواه  برآن  نگيرد  يا  زنش  را  طلاق  دهد  و  برآن‌گواه  نگيرد  از  حدود  و  مقررات  خداوند  سرپيچي‌کرده  است  و  پيامبر صلي الله عليه و سلم    نيز  فرموده  است‌:" من عمل عملا ليس عليه أمرنا فهورد  [هرکس  عملي  را  مرتکب  شود  و  امر  و  دستورما  برآن  نباشد  -‌برابر  دستور  ما  نباشد  -‌اين مردود  است‌]‌’‌’‌. پايان  سخن  ابن  حزم‌. 

ابوداود  و  ابن  ماجه  و  بيهقي  و  طبراني  از  عمران  بن  حصين  نقل ‌کرده‌اند که‌: 

‌“‌درباره  مردي‌که  زنش  را  طلاق  داده  سپس در  مده  عده  با  وي  همبسترشده  است  و  نه  بر  طلاق  او  و  نه  بر  مراجعت  به  وي‌، ‌گواه  نگرفته  است  حکم  او  چيست‌؟  او  در  جواب‌گفت‌: “‌نه  طلاقش  برابر  سنت  نبوي  بوده  و  نه  مراجعت  او  برابر  سنت  نبوي  بوده  است‌. بر  طلاق  دادن  و  بر  مراجعت  هر  دوگواه  بگير،  و  ديگر  چنين‌کاري  نکن‌‌“‌. حجت  و  دليل  امام  شافعي  بر  اينکه  طلاق  نکاح  را  از  بين  مي‌برد 

 شوکاني‌ گويد: ظاهر آنست ‌که  سخن  پيشينيان  درباره  مراجعت  بزن  پس  از  طلاق  درست  باشد. زيرا  عده  مده  خيار  شوهراست‌که  پشيمان  شود  و  بزنش  مراجعه‌کند و  اين  اختيار  و  استفاده  ازآن  بقول  و  بفعل  هر  دو  صحيح  است  و  از  ظاهر  آيه‌: ’‌’ وبعولتهن أحق بردهن  ‌’‌’  و  از  ظاهر  حديث  پيامبر صلي الله عليه و سلم    ’‌’ مره فليراجعها  ’‌’  نيز  پيدا  است  که  مراجعه  عملي  و  مراجعه  با  فعل  جايزاست  چون  مراجعه  را  به‌گفتاراختصاص  نداده است  پس  کسي  که  ادعاي  اختصاص  بگفتار  دارد،  بايد  بر  سخن  خويش  دليل بياورد [1]‌. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -نیل الاوطار ج 214/6.شوهر  چه  چيزهايي  از  زن  مطلقه  رجعيه  خويش  را  مي‌تواند  ببيند؟ 

ابوحنيفه‌ گويد: مطلقه  رجعيه  مي تواند  براي  شوهرش  خود  را  بيارايد  و  خوشبو  کند  و  بوي  نزديک  شود،  لباس  آراسته  بپوشد  و  انگشتان  خويش  را  آشکار  سازد  و  سرمه  به  چشم  بکشد. ولي  شوهر  حق  ندارد  بر  وي  داخل  شود،  مگر  اينکه  زن  از  دخول  او  خبر  داشته  باشد،  خواه  مرد  خود  بصراحت‌گويد،‌که  مي‌آيد  يا  ازحرکات  و  افعال  او  اين  مطلب  را  بفهمد. امام  شافعي‌گويد: زن  مطلقه  رجعيه  بطور  قطعي  بر  شوهر  طلاق  دهنده‌اش  حرام  است‌.

امام  مالک‌گويد: شوهر  حق  ندارد  با  وي  خلوت‌کند  و  بر  وي  وارد  شود،  مگر  اين  زن  خود  اجازه  دهد  و  شوهر نبايد  به  موي  اونگاه‌کند. با  حضور  ديگران  اشکال نداردکه  با  وي  غذا  بخورد  ولي  ابن  القاسم‌گويد: امام  مالک  پشيمان  شده  وگفته است‌: غذا  خوردنشان  با  هم  مباح  نيست‌.بانگ  و  اذان  عبارت  است  از اعلام  فرا  رسیدن  وقت  نماز  وسیله  الفاظ  و کلمات ویژه‌،  اذان  هـم  دعوت  مردم  برای  ادای  نماز  جماعت  و  هم  بیان  یک  شعائر  اسلامی  است‌. گروهی  آن  را  واجب  و گروهی  دیگر آن  را  مستحب  می‌دانند.  قرطبی  و  دیگران  گفته‌اند:  بانگ  اگرچه  الفاظش  اندک  است‌،  مسائل  عقیدتی  را  شامل  می‌شود،  زیرا  با  ‌“‌الله  اکبر“  شروع  می‌شود که  متضمن  اعتقاد  به  وجود  الله  و کـمال  اوست‌.  سپس  توحید  و  نفی  شرک  و  اثبات  رسالت  الهی  محمد صلی الله علیه و سلم  را  در ‌بر  دارد،  سپس  بدنبال  شهادت  به  توحید  و رسالت  محمد صلی الله علیه و سلم  مردم  را  به  عبادت  ویژة  الله  دعوت  می‌کند.  از  آنجا که  عبادت  وقتی  مقبول  است‌ که  در 