 مذهب  شافعي  نفقه  وي‌،  واجب  نمي‌شود،  چون  امكان  برخورداري  كامل  جنسي  از  او  بوجود  نيامده  است  پس  استحقاق  دريافت  عوض  آن‌كه  نفقه  است‌،  را  ندارد. وگفته‌اند  اگر زن  خود  را  در  اختيار  شوهر  قرار  داد  و  زن  بزرگ  بود  و  شوهركوچك  بود،  صحيح  آنست‌كه  نفقه  واجب  مي‌شود،  چون  امكان  برخورداري  جنسي  از  جانب  زن‌كامل  است  و  اين  شوهر  است  كه  نمي‌تواند  از  آن  برخوردارگردد،  پس  نفقه  واجب  مي‌شود،  همانگونه‌كه  اگر  زن  خود  را  تسليم‌كند  و  شوهر  بزرگ  باشد،  ولي  از  زن  بگريزد،  باز  هم  نفقه  او  واجب  مي‌شود.

فتواي  حنفيه  اينست‌كه  اگرشوهر،  زن كم  سن  وسال  وكوچك  خود  را،  بمنظور  اُ‌نس  واُلفت  در  خانه‌اش‌،  نگه  داشت‌،  نفقه  او  واجب  مي‌گردد،  چون  شوهر،  خودش  بدين  عدم  استيفاي‌كامل  حقوق  خود  راضي  شده  است  و  اگر  او  را  در  خانه‌اش  نگه  ندارد،  نفقه‌اش  واجب  نمي‌شود [1]‌.

اگر  زن‌،  خود  را  به  شوهر  تسليم‌كرد  و  حال  آنكه  بگونه‌اي  بيمار  بود،‌كه  مانع  آميزش  با  شوهربود،  نفقه  او واجب  مي‌باشد،  چون  حسن  معاشرت  زناشوئي  ورفتارنيكو  و  شايسته  با  زن‌،‌كه  خداوند  بدان  امركرده  است‌،  حكم  نمي‌كند  كه  موجب  تضييع  حق  واجب  اوگردد،‌كه  نفقه  است‌.

زني‌كه  مجراي  عمل  جنسي  او  مسدود  باشد،  يا  لاغر  اندام  باشد  يا  داراي  عيبي  باشدكه  مانع  آميزش  جنسي‌گردد  وبا  وجود  آن  شوهر نتواند  با  وي  آميزش‌كند،  اين  زن  هم  حكم  زن  بيمار  را  دارد،‌كه  ازآن  سخن  رانديم‌،  يعني  نفقه‌اش  واجب  است‌. و  همچنين  اگرخود  را  تسليم ‌كرد  ولي  شوهر  “‌عنين‌”  يا  (‌مقطوع  الذكر”  يا  “‌اخته‌”  بود،  يا  بگونه‌اي  بيمار  بودكه  نمي‌توانست  با  زنان  آميزش‌كند،  يا  بخاطر بدهكاري  يا ارتكاب  جرمي‌،  زنداني  شده  بود،  در  همه  اين  احوال  نفقه  زن  واجب  مي‌شود،  چون از  جانب  زن  امكان  برخورداري  جنسي  وجود  دارد  و  مانع  و  عذر  از  جانب  شوهر  است  و  زن  قصوري  نكرده  است  بلكه  شوهر  خود  حق  را  ضابع‌كرده  است‌.

اگر  زن  بدون  اجازه  شوهر  و  بدون  عذر  شرعي‌،  از  خانه  زناشوئي  خود  به  خانه  ديگري  نقل  مكان‌كند،  يا  بدون  اجازه  شوهر  به  مسافرت  برود  يا  بدون  اجازه  او  براي  حج  احرام  بندد،  در  اين  احوال  نيز  نفقه  بر  او  واجب  نيست‌. اما  اگربا  اجازه  اوبه  سفر  رفت  يا  براي  حج  احرام  بست  يا  شوهرنيز  همراه  او  بود،  نفقه  ساقط  نمي‌گردد،  چون  در  اينصورت  زن  از  فرمان  ودسترسي  شوهر  خارج  نشده  است‌. اگرزن  با  شوهرش  در  خانه‌اي  اقامت  داشت  و  از  او  نخواسته  بود،‌كه  از  اين  خانه  نقل  مكان  كند،  و  مانع  آميزش  و  عمل  جنسي  شوهر  شد،  نفقه‌اش  ساقط  مي‌گردد. اما  اگراز  او  خواسته  بود  كه  نقل  مكان‌كند  و  شوهر  امتناع  ورزيد  و  زن  هم  مانع‌  عمل  جنسي  و  آميزش،‌گرديد،  نفقه‌اش  ساقط  نمي‌شود.

اگر  زن  بجهت  جرمي‌كه  مرتكب  شده  است  يا  بجهت  بدهكاري  و  يا  بظلم‌،  زنداني  شده  بود،  نفقه‌اش  واجب  نيست  مگر  اينكه  شوهر  خود  از  او  طلبكار  باشد  و  او  را  زنداني  كند،  چون  شوهر  خود  مانع  برخورداري  خويش  شده  است‌،  بايد  نفقه‌اش  را  بدهد. اگركسي  زن  را  غصب‌كند  ومانع  وصلت  بين  زن  و  شوهرشود،  در  مدت  غصب  زن‌،  نفقه‌اش  واجب  نيست‌. اگر  زن  حرفه  و  پيشه‌اي  داشته  باشد  و شوهر  مانع  بيرون  رفتن  او  شود  و  زن  بيرون  رفت  و  بحرفه‌اش  پرداخت‌،  نفقه‌اش واجب  نيست‌. 

اگر  زن  بجهت  روزه  سنت‌،  يا  اعتكاف  سنت‌،  خود  را  بشوهر  تسليم  نكرد،  نفقه‌اش‌،  واجب  نيست‌. در  همه  اين  احوال‌كه‌گذشت‌،  چون  زن  بدون  عذر  شرعي‌، حق  برخورداري  شوهر  را  ضابع‌كرده  است‌،  استحقاق  دريافت  نفقه  را  ندارد. ولي  اگر  زن  عذر  شرعي  داشت‌،  نفقه  ساقط  نمي‌شود  مانند  اينكه  چون  شوهر  برابر  شرع‌،منزل  مناسب  ندارد  و  يا  از  شوهر  بر  نفس  و  مال  خويش  ايمن  نيست‌،  از  فرمان و  اطاعت  او  خارج‌گردد،  در  اينصورت  چون شر‌عا  عذر  دارد،  نفقه‌اش  واجب  است‌. 

 زن  مسلمان  مي‌شود  بدون  اينكه  شوهرش  مسلمان  شود  
اگر  زن  و  شوهر  هردوكافر  بودند  و  بعد  از  همبستري‌،  زن‌،  مسلمان  شد  و  شوهر  مسلمان  نشد  طبيعي  است‌كه  شوهرحق  تمتع  جنسي  ازاوندارد،  ولي  نفقه  او  ساقط  نمي‌شود  و  شوهرموظف  بپرداخت  آن  است‌،  چون  اين  شوهر  است‌كه  خود  مانع  آميزش‌گرديده  و  قادر  است‌كه  مانع  آميزش  را  از  ميان  بردارد  و  اسلام  بياورد،  پس  نفقه  زن  ساقط  نمي‌شود،  همانگونه‌كه  مسلمان  اگراز  پيش  زنش  غيبت‌كند،  نفقه  زن ساقط  نمي‌گردد.

مرتد  شدن ‌شوهر  مانع  نفقه‌ نمي‌گردد  
اگر  بعد  از  همبستري‌،  شوهر  مرتد  شد  و  ازدين  اسلام  برگشت‌،  نفقه  زن  ساقط  نمي‌گردد،  چون  اين  شوهر  است‌كه  بسبب  مرتد  شدنش‌،  حق  برخورداري  از همسرش  را  از  دست  داده  است  و  او  مي‌تواند  اين  مانع  را  از  ميان  بردارد  و  به  اسلام  برگردد. اما  اگر  زن  از  دين  برگردد،  نفقه‌اش  ساقط  مي‌شود  چون  او  با  ارتكاب  اين معصيت‌،  حق  برخورداري  شوهرش  را  ضايع‌كرده  است  و  از  فرمان  شوهر  خارج  شده  و  حكم  ناشزه  و  نافرمان  دارد.

مذهب  ظاهريه  درباره  سبب  استحقاق  نفقه  
راي  علماي  ظاهريه  درباره  سبب  وجوب  نفقه‌،  اينست‌كه  تنها  زناشوئي  موجب  وجوب  نفقه  است  و  هرگاه  زناشوئي  تحقق  پذيرفت‌،  نفقه  واجب  مي‌گردد. آنان  بدون  توجه  به  شروطي‌كه‌گذشت‌،  نفقه  زن  صغيره  و  ناشزه  و  نافرمان  را  واجب مي‌دانند. ابن  حزم‌گويد: از  وقتي‌كه  مرد  با  زن  عقد  نكاح  بست‌،  بايد  نفقه  او  را  بپردازد،  خواه  او  را  به  همبستري  خوانده  باشد  يا  نخوانده  باشد،  حتي  اگر  منكوحه درگهواره  باشد،  هم  نفقه‌اش  واجب  است‌،  نافرماني‌كند  يا  نكند،  ثروتمند  باشد  يا  فقر،  پدر  داشته  باشد  يا  نداشته  باشد. دوشيزه  باشد  يا  نباشد،  آزاده  باشد  ياكنيز،  شوهر بايد بفراخور حال خود، نفقه او را بدهد [2].

ابن  حزم‌گويد: ابوسليمان  و  يارانش  و  سفيان  ثوري‌گفته‌اند: نفقه  صغيره  از  همان زمان  عقد  نكاح  واجب  است‌. درباره  زني‌كه  بحالت  خشم  از  خانه  شوهر،  خارج  شده  است  از  “‌حكم  پسر  عتيبه‌”  استفتا  شدكه  آيا  نفقه‌اش  واجب  است‌؟‌گفت‌: آري‌. اوگفت‌: منع‌كردن  زن  ناشزه  و  زني‌كه  از  فرمان  شوهر  خارج  شده  است  از  نفقه‌،  منع  نفقه  از او از هيچيك  از  ياران  پيامبر صلي الله عليه و سلم    نقل  نشده  است‌. بلكه  اين  عمل  ازنخعي  و  شعبي  و  حماد  بن  ابي  سليمان  و  حسن  بصري  و  زهري‌... نقل  شده  و روايت  گرديده  است‌،  و  ما  براي  آنان‌،  حجت  و  دليلي  را  سراغ  نداريم‌. جز  اينكه‌گفته‌اند: نفقه  در  برابر  جماع  و  عمل  آميزش  است‌،  پس  هرجا  آميزش  نباشد  نفقه  نيز  نيست‌. پايان  سخن  ابن  حزم  با  تصرف  اندك‌.

ميزان  و  اندازه  نفقه  
هرگاه  زن  وشوهربا  هم  زند