  پی‌گیری  آن  ملت  را  دچار  تنگنا  ساخته  و  بررسی  آن  موجب  زیان  صاحبان  اموال  می‌گردد. لذا  اداء  زکات  و  توزیع  آن  را،  به  صاحبان  اموال  واگذار  نمود. 

فقهاء  بر  این  مطلب  اتفاق  نظر  دارندکه‌: توزیع  اموال  زکات  باطنی  بر  عهده  خود  صاحبان  اموال  است‌. زیرا  سائب  بن  یزیدگفته  است‌: از  عثمان  بن  عفان  شنیدم‌که  بر  بالای  منبر  پیامبر صلی الله علیه و سلم    می‌گفت‌: “‌‌ای  مردم  این  ماه‌،  ماه  پرداخت  زکات  شماست‌،  هرکس  بدهی  دارد  آن  را  پرداخت‌کند،  تا  اموال  شما  پاک‌گردد،  و  از  آن  زکات  را  بپردازید”‌‌. بیهقی  با  اسنادی  صحیح  آن  را  روایت‌کرده  است‌. 

نووی‌گفته  است‌: دراین  مساله  خلافی  نیست  و  یاران  ما  اجماع  مسلمین  را  دراین  باره  نقل‌کرده‌اند. حالاکه  صاحبان  اموال  می‌توانند  زکات  اموال  باطنی  خود  را  توزیع  کنند،  آیا  بهتر  است‌که  خود  توزیع  را  انجام  دهند  یا  اینکه  آن  را  به  امام  و  پیشوای  مسلمین  بدهندکه  توزیع‌کند؟‌: 

علمای  شافعیه  می‌گویند: اگر  امام  عادل  باشد  زکات  را  به  وی  بدهندکه  توزیع  کند  بهتر  است‌. حنبلی‌ها  می‌گویند: بهتر  است‌که  صاحبان  اموال‌،  خود  زکات  آن  را توزیع‌کنند  و  اگر  به  پادشاه  هم  بدهند  جایز  است‌. 
بنا  به  رای  مالک  و  حنفی‌ها،  اگر  اموال  زکات  ظاهری  باشند  جمع‌آوری  و  توزیع  زکات  بعهده  امام  مسلمین  و  نمایندگان  وی  است‌. 
رای  علمای  شافعیه  و  حنبلی‌ها  درباره  اموال  ظاهری  مانند  رای‌شان  درباره  اموال  باطنی  است‌.اگر  صاحب  اموال  زكات  خود  را  به  امام  مسلمین  بدهد  برائت  ذمه  پیدا  می‌كند، خواه  امام  عادل  یا  ستمكار  باشد: 

اگر  مسلمانان  پیشوا  و  امامی  مسلمان‌،  داشته  باشند،  می‌توانند  زكات  خود  را،  به  وی  بدهند،  خواه  عادل  یا  ستمكارباشد،  وصاحب  مال  برائت  ذمّه  پیدا  می‌كند. ولی اگر  تشخیص  دهد  كه  امام  زكات  را،  به  مستحقین  نمی‌دهد،  بهتر  است‌كه  صاحب  مال‌،  خود  آن  را  به  مستحقان  بدهد. مگر  اینكه  امام  یا  نماینده  او  زكات  را  مطالبه‌كند. 

در  این  صورت  مجبور  است‌،‌كه  زكات  را  به  وی  تحویل  دهد: 

١  -  از  انس  روایت  است‌كه‌،  مردی  از  “‌‌بنی‌تمیم‌”‌  به  حضور  پیامبر صلی الله علیه و سلم    آمد  وگفت‌: ای  رسول  خدا،  من  اگرزكات  را  به  نماینده  وعامل  توتحویل  دهم‌،  درپیشگاه  خدا  و  پیامبرش  برائت  ذمه  پیدا  می‌كنم‌؟  پیامبر صلی الله علیه و سلم     فرمود: "  نعم، إذا أديتها إلى رسولي فقد برئت منها، فلك أجرها، وإثمها على من بدلها    [‌آری‌،  هرگاه  آن  را  به  نماینده  من  دادی‌،  از  آن  تبرئه  شده‌ای  و  پاداش  آن  را  خواهی  یافت  واگركسی  درآن  تبدیل  و  تغییری  داد،  و  تصرف  نابجاكردگناه  آن  بر  او  است‌]‌"‌. به  روایت  امام  احمد. 

٢-‌از  ابن  مسعود  روایت  است‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    فرمود: "  إنها ستكون بعدي أثرة ، وأمور تنكرونها. قالوا:  يا رسول الله فما تأمرنا، قال:  " تؤدون الحق الذي عليكم، وتسألون الله الذي لكم      [بی‌گمان  بعد  ازمن  درزكات  تصرفات  نابجا  خواهد  شد  وآن  را  به  خود  اختصاص  می‌دهند  وكارهائی  روی  می‌دهدكه  شما  را  ناخوش  آید،‌گفتند: ای  رسول  خدا،  چه‌كاركنیم‌؟  فرمود: شما  حقی  راكه  بر  ذمه  دانند  بجای  آورید  و  پاداش  آن  را  از  خداوند  بخواهید]"‌. به  روایت  بخاری  و  مسلم‌. 

٣-  از  وائل  بن  حجر  روایت  است‌كه  گفت‌: من  مردی  را  دیدم‌كه  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم    سوال  می‌كرد  وگفت‌: ما  چه‌كاركنیم  با  امیرانی‌كه  حق  ما  را  نمی‌دهند  و  حق  خود  را  ازما  می‌خواهند؟  پیامبر صلی الله علیه و سلم    فرمود:  " اسمعوا وأطيعوا، فإنما عليهم ما حملوا، وعليكم ما حملتم    [‌بشنوید  و  اطاعت‌كنید  زیرا  هریك  ازشما  پاداش  عمل  خویش  را  می‌گیرید]"‌. به  روایت  مسلم‌. 

شوكانی  گفته  است‌: از  احادیث  مذكور  در  این  باره  برمی‌آیدكه  جمهور  علماء بدانها  استدلال  كرده‌اند،  بر  اینكه  می‌توان  زكات  را  به پادشاهان  ستمكار  داد  و  برای  صاحب  مال  كفایت  می‌كند. 

تا  اینجا  مربوط  بود  به  امام  مسلمین  دركشوراسلامی‌. واما  درباره  اعطاء  زكات  به  حكومتهای  امروزی  جهان  اسلامی‌،  سیدمحمد  رشید  رضا  می‌گوید: 

“‌‌لیكن  امروز،  در  بیشتركشورهای  اسلامی‌،  برای  مسلمانان  حكومتهای  اسلامی  وجود  نداردكه  احكام  اسلام  را  اجرا  ومردم  را  به  سوی  اسلام  و  دفاع  ازآن  بخواند. و  جهادی‌كه  فرض  عینی  یا  فرض‌كفائی  است‌،  انجام  دهد  وحدود  اسلام  را  مراعات  و  برپای  دارد  و  زكات  واجب  را،  آنگونه‌كه  خداوند  فرض‌كرده  است  بگیرد  و  به  مصارف  شرعیش  برساند. بلكه  بیشتر  این  حكومتها،  بزیر  سلطه  فرنگیها  و  اروپائیها   درآمده‌اند  و  بعضی  از  این  حكومتها  از  اسلام  برگشته  یا  ملحدند. بعضی  از  این  حكومتهائی‌كه  از  فرنگیها  پیروی  می‌كنند،‌كسانی  راكه  بر  اساس  مناطق  جغرافعایی  مسلمانان  بركارها  می‌گمارند،‌كه  فرنگیها  بنام  اسلام  می‌خواهند  آنان  را  آلت  دست  خود  ساخته  و  وسیله  فریب  و  تسلیم  مسلمانان  قرار  دهند،  حتی  دركارهائی‌كه  وسیله  تخریب  اسلام  است‌،  نیز  ازآنان  استفاده  می‌كنند. فرنگیها  از  نفوذ  و  اموال  و  دارائی  آنان  و  ازاموالی‌كه  جنبه  دینی  هم  دارد،  مانند: اموال  زكات  و  اوقاف  و  غیره‌،  سوء‌استفاده  می‌كنند. بدینگونه  حكومتها،  جایز  نیست  كه  زكات  داده  شود. لقب  روسا  و  دین  رسمی  آنان  هرچه  باشد،  دراصل  قضیه  تغییری  پیش  نمی‌آورد. 

ولی  حكومتهای  اسلامی‌كه  پیشوایان  و  روسای  آن  به  دین  اسلام  ایمان  داشته  و  بیگانگان  درآن  حكومتها،  بر  بیت‌المال  مسلمین  تسلطی  ندارند،  لازم  است‌كه  زكات.  

اموال  ظاهری  بدانها  پرداخت‌گردد  و  زكات  اموال  باطنی  را  نیز  اگر  مطالبه  كنند  می‌توان  بدانان  داد. اگرچه  در  بعضی  از  احكامشان  ستمكار  نیز  باشند. همانگونه  كه  فقهاء  نیزاین  مطلب  راگفته‌اند”‌‌. پایان  سخن  رشید  رضا.مستحب  است‌كه  زكا‌ت  را  به  صا‌لحین  و شا‌یستگا‌ن  داد  

زكات  را  باید  به  مسلمانی  داد،‌كه  صاحب  سهم  و  مستحق  است‌،  خواه  صالح  یا  فاسق  باشد،  مگراینكه  معلوم  باشدكه  آن  را  وسیله  ارتكاب‌كارهای  حرام  وناروا  قرار  می‌دهد. در  اینصورت  بمنظور  جلوگیری  از  فساد  و  ارتكاب‌كار  حرام  به  وی  داده نمی‌شود. 

اگرازحال  وی  چیزی  دانسته  نبود  یا  معلوم  بودكه  ازآن  سود  وبهره  می‌برد،  زكات  به  وی  داده  می‌شود. شایسته  است‌كه  زكات  دهنده  زكات  مال  خود  را،  به  اهل  صلاح  و  اهل  علم  و  آبرومندان  و  نیكوكاران  اختصاص  دهد. 

از  ابوسعید  خدری  روایت  است‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    فرمود: "  مثل المؤمن، ومثل الايمان، كمثل الفرس في آخيته (2) يجول، ثم يرجع إلى آخيته. وإن المؤمن يسهو ثم يرجع إلى الايمان.  فأطعموا اطعامك