قم  روایت ‌کرده  است ‌که‌ گفت‌:  “‌من  به  چشم  درد  مبتلا  شده  بودم  و  پیامبر  به  عیادتم  آمد“‌.طلب  دعا  از بیمار  

ابن  ماجه  از  عمر  بن  خطاب  روایت‌کرده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌: إذا دخلت على مريض فمره فليدع لك.فان دعاءه كدعاء الملائكة   [‌هرگاه  به  عیادت  بیمار  رفتی  از  او  بخواه‌که  برایت  دعای  خیرکند.  چه  بیگمان  دعای  او  همچون  دعای  فرشتگان  به  

اجابت  نزدیک  است‌]"‌.  

صاحب  “‌الزوائد”‌ گفته  است‌:  اسناد  این  حدیث  صحیح  و  راویان  آن  موثوق  به  می‌باشند  ولی  حدیث  منقطع  است‌.معا‌لجه  و مداوا 

شارع مقدس  در  بیش  از  یک  حدیث  ما  را  به  معالجه  و  مداوا  امر فرموده  است‌:
1-‌بروایت  احمد  و  اصحاب  سنن  و  تصحیح  ترمذی  از  اسامه  بن  شریک  آمده  است‌ که‌ گفت‌:  “‌به  پیشگاه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    و  یارانش  رفتم‌ که  بسیار  موقر  و  سنگین  و  با متانت  بودند،  سلام  کردم‌،  سپس  نشستم‌.  دیدم‌ که  اعراب  بیابان  از  اینجا  و  آنجا  آمده‌اند  و  می‌گفتند:  “‌ای  رسول  خدا  آیا  ما  مداوا  و  معالجه  بکنیم‌؟  او گفت‌:  “‌مداوا  و  معالجه ‌کنید،  زیرا  خداوند  برای  هر  دردی  درمانی  و  دوائی  آفریده  است‌،  مگر  برای  درد  پیری  که  درمان  ندارد”‌.  

٢-‌بروایت  نسائی  و  ابن  ماجه  و  حاکم‌که  آن را  صحیح  دانسته  است‌.  از  انس  بن  مسعود  آمده  است‌که‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:" إن الله لم ينزل داء إلا أنزل له شفاء فتداووا   [بی گمان خداوند هیچ دردی را نازل نکرده  است  مگر  اینکه  شفای‌ آن  را  نیز  نازل  کرده  است‌،  پس  مداوا  کنید]‌"‌.

٣-‌بروایت  مسلم  از  جابرآمده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    فرمود:"  لكل داء دواء فإذا أصيب دواء الداء برئ باذن الله     [هر  دردی  را  درمانی  است‌،  پس  هرگاه  درمان  درد  یافته  شد  باذن  و  اجازه  خدارند  بیمار  شفا  می‌یابد]‌“‌.مداوا  با  چیزی‌ که  حرام ‌است

جمهور  علما  بر  آنند که  مداوا  با  شراب  و  امثال  آن  از  چیزهای  دیگر که  حرامند،  حرام  است  و  به  احادیث  زیر  استدلال  کرده‌اند:

1-‌بروایت  مسلم  و  ابوداود  و  ترمذی  از  وائل  بن  حجر  حضرمی  آمده  است‌که‌:  طارق  بن سوید  درباره  شربت  می‌که  جهت  مداوا  می‌ساخت  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم    سئوال  کرد.  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت: إنها ليست بدواء، ولكنها داء   [بیگمان  می  درمان  نیست  بلکه  آن  خود  درد  است‌]"‌.  از  این  حدیث  برمی‌آیدکه  مداوای  با  آن  حرام  است  و  خبر  دادکه آن  خود  درد  است‌.

٢-‌بروایت  بیهقی  و  تصحیح  ابن  حبان  ازام  سلمه  آمد‌ه  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" إن الله لم يجعل شفاءكم فيما حرم عليكم    [‌بیگمان  خداوند  شفای  شما  را  در  چیزی  قرار  نداده  است‌که  آن  را  بر  شما  حرام‌کرده  باشد]"‌.  بخاری  آن  را  از  ابن  مسعود  روایت کرده  است‌.

٣-  بروایت  ابوداود  از  ابوالدرداء  آمده  است  که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    فرمود:" إن الله أنزل الداء والدواء.وجعل لكل داء دواء.، فتداووا، ولا تتداووا بحرام     [‌خداوند  هم  درد  و  هم  درمان  آفریده  است‌،  پس  مداواکنید  ولی  با  حرام  مداوا  نکنید]"‌.  در  سند  این  حدیث  اسماعیل  بن  عیاش  وجود  داردکه  در  میان  شامیان  موثوق  به  و  در  میان  حجازیان  ضعیف  است‌.  

٤-‌بروایت  احمد  و  مسلم  و  ترمذی  و  ابن  ماجه  از  ابوهریره  آمده  است‌که‌گفت‌: "‌پیامبر صلی الله علیه و سلم   از  درمان  و  دوائی  خبیث  و  آلوده  یعنی  سم  نهی‌کرده  است‌".

ولی  قطرات  اندک  می‌که  ناپیدا  است  و  مست‌کننده  نیست  اگر  در  ترکیب  دارو  وجود  داشته  باشد،  حرام  نیست  و  حکم  حریر  و  ابریشم  اندک  در  جامه  را  دارد.  این  سخن  را  صاحب  المنار گفته  است‌.پزشک ‌کا‌فر

درکتاب  “‌الآداب  الشرعیه‌“  ابن  مفلح  از  شیخ  تقی‌الدین  (‌ابن  تیمیه‌)  نقل  کرده  است‌که‌:  اگر  پزشک  یهودی  یا  نصرانی  متخصص  در  طب  مورد  اطمینان  و  اعتماد  باشند،  طبابت  آنان  برای  مسلمانان  اشکالی  ندارد.  همانگونه  که  مسلمان  می‌تواند  نزد  یهودیان  ومسیحیان  مورد  اطمینان  چیزی  را  به  ودیعت  بگذارد  یا  با  آنان  معامله  و  داد  و  ستد  نماید.  خداوند  می‌فرماید:" ومن أهل الكتاب من إن تأمنه بقنطار يؤده اليك ومنهم من إن تأمنه بدينار لا يؤده إليك إلا ما دمت عليه قائما    [‌بعضی  ازاهل‌کتاب  هستندکه  اگر  مبالغ  هنگفتی  را  به  امانت  پیش  آنان  بگذاری  آن‌را  بتو  برمی‌گردانند  و  خیانت  در  امانت  نمی‌کنند  و  بعضی  دیگر  ازاهل‌کتاب  هستندکه  اگر  دیناری  را  پیش  آنان  به  امانت  بگذاری  آن  را  بتو  باز  پس  نخواهند  داد  مگر  اینکه  همواره  مواظب  و  مراقب  آنها  باشی‌]‌".  در  حدیث  صحیح  آمده  است‌که  چون  پیامبر صلی الله علیه و سلم   هجرت‌کرد،  یک  مرد  مشرکی  را  بعنوان  راهنمای  ماهری  بمزدوری‌گرفت  و  او  را  بر  جان  و  مال خویش  امین  دانست‌.  و  قبیله  “‌خزاعه‌”  بتمامی  هم  مسلمان  و  هم‌کافرشان  جاسوسان  و  خبرچین  پیامبر صلی الله علیه و سلم   بودند.  و  روایت  شده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم   دستور داد که حارث بن ‌کلده ‌که‌ کافر  بود،  طبابت ‌کند.  ولی  اگر  ممکن  باشد  مسلمان  نزد  طبیب  مسلمان  برود،  نزد  او  برود،  همانگونه‌ که  در  ودیعه  و  معامله  نیز  با  وجود  فرد  مسلمان  جایز  نیست  ازاو  عدول  نماید.  لیکن  اگرمحتاج  به  امانت  وامین  شمردن  “‌کتابی‌”  یا  طبابت  وی  باشد،  می‌تواند  چنین‌کاری  را  بکند  بدون  اینکه  مشمول  نهی  ازولایت  یهود  و  نصاری‌گردد  یعنی  اینکار  ولایت  آنها  بشمار  نمی‌آید.  و  بموجب  آیه‌:" ولا تجادلوا أهل الكتاب إلا بالتي هي أحسن   [با  اهل‌کتاب  جز  بنیکوئی  و  خوبی  مجادله  نکنید]"‌.  بهتر  است  با  آنان  به  نیکوئی  رفتارنمود. ا هـ.

ابوالخطاب  درباره  صلح  “‌حدیبیه‌” ‌گفت‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم   شخصی  از  قبیله  “‌خزاعه‌”  را  که‌ کافر  بود  بعنوان  خبرچین  و  جاسوس‌،  بمیان  قریش  فرستاد  و  خبر  و گزارش  او  را  نیز  پذیرفت‌.  از  این  حدیث  برمی‌آید  که  می‌توان  بطبیب ‌کافر  مراجعه  و  سخن  او  را  درباره  بیماری  و مداوا  ومعالجه  قبول  نمود،  مشروط  براینکه  متهم  بدروغ  و مظنون  و  مشکوک  نباشد.  جا‌یز بودن  طبا‌بت  زن  

برای  طبیب  مرد  جایز  است‌که  زن  را  مداوا کند  و  برای  زن  هم  جایز  است‌ که  بهنگام  ضرورت  مرد  را  مداوا کند.  بخاری  تحت  عنوان‌:" هل يداوي الرجل المرأة والمرأة الرجل " گفته  است‌:  از  ر‌بیع  دخت  معوذ  بن  عفراء  روایت  است  که‌گفت‌:  ما  همراه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    به  جنگ  می‌رفتیم  و  مردم  را  آب  می‌دادیم  و  خدمتشان  می‌کردیم  و  کشتگان  و  مجروحین  را  بمدینه  برمی‌گرداندیم‌.

حافظ  درکتاب  الفتح  گفته  است‌:  مداوای  اجانب  و  بیگانگان  بهنگام  ضرورت  جایز  است‌.  و  نگاه  کردن  و  دس