كه‌:  ازابو  امامه  درباره برخاستن  (‌از  سجده  به  قيام‌)  سوال  شد، ‌گفت‌:  بنا  به  حديث  رفاعه  بايد  روي  جلو  قدمهاي  پا  برخاست‌.  و  در حديث  ابن  عجلان  هـم  چيزي  هست‌ كه  بموجب  آن‌،  او  روي  جلو  پاهايش  برمی‌خاست‌،  گروه  فراواني  از  اصحاب  و  ديگران‌ كه  چگونگي  نماز  پيامبر صلي الله عليه و سلم را  بيان ‌كرده‌اند،  از جلسه  استراحت  سخن  نگفته‌اند،  بلكه  در  حديث  ابوحميد  و  مالك  بن  الحويرث  از آن  سخن  رفته  است‌.  چنانچه  رهنمود  پيامبر صلي الله عليه و سلم  انجام  هميشگي  آن  می‌بود،  تمام ‌كساني  كه ‌كيفيت  نماز  پيامبر صلي الله عليه و سلم را  وصف  نموده‌اند،  آن  را  نيز  ذكر  می‌كردند.  و  مجرد  اينكه  پيامبر صلي الله عليه و سلم  آن  را  انجام  داده  باشد،  دليل  بر سنت  بودن  آن  در نماز نيست‌،  مگر معلوم ‌گردد كه  آن  را  بعنوان  سنتي  انجام  داده  باشد  تا  از  او  پيروي  شود.  اما  اگر  چنان  تخمين  زده  شود كه  بنا  به  نيازي  آن  را  انجام  داده  باشد،  دليل نمی‌شود كه  يكي  از  سنن  نماز  بشمار آيد. چگونگی  نشستن  در  تشهد:  

شایسته  است ‌كه  در  نشستن  برای  خواندن  تشهد  سنتهای  زیر  مراعات  شود:
 الف- دستها  را  بگونه‌ای  بگذارد كه  در  احادیث  زیر  بیان  می‌شود:

ا-‌از  ابن  عمر  روایت  شده  است‌ كه‌: “ ‌پیامبر صلی الله علیه و سلم  هر  وقت  برای  تشهد  می‌نشست‌:  دست  چپ  را  بر زانوی  چپ  و  دست  راست  را  بر زانوی  راست  می‌نهاد  و  با  انگشتان دست  راست  صورتی  شبیه  به  ٥٣  (‌انگشتان  را  جمع ‌كرده  و  می‌بست  و  انگشت  شصت  را  بر مفصل  وسطی  انگشت  سبابه  می‌نهاد)  را  می‌ساخت  و انگشت  سبابه  را  بحال  اشاره  نگه  می‌داشت‌“‌.  و  در  روایت  دیگر “‌همه  انگشتان  را  جمع  می‌كرد  و  انگشت  پهلوی  شست  را  بحال  اشاره  نگه  می‌داشت  (‌مآلا  یكی  است‌)  بروایت مسم .  

٢-وائل  بن  حجر گفته  است‌:  ‌“ ‌پیامبر  صلی الله علیه و سلم  كف  دست  چپ  را  بر ران  و  زانوی  چپ خود  و آرنج  راست  را  بر ران  راست  می‌نهاد،  سپس  انگشتان  (‌راست‌)  را  جمع  می‌كرد  و  حلقه‌ای  می‌ساخت‌“‌.  و  بروایت  دیگر: “‌ با  انگشت  میانه  و  شسث  حلقه‌ای  می‌ساخت  و  با  انگشت  سبابه ‌اشاره  می‌كرد.  سپس  انگشتش  را  بلند  نموده  دعا  می‌كرد‌“‌.  بروایت  احمد.  بیهقی ‌گفته  است‌:  مراد  اشاره ‌كردن  با  آن  است  نه  پیوسته تكان  دادن  آن‌،  تا  با  روایت  ابن  الزبیر  موافق  باشد:  “‌پیامبر صلی الله علیه و سلم  چون  دعا  می‌كرد  با  انگشتش  اشاره  می‌كرد  و  آن  را  تكان  نمی‌داد“‌‌.  بروایت  ابوداود  با  اسناد  صحیح‌  و  نووی  هم  آن  را  ذكر كرده  است‌.                

٣-‌از ز‌بیر  روایت  شده ‌كه ‌گفته  است‌:“ ‌چون  پیامبر صلی الله علیه و سلم  در  تشهد  می‌نشست  دست راست  را  بر ران  راست  و دست  چپ  را  بر ران  چپ  خود  می‌نهاد  و با  انگشت  سبابه اشاره  می‌كرد  و  پیوسته  بدان  انگشت  در  حال  اشاره  خیره  می‌شد"‌.  بروایت  احمد  و  

مسلم  و  نسائی‌.  در  این  حدیث  تنها  به  نهادن  دست  راست  بر  ران  و  اشاره ‌كردن  با  انگشت  سبابه  آن  اكتفا  شده  و  از  بستن  انگشتان  ذكری  نشده  است‌.  و  در  آن  آمده  است‌كه  نمازگزار  نگاه  خود  را  به  انگشت  سبابه  (‌مسبحه‌)  قطع  نكند. این  سه ‌كیفیت  صحیح  است  و  بهر كدام  می‌توان  عمل  نمود.

ب -‌سنت  است‌ كه  سبابه  راست  را  با  انحنای ‌كمی  و  بحالت  اشاره  نگه  دارد،  تا  اینكه  سلام  می‌دهد:  

از  نمیر  خزاعی  روایت  است ‌كه‌: “‌ من  پیامبر صلی الله علیه و سلم  را  در  نماز  دیدم‌ كه  نشسته  بود  و  بازوی  راست  را  بر  ران  راست  نهاده  و  انگشت  سبابه  را  با  انحنای  اندكی  بلند كرده  و  دعا  می‌كرد‌“‌.  بروایت  احمد  و  ابوداود  و  نسائی  و  ابن  ماجه  و  ابن  خزیمه با  اسناد ‌“‌جید“‌‌. انس  بن  مالك‌ گفته  است‌: ‌“ ‌پیامبر صلی الله علیه و سلم  از كنار  سعد گذشت‌ كه  با  بلند كردن  دو  انگشت  دعا  می‌كرد،  فرمود:"احد  یا  سعد  [با  یك انگشت  ای  سعد]‌‌“‌.  بروایت  احمد  و  ابوداود  و  نسائی  و  حاكم‌.

از ابن  عباس  پرسیدند  در‌باره ‌كسی‌ كه  دعا  می‌كند  و  انگشت  خود  را  بلند  می‌كند؟  گفت‌:  (‌نشانه‌)  اخلاص  است‌.  انس  بن  مالك  گفت‌:  (‌نشانه‌)  تضرع  و  زاری  است‌.  مجاهد گفته  است‌:  آن  مرگ  شیطان  (‌و  خنثی  ساختن  وسوسه  شیطان‌)  است‌.  رای  امام  شافعی  بر  آنست‌ كه  یكبار  بوقت ‌گفتن:‌“ ‌الا  الله ‌“  در  تشهد  آن  انگشت  را  بحال  اشاره  بلند كند.  و  به  رای  حنفی‌ها  بوقت‌ گفتن‌: ‌“ ‌لا ‌“  آن  را  بلند كرده  و  بوقت ‌گفتن‌: “‌ الا  الله ‌“  آن  را  پایین  آورد.  و مالكیها  آن  را  به  راست  و به  چپ  حركت  می‌دهند  تا  اینكه  نماز  تمام  می‌شود.  و  حنبلی‌ها  آن  را  بوقت  ذكر  “ ‌الله ‌“  بعنوان  اشاره  به  توحید  بلند  می‌كنند  و آن  را  حركت  نمی‌دهند.

ج  -‌در  تشهد  اول  “‌افتراش‌“  -  (‌پای  چپ  را گستراندن  و  روی  آن  نشستن  و  پای  راست  را  نصب‌ كردن  بگونه‌ای ‌كه  انگشت‌های  آن  رو  به  قبله  باشد)  و  در  تشهد  دوم ‌“‌تورك‌“ =  (‌نصب‌ كردن  پای  راست  بحالت  اول  و  دراز كشیدن  پای  چپ  زیر  پای راست  و  نهادن  نشیمنگاه  بر  زمین‌)  سنت  است‌.

در  حدیث  ابوحمید  در‌باره  چگونگی  نماز  پیامبر صلی الله علیه و سلم  آمده  است ‌كه‌: ‌“‌چون  برای تشهد  اول  می‌نشت  بر  پای  چپ  می‌نشست  و  پای  راست  را  نصب  می‌نمود،  و  چون  برای  تشهد  دوم  می‌نشست‌،  پای  چپ  را  پیش  می‌نهاد  و  پای  راست  را  نصب  می‌كرد  و  بر  نشیمنگاه  می‌نشست‌“‌.  بروایت  بخاری‌.تشهد  اول

رای  جمهور علماء  برآنست‌ كه  تشهد  اول  سنت  است‌،  چون  عبدالله  بن  بحینه گفته  است‌:‌“ ‌پیامبر صلی الله علیه و سلم  در  نماز  ظهر  بجای  اینكه برای  تشهد  اول  بنشیند،  برخاست‌، چون  نمازش  را  تمام ‌كرد  قبل  از  سلام  دادن  دو  سجده  برد،  و  در  هر  سجده  الله  اكبر  گفت‌،  و  مردم  نیز  با  وی  سجده‌ كردند،  و  این  سجده  برای  جبران  تشهد  اول  بود كه  فراموش  كرده  بود“‌.  بروایت  گروه  محدثین‌.  دركتاب  “‌سبل  الاسلام‌“  آمده  است  كه  این  حدیث  دلیل  برآنست ‌كه  سجده  سهو  تشهد  اول  را  اگر  فراموش  شود،  جبران  می‌كند.  و  فرموده  پیامبر صلی الله علیه و سلم‌:" صلوا كما رأيتموني أصلي ‌ "،  بر  وجوب  تشهد  اول  دلالت  دارد.  و  همچنین  می‌رساند كه  اگر آن  را  سهوا  ترك  نمود  با  سجده  سهو  جبران می‌گردد،  و  اینها  دلیل  برآنست‌ كه  اگر چه  واجب  است  ولی  با  سجده  سهو  جبران می‌شود،  و  نمی‌توان  آن  را  دلیل  عدم  وجوب  آن‌ گرفت  مگر اینكه  دلیلی  اقامه  شود  كه  بموجب  آن  هر واجبی  اگر  سهو ا ترك  شد،  با  سجده  سهو  جبران  نمی‌شود  و سجده  سهو  جای  آن  را  نمی‌گیرد.  

حافظ  ابن  حجر  در ‌“‌الفتح“  بنقل  از  ابن  بطال  می‌گوید:  دلیل  اینكه  سجده  سهو  بجای  واجب  نمی‌نشیند  آنست‌كه  اگر  تكبیره  ال