حرمی  باشد  با  حضور  او  خلوت  اشكال  ندارد،  چون  امكان  ارتكاب معصیت  وكار  ناشایست  نمی‌رود.

جابرگوید:  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:"  من كان يؤمن بالله واليوم الاخر فلا يخلون بامرأة ليس معها ذو محرم منها، فان ثالثهما الشيطان     ...  [‌هركس  بخداوند  و  روز  رستاخیز  ایمان داشته  باشد،  نباید  با  زنی  بدون  حضور  محرم‌،  خلوت‌كند،  چون  اگر  زن  و  مرد  نامحرم  با  هم  خلوت‌كنند،  سومین‌آنان  شیطان  است  وآنان  را  وسوسه  می‌كند  و  عامر  بن  ربیعه  گوید:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌: " لا يخلون رجل بامرأة لا تحل له، فان ثالثهما الشيطان إلا محرم  [‌نباید  مرد  با  زن  نامحرم  خلوت‌كند  چون  سوم  آنان  شیطان  است  مگر  اینكه  محرمی  باشد]"‌.  بروایت  احمد.خطر  و  زیان  اهمالكاری  در  خلوت  نشستن  با  زن‌: 

بسیاری  از  مردم‌،  درباره  خلوت  با  زن‌،  اهمال  می‌كنند  و  به  دختر  و  خویشاوندان  خود،  اجازه  می‌دهند  كه  با  نامزد  و  خواستگار،  خلوت  كنند،  بدون  اینكه  كسی  حضور داشته  باشد،  و  با  نامزد  بهر  جاگه  بخواهند  می‌روند.  این‌كارسبب  می‌گرددكه  شرف  و  عفت  وكرامت  زن  در  معرض  فساد  و  تباهی  واقع  شود،‌گاهی  ازدواج  صورت  نمی‌گیرد،  و  علاوه  بر  اینكه  شرف  وكرامت  زن  و  آبروی  او  لكه‌دار  و خدشه‌دارگردیده  است‌،  ازدواج  را  هم  از  دست  می‌دهد.  در  برابر  این  گروه  سهل‌انگار  و  بی‌بند  و  بار،‌گروهی  دیگر  وجود  دارند،‌كه  راه  افراط  و  سخت‌گیری  و  جمود  مطلق  درپیش  می‌گیرند  و  اجازه  نمی‌دهندكه  خواستگار  دخترانشان  را  ببیند  و  اصراردارندكه  ندیده  بدان  راضی  شود  او  را  بعقد  نكاح  درآورد  و  تنها  شب  زفاف  او  را  ببیند.    

گاهی  پیش  می‌آیدكه  این  دیدارناگهانی‌،  بسیارغیرمترقبه  و  غیرقابل  انتظاراست‌، كه  منجر  به  جدائی  وگسستن  پیوند  ازدواج  می‌گردد.  و  بعضی  تنها  به  نشان  دادن  عكس  و  تصویر  زن  به  خواستگار،  اكتفا  می‌كنند،  بدیهی  است‌كه  این‌كار،  نمی‌تواند  گویای  حقیقت  باشد  و  موجب  شناخت‌گردد.  بنابراین  بهترین  كار،  در  این  باره  آنچیزی  است‌كه  اسلام  پیشنهاد  می‌كند،‌كه  بخوبی  رعایت  حال  زوجین  شده  و  حقوق  هر  دو  مراعات  گردیده  است‌كه  هر  دو  همدیگر  را  می‌بینند  و  از  خلوت  نشستن  با  هم  پرهیزشده  وشرف  وآبروی  زن  ومرد،  مورد  حمایت  قرارگرفته  است‌.  پشیما‌نی  خواستگا‌ر  و تا‌ثیر  و  عواقب ‌آن

خواستگاری  مقدمه  و  پیش  درآمد  عقد  ازدواج  است  و  اكثراً  به  پرداخت  تمام  مهریه  یا  بعضی  ازآن  و  پیش‌كش‌كردن  هدایا  و  بخششها،  منجرمی‌گردد  و  ازاینراه  در  جهت  تقویت  پیوند  خویشاوندی  و  استواری  و  استحكام  بخشیدن  آن‌،  اقدام  می‌شود.  وگاهی  پیش  می‌آید،‌كه  خواستگار  پشیمان  می‌شود  یا  زن  و  فامیل  او  رضایت  نمی‌دهند  یا  هردومنصرف  می‌گردند  و  عقد  نكاح  صورت  نمی‌گیرد،  آیا  این  مسئله  پس  از  خواستگاری‌،  درست  است‌،  و  آیا  آنچه‌ كه  به  زن  مورد  خواستگاری‌، بخشیده  شده‌،  پس ‌گرفته  می‌شود؟

خواستگاری  تنها  وعده  ازدواج  است‌،  عقدی  نیست ‌كه  برای  طرفین  الزام  آور  باشد،  انصراف  ازآن  و  انجام  ندادن  ازدواج‌،  حق  طرفین  است  و  شارع  مقدس‌،  برای  خلف  وعده  مجازات  مادی  تعیین  نكرده  است‌،  تا  بمقتضای  آن‌،‌كسی‌كه  مرتكب خلف  وعده  شده  است  مجازات  شود،  اگرچه  خلف  وعده  را،  از  جمله  اخلاق  نكوهیده  شمرده  است  وآن  را  از  صفات  منافقین  دانسته  است‌،  مگر  اینكه  ضرورتی  پیش  آیدكه  بناچاری  خلف  وعده  را  الزام‌آوركند.  در  حدیث  صحیح  آمده  است‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌: " آية المنافق ثلاث: إذا حدث كذب، وإذا وعد أخلف، وإذا اؤتمن خان    [‌نشانه  منافق  سه  چیز  است‌:  هرگاه  سخن‌گوید،  دروغ  گوید.  و  هرگاه  وعده  دهد،  خلف  وعده‌كند  و  هرگاه  برچیزی  امین  دانسته  شود  وامانتی  به  وی  بسپارند،  درآن  خیانت‌كند]"‌.  چون  عبدالله  بن  عمر،  در  آستانه  احتضار  قرارگرفت‌،  گفت‌:  به  فلانكس  از  قریش  بگوئید،‌كه  من  درباره  دخترم  به  وی  چیزی‌گفته  بودم‌،‌كه  شبیه  بوعده  بود،  ونمی‌خواهم  وقتی‌كه  بلقاء  الله  می‌پیوندم‌،  یك  سوم  نفاق  -‌خلف  وعده  -‌داشته  باشم‌،  شما گواه  باشید كه  من  دخترم  را  بعقد  نكاح  او  درآوردم‌.

اگر  خواستگار  مهریه‌ای  پرداخته  باشد،  حق  دارد،  كه  آن  را  پس  بگیرد،  چون  مهریه  در  برابرازدواج  و  عقد  نكاح  پرداخت  می‌شود،  و  عوض  و  تعهد  مالی  آنست‌.  مادام‌كه  ازدواج  صورت  نگرفته  است‌،  زن  استحقاق  مهریه  را  ندارد  و  واجب  است   كه  آن  را  پس  بدهد  و  بصاحبش  برگرداند،  چون  حق  خالص  او  است‌.

اما  هدایا،  حكم  هبه  رادارد  و  صحیح  آنست‌،  وقتی‌كه  هبه‌،  تنها  بمنظور  تبرع  محض  و  در  راه  خدا  و  بدون  عوض  باشد،  پشیمان  شدن  ازآن  جایز  و  روا  نیست‌، چون  همینكه  شخص  چیزی  راكه  به  وی  هبه  شده  است  و  بخشیده‌اند  دریافت  نمود،  بملكیت  وی  درمی‌آید  ومی‌تواند  درآن  تصرف‌كند،  پشیمان  شدن  بخشنده  و  هبه‌كننده‌،  موجب  بهم  زدن  ملكیت  او  می‌شود،  بدون  اینكه  رضایت  داشته  باشد  و  شرعا  و  عقلا  این‌كار  جایز  نیست  و  باطل  می‌باشد.

ولی  هبه  و  بخشش  چیزی‌،  اگردربرابرعوض  و  پاداش  باشد  و  طرف  حاضرنشد،  عوض  و  پاداش  آن  را  بپردازد،  اونیزمی‌تواند،  پشیمان  شود  و  هدیه  خویش  را  مسترد  دارد،  پس  در  این  صورت  اگر  زوج  هدیه  را  در  برابر  ازدواج  داده  باشد،  می‌تواند  پشیمان  شود  و  هدایای  خویش  را  پس  بگیرد،  بدلایل  زیر:

1-‌صاحبان  سنن  از  ابن  عباس  روایت‌كرده‌اندكه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" لا يحل لرجل أن يعطي عطية، أو يهب هبة فيرجع فيها، إلا الوالد فيما يعطي ولده  [‌برای‌كسی  حلال  نیست‌كه  از  هدیه  و  عطیه  و  هبه  خویش  پشیمان‌گردد  مگر  پدركه  می‌تواند  از  عطیه  و  چیزی‌كه  بفرزندش  بخشیده  است  پشیمان‌گردد]"‌.

2-‌باز  هم  از  او  روایت  كرده‌اند:‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:  " العائد في هبته كالعائد في قيئه    [كسی‌كه  هبه  و  هدیه  بخشیده  خود  را  پس  بگیرد،  مانندكسی  است‌كه  قی‌كرده  خویش  را،  بخورد]"‌.

٣-‌سالم  از  پدرش  و  او  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم    روایت‌كرده  است‌كه " من وهب هبة فهو أحق بها ما لم يثب منها    [‌هركس  چیزی  را  بكسی  بخشیده  باشد  مادام‌كه  چیزی  را  دربرابر  آن  نگرفته  است  و  او  خود  بدان  شایسته‌تر  است‌]"‌.

طریقه  جمع  بین  معانی  و  مفهوم  این  احادیث  آن  بودكه  فوقا  بدان  اشاره  شد  واز  كتاب  "ا‌علام  ا‌لموقعین‌"،  نقل‌گردیده  است  كه  می‌گوید:  هركس  بدون  چشم  داشت  پاداش  و  عوض‌،  چیزی  را  بكسی  بخشیده  باشد،  حق  پشیمان  شدن  را  ندارد  و   هركس  در  برابر  پاداش  و  چشم  داشت  عوض‌،  چیزی  بكسی  بخشید،  اگر  طرف  مقابل  حاضر  به  تعهد  خود  نشد  و  