.  امام  فخر  رازی  می‌گوید:  مراتب  قبح  و  زشتی  سه‌گونه  است‌:  قبح  عقلی‌،  قبح  شرعی‌،  و  قبح  عادی‌.  و  خداوند  هرسه  قبح  را  برای  اینگونه  نكاح‌ها  برشمرده  وآن  را  بهرسه  تای  آنها  توصیف  فرموده  است‌:" ولا تنكحوا ما نكح آباؤكم من النساء إلا ما قد سلف، إنه كان فاحشة ومقتا وساء سبيلا    [‌نكاح  مكنید  زنانی  راكه  پدرانتان‌،  آنان  را  نكاح‌كرده‌اند،  مگرآنچه‌كه  قبلا  و  پیش  از  اسلام‌،  روی  داده  وگذشته  است‌.  براستی  این‌كار  بسیار  زشت  و  مورد  خشم  و  غضب  خداوند  است  و  بدترین  راه  است‌]"‌.كه  “‌فاحشه‌”  اشاره  به  "‌قبح  عقلی‌"،  و“‌مقتاً"‌،  اشاره  به  “‌قبح  شرعی‌”  و  “‌ساء  سبیلا“  اشاره  به  “‌قبح  عادی‌”  می‌باشد.

ابن  سعد  ازمحمد  بن‌كعب‌،  در  سبب  نزول  این  آیه‌گفته  است‌:  در  دوره  جاهلی  اگركسی  می‌مرد  و  زنی  از  خود،  بجای  می‌گذاشت‌.  پسرش  اگر  می‌خواست  با  وی  ازدواج  كند،  حق  تقدم  داشت‌،  مشروط  بر  آنكه  مادرش  نباشد.  یا  می‌توانست  او  را  بهركس ‌كه  می‌خواهد  بدهد  و  بعقد  او  درآورد.  چون  ابوقیس  بن  الاسلت  مرد،  فرزندش  “‌محصن"  نكاح  زن  پدررا  بارث  برد،  و  چیزی  را  بعنوان  هزینه  و  نفقه  و  میراث  پدرش  بوی  نداد،  آن  زن  بحضور  پیامبر صلی الله علیه و سلم    رفت  و  ماجرا  را،  برایش  نقل‌كرد.  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌: " ارجعي لعل الله ينزل فيك شيئا [‌برو  برگرد،  شاید  خداوند  درباره  تو  چیزی  نازل  فرماید]"‌.كه  این  آیه  نازل  شد:" ولا تنكحوا ما نكح آباؤكم من النساء إلا ما قد سلف، إنه كان فاحشة ومقتا وساء سبيلا "  .

حنفیه‌گویند:  هركس  با  زنی  مرتكب  زنا  شد،  یا  اورا  لمس‌كرد  یا  اورا  بوسید  یا  بشهوت  به  فرج  وشرمگاه  وی  نگاه‌كرد،  برآن  مرد  محارم  اصل  و  فرع  آن  زن  حرام  می‌گردد  وآن  زن  نیزبراصل  وفرع  آن  مرد  حرام  ابدی  می‌شود!!  چون  برای  حنفیه  وسیله  زنا  نیز  حرام  بودن  مصاهرت  و  خویشاوندی‌،  ثابت  می‌شود  و  عوامل  و  انگیزه‌ها  و  مقدمات  زنا  نیزچنین  است  وگفته‌اند:  اگركسی  با  مادرزنش  مرتكب  زنا  شد  یا  با  دخترزنش  زناكرد،  زنش  برای  همیشه  براوحرام  خواهد  شد.  ولی  جمهور  علماگویند:  به  وسیله  زنا  پیوند  مصاهرت  و  خویشاوندی‌،  حاصل  نمی‌شود  و  زنا  نمی‌تواند  وسیله  حرام  بودن  ابدی‌،  واقع  شود  ومحرمیت  را  حاصل  نمی‌كند.  بدلایل زیر:

1-‌خداوند  می‌فرماید: "   وأحل لكم ما وراء ذلكم     [‌بر  شما  حلال  است  غیر  از  آنچه  كه  درآیه  ٢٣  سوره  نساء  و  اول  این  آیه  ذكرشد]"‌.  چون  این  آیه  بعد  اززنان  محارم‌،  ذكر  شده  است‌،  زنان  غیرمحارم  راكه  نكاح  با  آنها  جایز  است‌،  ذكر  می‌كند  و  نگفته  است‌كه  زنا  از  اسباب  و  وسایل  تحریم  ابدی  یا  موقتی  است‌.

٢-‌عایشه‌ گوید: از  پیامبر صلی الله علیه و سلم   درباره‌كسی ‌كه  با  زنی  مرتكب زنا  شده  است‌،  سوال  شد  و گفتند:  آیا  او  می‌تواند  با  آن  زن  یا دخترش  ازدواج ‌كند؟

او گفت‌:" لا يحرم الحرام الحلال، إنما يحرم ما كان بنكاح [حرام  نمی‌تواند  به  وسیله  تحریم  حلال  واقع  شود،  تنها  جماعی  موجب  تحریم  می‌شود،‌ كه  پس  ازعقد  نكاح  صورت ‌گرفته  باشد]‌".  ابن  ماجه  آن  را  از  ابن  عمر  روایت‌ كرده  است‌.

٣-  این  احكامی ‌كه  -  حنفیه  -  برشمرده‌اند،  مورد  نیاز  شدید  مردم  است  وگاهی  مردم  بدان  مبتلا  می‌شوند،  پس  شایسته  نیست‌،‌ كه  شارع  مقدس‌،  ازآن  سكوت‌كند  و  قرآن  درباره  آن  نازل  نشود،  و  سنت  ازآن  سخنی  نگوید  و  خبری  واثری  درباره  آن  از  اصحاب  بثبوت  نرسد،  و  حال  آنكه  نزدیك  بدوره  جاهلی  بودند  و  ارتكاب  زنا  در  دوره  جاهلی  شیوع  و  بروز  داشت‌،  اگر  یكی  ازآنان  در  شرع‌،  مدركی  برای  آن  سراغ  می‌داشت‌،  یا  دلیلی  و  علتی  و  حكمتی‌،  برآن  دلالت  می‌كرد،  در  این  باره  پرسش می‌كردند  و  دواعی  و  عوامل‌،  برای  نقل  و  روایت  چیزی‌كه  بدان  مبتلا  بوده‌اند  فراوان  بوده  است‌.  (‌و  حال  آنكه  چیزی  بثبوت  نرسیده  است‌)‌ [2].

٤-‌زنا  از آنگونه  معانیی  نیست‌ كه  زن  بوسیله  آن  بستر مرد گردد  و  تحریم  مصاهرت  و  خویشاوندی‌،  بدان  تعلق‌ گیرد  و  حكم  مباشرت  و آمیزش  بدون  شهوت  را  دارد  و  شرعاً  معتبر  نیست‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌از  ابن  عباس  و  زید  بن  ثابت  روایت  شده  است‌كه  اكركسی  با  زنی  ازدواج‌كرد  و  هنوز  بوی  دخول  نكرده  بود  برای  او  جایز  است‌كه  پس  از  جدایی  از  دختر  با  مادرش  ازدواج‌كند.  مولف. 
[2] -منار ، جز 4/479.زنا‌نی كه  بسبب  رضا‌ع  و  شیرخوارگی  حرام  ابدی  هستند

تمام‌ كسانی‌ كه  به  وسیله  نسب  حرام  ابدی  بودند،  وسیله  رضاع  وشیرخوارگی  نیز  تحریم  ابدی  می‌شوند  كه  عبارتند  از  مادر  (‌ام‌)  و  دختر  (‌بنت‌)  و  خواهر  (‌اخت‌)  و  عمه‌،  و  خاله‌،  و  دختران  برادران  (‌بنات  الاخ‌)‌،  و  دختران  خواهران  (‌بنات  الاخت‌)‌.  كه  خداوند  می‌فرماید:

" حرمت عليكم أمهاتكم، وبناتكم، وأخواتكم وعماتكم، وخالاتكم، وبنات الاخ وبنات الاخت، وأمهاتكم اللاتي أرضعنكم، وأخواتكم من الرضاعة    [‌برشما  حرام  است  نكاح  با  مادرانتان  و  دخترانتان  و  خواهرانتان  و  عمه‌هاتان  و  خاله‌هاتان  و  دختران  برادران‌تان  و دختران  خواهرانتان  و  عمه‌هاتان  و  خاله‌هاتان  و  دختران  برادران‌تان  و  دختران  خواهرانتان  و  مادرانتان  كه  شما  را  شیر  داده  واز  پستانشان  شیر  خورده‌اید  و خواهرانتان  كه  با  شما  از  یك  پستان  شیر  خورده‌اند]"‌.  بنابراین  مادر  رضاعی  حكم  مادر  نسبی  و  اصلی  را  دارد،‌كسی‌كه  از  پستان  زنی  شیر  می‌خورد  تمام‌كسانی‌كه  به وسیله  مادرخودش  بر  او  حرام  ابدی  می‌شدند،  از  جانب  مادررضاعی  نیز  براو  حرام می‌شوندكه  عبارتند  از:  

1-‌زنی‌كه  نصاب  مقررشرعی  به  وی  شیر  داده  است‌،  چون  با  این  شیرخوردن  از  پستان  او  مادرش  می‌شود.  

٢-  مادر  زنی‌كه  از  پستانش  شیر  خورده  است‌.  چون  جده  او  بشمار  است‌.

٣-‌مادر  شوهرزنی‌كه  از  پستانش  شیر  خورده  است  چون  آن  شوهر  صاحب  شیر  است  و  جد  او  است‌.

٤-‌خواهر  زنی‌كه  از  پستانش  شیر  خورده  است  چون  خاله  او  است‌.  

٥-‌خواهرشوهر  زنی‌كه  از  پستانش  شیر  خورده  است  چون  عمه  او  است‌.  

٦-  دختران  پسران  و  دختران  زنی‌كه  از  پستانش  شیر  خورده  ست‌،  چون  دختران  برادران  و  خواهران  اویند.  

 ٧-  خواهر  خواه  خواهر  رضاعی  پدری  و  مادری  یا  خواهر  رضاعی  مادری  یا  پدری  باشد [1]‌.  
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -خواهر  رضاعی  پدری  و  مادری‌:  دختری‌كه  از  مادر  رضاعی  و  صاحب  شیر  یعنی  شوهركنونی  مادر  رضاعی  است‌،  خواه  همراه  او  از  پستان  این  مادر  شیر  خورده  یا  پیش  یا  بعد  از  او  شیر  خورده  باشد.  خواهر  رضاعی  پدری‌:  دختری‌كه  مادر  رضاعی‌،  بوی  شیر  داده  ولی  ا