 دارد  و  برای ‌كسی‌ كه  جنب  نیست‌،  بر هر دو  یكسان  اطلاق  می‌شود  و  همچنین بر كسیكه  مومن  باشد  و كسیكه  بر  بدنش  پلیدی  نباشد  نیز  اطلاق  می‌شود، برای  اینكه  یكی  از  معانی  آن  بطور معین  و  مشخص  اراده ‌گردد،  باید  قرینه‌ای  باشد،  پس  آن  حدیث  مشخصاً ‌كسی  را كه  وضو  ندارد  از  دست  زدن  به  قرآن  و  مصحف منع    نمی‌كند.  و  اما  درآیه‌:" (لا يمسه إلا المطهرون) ‌[2] [بدان  دست  نمی‌زنند  مگر  پاكان‌]‌".  بر  حسب  ظاهر  ضمیر  در  ”‌لا يمسه "بر می‌گردد  به  “‌‌كتاب  مكنون‌“‌  كه  مراد  از  آن  لوح  محفوظ  است‌،  زیرا  به  آن  نزدیكتر  است‌،  آنوقت  مراد  از  “‌مطهرون‌“‌  فرشتگان  خواهد  بود.  همچنانكه  در  دیگر  سخن  خداوند  آمده  است ‌كه‌: " (في صحف مكرمة، مرفوعة مطهرة، بأيدي سفرة، كرام بررة) [3]‌ [‌این  آیات  قرآنی  ثبت  شده  است  در  صحیفه‌های  گرامی  و  ارجمند،  و  بلند  قدر  و  پاكیزه  از  همه‌ي عیبها،  این  آیات  بدستهای  فرشتگان گرامی  نیكوكار  نوشته  شده  است‌]‌".

رای  ابن  عباس  و شعبی  و ضحاك  و زید  بن  علی  و الموید بالله  و داود  و ابن  حزم  و  حماد  بن  ابی  سلیمان  بر  آنست‌ كه  اگر كسی  وضو  نداشته  باشد،  جایز  است  به مصحف  دست  بزند.  

و  اما  قرائت  قرآن  برای‌ كسیكه  وضو  ندارد  بدون  اینكه  به  مصحف  دست  بزند  باتفاق  همه  فقهاء  جایز  است‌.  آلبانی  محدث  معاصر  نیز  بر  این  عقیده  است  كه دست  زدن  به  قرآن  ومصحف  بدون  وضو  اشكال  ندارد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] سوره مائده آیه 6. ترجمه آن قبلا گذشت
[2] واقعه/79
[3] عبس/16-13	در کجا  حیوانی که  بجهت  احصا‌ر ذبح  می‌شود،  ذبح‌ کنند:

در  فتح  العلام‌گوید:  اختلاف  است  که  ذبح  حیوان  در  حدیبیه  در  سرزمین  حرم  واقع  شد  یا  در  غیرآن‌؟  از  ظاهرآیه  فوق  برمی‌آیدکه  حیوان  را  در  غیرسرزمین  حرم    ذبح‌کردند.  درباره  محل  ذبح  آن  چند  قول  هست‌:

1-‌جمهور علما  برآنند که  هر جا  فرود  آید،  آن را  ذبح ‌کند،  خواه  سرزمین  حرم  یا   غیرآن  باشد.

٢-‌حنفیه‌ گویند  تنها  باید  درسرزمین  حرم  ذبح  و  نحر گردد.

٣-‌ابن  عباس  و گروهی ‌گفته‌اند:  اگر  بتواند  حیوان  را  به  سرزمین  حرم  بفرستد  واجب  است‌که  این‌کاررا  بکند  و  اگر  نتواند  آن  را  بدان  جا  بفرستد  درهر  جاکه  مانع  پیش  آمده  است  باید  در آنجا  ذبح  یا  نحر شود.کسی‌ که از زیا‌رت  خا‌نه  خدا  منع  شده است‌،  بر وی‌ قضا نیست  مگر اینکه  حج‌ فرض داشته  با‌شد:

ابن  عباس  در  تفسیر " فإن أحصرتم فما استيسر من الهدي " ‌گوید:  هرگاه  برای  حج  یا  عمره  احرام  بست‌،  سپس  او  را  ازرفتن  به  مکه  منع ‌کردند،  بر  وی  است  حیوانی  راکه  برایش  میسراست‌،  ذبح‌کند،‌گوسفند  یا  حیوان  بزرگترازآن  اگرآن  حج‌که  او  را  ازآن  منع‌کرده‌اند،  حج  فرض  و  واجب  باشد،  بروی  واجب  است‌که  آن  را  قضاکند،  و  اگر  حج  فرض  نباشد،  بلکه  بعد  از  حج  فرض  بوده  باشد،  قضای  آن  لازم  نیست‌”‌.  امام  مالک‌گفته  است‌:  "به  وی  خبررسیده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    و  یارانش‌،  به  حدیبیه  آمدند.کسیکه  احرام  می‌بندد  می‌تواند  شرط ‌کند ‌که  هرگاه  بیما‌ری  یا  عذری  پیش آید احرام  او با‌طل گردد: 

بسیاری  از  دانشمندان  می‌گویند کسی ‌که  احرام  می‌بندد  می‌تواند  به  هنگام  نیت  احرام‌،  شرط ‌کند که  اگر  بیمار  شد  احرام  او  بهم  بخورد  و  او  از آن  آزاد گردد.  مسلم  از  ابن  عباس  روایت  کرده  است  که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    به  “‌ضباعه‌”  گفت‌:" حجي، واشترطي أن محلي حيث تحبسني     [ضباعه‌گفت  من  بیمارم  ومی‌خواهم  به  حج  بروم‌،  پیامبر  به  وی  گفت‌:  حج  را  بگزار  و  شرط‌کن‌که  هرگاه  درراه  آن  بیماری  برایم  عارض  شد  من  آزاد  باشم  و  از  احرام  بیرون  آیم‌]"‌.  هرگاه‌کسی  برایش  عذری  پیش  آمد  از  قبیل  بیماری  یا  غیرآن‌،  اگر  بوقت  نیت  احرام  آن‌،  شرط‌کرده  باشد،  می‌تواند  از  احرام  بیرون  آید  و  چیزی  ازقبیل  فدیه  یا  روزه  بروی  واجب  نمی‌شود.  پوشش‌ و پرده‌ کعبه  شریف 

مردم  در  دوره  جاهلیت‌،  خانه  کعبه  را  می‌پوشاندند  و  اسلام  نیز  آن  را  پذیرفت‌.  واقدی  بروایت  از  اسماعیل  بن  ابراهیم  بن  ابی  حبیبه  از  پدرش  گوید:  “‌در  دوره  جاهلیت  خانه‌کعبه  را  با  پرده  مخصوص  از  چرم  قرمز  رنگ  می‌پوشاندند،  سپس  پیامبر صلی الله علیه و سلم    آن  را  با  پارچه  یمنی  پوشانید  و عمر خطاب‌و عثمان  عفان  آن  را  با  حریر  مخصوص  مصری  می‌پوشانیدند،  سپس  حجاج  بن  یوسف  آن  را  با  دیبای  مخصوص  می‌پوشانید”‌.

گویند:  نخستین ‌کس ‌که  خانه‌کعبه  را  پوشانید  و  برآن  پرده  فرو  هشت  اسعد  حمیری  “‌تبع‌”  بود.  عبدالله  بن  عمر،  حریر مصری  و  پارچه‌های  مخصوص  و زینتی  را  تهیه  می‌کرد  و  آن  را  برای  پرده  مخصوص‌ کعبه  و  پوشش  آن  بدانجا  می‌فرستاد.  بروایت  مالک‌.  

واقدی  ازاسحاق  بن  ابی  جعفر  محمد  بن  علی  روایت‌کرده  است‌که  مردم  جامه  مخصوص  به‌کعبه  اهداء  می‌کردند.  و  پارچه‌های  رنگارنگ  را  برای  پوشش  خانه‌کعبه   هدیه  می‌کردند.  چون  زمان  یزید  بن  معاویه  رسید،  او  پوشش  آن  را  دیبا  قرارداد  و  ابن  الزبیر  نیز از او  پیروی  می‌کرد  و  به  مصعب  بن  الزبیر سفارش  می‌داد که  هر  ساله  دیبای  ویژه  پوشش  خانه‌ کعبه  را  برایش  بفرستد  و  در  روز  عاشورا  برآن  می‌پوشانید.  

سعید  بن  منصور گوید: "‌عمر  خطاب  هر  سال  پرده  و  پوشش  خانه‌کعبه  را  برمی‌داشت  و  آن  را  بر  حاجیان  تقسیم  می‌کردندکه  در  مکه  آن  را  بردرخت  “‌سمر“  می‌انداختند  و  از  آن  سایبان  درست  می‌کردند  و  جامه  نو  برکعبه  می‌پوشانید”‌.خوشبو کردن  خا‌نه‌ کعبه  

عایشه  می‌گفت‌:  خانه‌کعبه  را  با  مواد  خوشبو  پاک  و  تمیزو  شستشو  دهید،  زیرا  تطهیر  خانه‌کعبه  با  خوشبو کردن  آن  صورت  می‌گیرد.  ابن  الزبیر  تمام  اندرون  خانه  کعبه  را  با  مواد  خوشبو  پاکیزه  می‌کرد  وهرروز  یک  رطل  "‌عود”  خوشبو  را  درآنجا  می‌سوزانید  و  روزهای  جمعه  دو  رطل‌.نهی‌ از الحا‌د  و  عصیا‌ن  در  حرم  شریف

خداوند گوید: " ومن يرد فيه بالحاد بظلم نذقه من عذاب أليم   [‌و  هرکس  خواهدکه  درآن  -‌حرم  شریف  -‌شرک  ورزد  و-‌عصیان‌کند  وبرمردم  ستمی  نماید  به  یقین  به  وی  بچشمانیم  عذابی  دردناک  و  سخت‌]"‌.  ابوداود  از  موسی  بن  باذان  روایت  کرده  است‌که‌گفت‌:  پیش  یعلی  بن  امیه  رفتم‌که‌گفت‌:  رسول  خدا صلی الله علیه و سلم    فرمود:" احتكار الطعام في الحرم إلحاد فيه    [‌احتکار  خوراکیها  در  حرم  شریف  عصیان  وگناه  است  در  آن‌]"‌.  و  بخاری  در  تاریخ‌کبیر  از  یعلی  بن  امیه  نقل  می‌کندکه  عمر  بن  خطاب‌گفت‌:  احتکار  طعام  الحاد  است‌.

احمد  از  ابن  عمر  روایت‌کندکه  او  به  نزد  ابن  الزبیررفت  و  دریافت‌که  او  در  حجر  اسماعیل  نشسته  است‌،  بوی‌گفت‌:  ای  ابن  الزبیر:  پ