  در  قلب  هربنده‌ای  وجود  داشته  باشند  بیگمان  خداوند  امید  وی  را  برآورده  می‌كند  و  او  را  از  آنچه‌كه  از  آن  می‌ترسد  ایمن  می‌دارد]‌"‌.مستحب ا‌ست ‌كسی‌ كه  پیش  میت  می با‌شد  بذكر و دعا  بپردازد

مستحب  است  درستكاران  و  صالحان  نزد  كسی  كه  در  شرف  مرگ  قرار  دارد، حاضر  شوند  و  بذكر  خدا  و  دعا  بپردازند:
1-‌بروایت  احمد  و  مسلم  و  صاحبان  سنن  از  ام  سلمه  آمده  است‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" إذا حضرتم المريض أو الميت فقولوا خيرا، فإن الملائكة يؤمنون على ما تقولون   [هرگاه  نزد  بیمار  یاكسی‌كه  در  حال  احتضاراست  حاضر  شدید،  دعای  خیركنید  چه  بیگمان  فرشتگان  برای  دعای  شما  “‌آمین‌”  می‌گویند]"‌.  ام  سلمه‌گفت‌:  چون  ابوسلمه  مرد  نزد  پیامبر صلی الله علیه و سلم    رفتم  وگفتم‌:  ای  رسول  خدا:  ابوسلمه  مرد.  فرمود:" " قولي: اللهم اغفر لي وله، وأعقبني منه عقبى حسنة    [بگو:  خداوند  مرا  واورا  بیامرز،  و  بجای  اوكسی  بهتر  ازاورا  بمن  ارزانی  دار]"‌.  و  من  نیز  چنین‌گفتم  و  خداوند  شوهربهترازاو  را  نصیب  من  كردكه  “‌حضرت  محمد صلی الله علیه و سلم  ‌”  بود.

٢-‌ودرصحیح  مسلم  ازام  سلمه  روایت  شده  است‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    برابوسلمه  (‌كه  تازه  جان  داده  بود)  وارد  شد  و  دیدكه  چشمان  او  باز  است‌،  آنها  را  بر  هم  نهاد  و  فرمود:" إن الروح إذا قبض تبعه البصر     [هرگاه  جان  ازكالبد  بیرون  شد  چشمان  آن  را  دنبال  می‌كنند]"‌.  گروهی  از  خویشاوندان  ابوسلمه  گریه  و  زاری  كردند.  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" لا تدعوا على أنفسكم إلا بخير، فإن الملائكة يؤمنون على ما تقولون  [بجز  دعای  خیربرای  خویش  چیزی  نگوئید،  چه  فرشتگان  بدنبال  آنچه‌كه  شما  می‌گوئید  “‌آمین‌”  می‌گویند]‌".  سپس‌گفت‌:" اللهم اغفر لابي سلمة وارفع درجته في المهديين، وأخلفه في عقبة الغابرين  واغفر لنا وله يا رب العالمين.وأفسح له في قبره، ونور له فيه    [خداوندا  ابوسلمه  را  بیامرز  و  درجه  و  منزلت  او  را  در  میان  هدایت  یافتگان  بالا  ببر  و  خودت  جانشین  او  باش  در  اینكه  بازماندگانش  را  اصلاح‌كنی  و  در  میان  مردم  بمانند  و  ما  و  او  رابیامرز  ای  پروردگار  جهانیان  و  درگورش‌گشایش  پدید  آور  و  آن  را  منورگردان‌]"‌.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:47.txt">موجبا‌ت  غسل</a><a class="text" href="w:text:48.txt">آنچه ‌كه  بر  جنب حرام  است</a><a class="text" href="w:text:49.txt">غسلها‌ی  مستحب</a><a class="text" href="w:text:50.txt">اركا‌ن  غسل</a><a class="text" href="w:text:51.txt">سنتها‌ی  غسل</a><a class="text" href="w:text:52.txt">غسل زن</a><a class="text" href="w:text:53.txt">مسائلی ‌که  در ارتبا‌ط  با  غسل‌ است</a></body></html>چیزهائی‌كه  به  هنگا‌م  احتضا‌ر  سنت  است

سنت  است ‌كه ‌بوقت  احتضار،  سنتهای  زیر  را  مراعات  نمود:
1-‌سنت  است  بكسی‌كه  درآستانه  احتضار  می‌باشد  "لااله  الا  الله"  را  تلقین‌كرد.  زیرا  بروایت  مسلم  و  ابوداود  و  ترمذی  از  ابوسعید  خدری  آمده  است  كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:" لقنوا موتاكم  لا إله إلا الله    [بكسانی‌كه  درآستانه  مرگ  قرارمی‌گیرند،  “‌لا  اله  ... را  تلقین‌كنید]"‌.  بروایت  ابوداود  و  تصحیح  حاكم  از  معاذ  بن  جیل  آمده  است‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:"     من كان آخر كلامه لاإله إلا الله دخل الجنة     [كسی‌كه  آخرین  سخنش  در  دنیا  لااله  الا  الله‌باشد  به  بهشت  داخل  می‌شود]"‌.  این  تلقین  وقتی  است‌كه  بیمار  نمی‌تواند  “‌شهادت‌،  را  بر  زبان  جاری  سازد  ولی  وقتی‌كه  خود  بیمار  “‌شهادت‌”  را  بر  زبان  جاری  می‌سازد،  تلقین  لازم  نیست‌.  و  تلقین  وقتی  مفید  است‌كه  بیمار  از  هوش  نرفته  و  عقلش  سرجای  بوده  و  توانائی  تكلم  را  داشته  باشد.  زیراكسی‌كه  خرد  را  از  دست  داده  باشد  امكان  تلقین  وی  نیست‌.  وكسی‌كه  قادر  به  تكلم  نباشد  شهادت  را     بدل  می‌گوید:  علماگفته‌اند:  نباید  بر  بیمار  اصرار  و  الحاح‌كرد  و  نباید  به  وی‌گفت‌:  بگو:  “‌لااله  الا  الله‌“  مبادا  ناراحت  شود  و  سخنان  ناشایست‌گوید،  بلكه  باید  شخصی  كه  نزد  بیمار  است  بآرامی  و  بگونه‌ای‌كه  بیمار  بشنود  بگوید  “‌لااله  الا  الله“  تا  بیمار  خود  متوجه‌گردد  و  آن  را  تكراركند.  هرگاه  بیمار  مختضر  یك  بار  شهادت  را  بر  زبان  

جاری‌كرد،  لازم  نیست‌كه  تلقین  را  تكراركرد،  مادام‌كه  سخن  دیگری  را  بدنبال  آن  نگفته  باشد.  اگرسخنی‌گفته  باشد  لازم  است‌كه  بصورت  تعریض  نه  مستقیم  تلقین  را  تكراركرد  تا  آخرین  سخن  وی  توحید  باشد.  جمهورعلما  برآن  رای  هستندكه  در  تلقین  بیمار  در  حال  مرگ  تنهاگفتن  “‌لااله  الا  الله‌”‌كافی  است  چه  ظاهر  حدیث  نیز همین  را  بیان  می‌كند.  ولی  بعضی  می‌گویند  باید  “‌شهادتین‌”  را  به  وی  تلقین‌كرد  چون  مراد  تذكر  توحید  است  و  آن  بصورت‌كامل  با  “‌شهادتین‌”  تحقق  پیدا  می‌كند.

2-‌سنت  است  بیمار  مشرف  بمرگ  را،  رو  بقبله  و  بر  پهلوی  راست‌،  خواباند.  چون  بروایت  بیهقی  و  تصحیح  و  روایت  حاكم  از  ابوقتاده  آمده  است‌،‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    وقتی‌كه  بمدینه  آمد  از  براء  بن  معرور  سراغ‌گرفت‌.گفتند:  او  وفات‌كرده  است  و  وصیت  نموده  است‌كه  ثلث  (يك سوم‌)  مال  اورا  به  شما  بدهند  و  بوقت  احتضاراورا  رو  بقبله  بخوابانند.  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:  او  برابر  فطرت  رفتاركرده  است‌.  اینك  من  آن  یك  سوم  مال  او  را  به  فرزندانش  بخشیدم‌.  سپس  پیامبر صلی الله علیه و سلم   رفت  و  بر  وی  نماز  خواند  و  گفت‌:" اللهم اغفر له وارحمه وأدخله جنتك وقد فعلت   [خداوندا  او  را  بیامرز  و  او  را  مورد  مهر  خود  قرار  ده و  او  را  به  بهشتت  درآور.  و  تو  ای  خداوند  این  دعا  را  پذیرفته‌ای  ]"‌. 

 حاكم‌گفته  است  دراین  باره  فقط  همین  حدیث  را  سراغ  دارم‌.  بروایت  احمد  آمده  است‌كه‌:  فاطمه  دخت  رسول  خدا  بوقت  مرگ  رو  بقبله  خوابید  و  بر  دست  راست تكیه  نمود.  این‌ كیفیت  همان ‌كیفیتی  است  كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    دستور  داده  است‌كه  انسان  بدینگونه  بخوابد  و  آن  را  بدینگونه  در  قبر  قرار  دهند.  و  در  روایتی  از  شافعی  آمده  است‌كه  باید  شخص  محتضر  را  بر  پشت  خواباند،  بگونه‌ای ‌كه  پاهایش  رو  بقبله  و  سرش ‌كمی  بلند  باشد  تا  مستقیماً  روبه  قبله ‌گردد.  قول  اول  سخن  جمهوراست  بهتر می‌باشد.  

٣-‌سنت  است‌كه  بر  سر  بیمار  مشرف  بمرگ  سوره  “‌یس‌”  خواند.  زیرا  احمد  و  ابوداود  و  نسائی  و  حاكم  و  ابن  حبان  از  معقل  بن  یسار  روایت‌كرده  و  حاكم  و  ابن  حبان  آن  را  تصحیح‌كرده‌اند.كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌: " يس قلب القرآن، لا يقرؤها رجل يريد الله والدار الآخرة إلا غفر له.واقرؤوها على موتاكم    [سوره  “‌یس‌”  قلب  قرآن  است‌،  هركسی  آن  را  بخوان