هار انجيل را ترکيب کرده اند که همواره چيزهاي واقعي و راستين در بارۀ عيسي -(ع)- به ما عرض کنند»(3).
اينکه گفته هاي واتيکان تا چه حد قرين واقعيت اند، مسئله اي است که بعدا روشن خواهد شد، اما آنچه که مفسران ترجمۀ جهاني کتاب مقدس مي‌نگارند، نه تنها نقيض گفته هاي واتيکان مي باشد، بلکه اين نظريه آنها را که اناجيل تحت الهام الهي به رشتۀ تحرير درآمده است، نيز رد مي کند، چون مفسران ترجمۀ جهاني کتاب مقدس، اناجيل را سلسه اي از حکايات قرار ميدهند:... بدين ترتيب انجيل، آنچه از روايات شفاهي دريافت کرده اند، طبق منظور خاص خود جمع آوري و به صورت نوشته درآورده اند، اين چنين يک موضعگيري از جانب بيش از صد مفسر کاتوليک و پروتستانت عهد جديد اتخاذ گرديده است(4).
موريس بوکاي دانشمند فرانسوي بعد از نقل اختلافات واتيکان و مفسران ترجمۀ جهاني کتاب مقدس در مورد اناجيل، چنين مي‌گويد: «روشن است که مابين اظهاريه مجمع روحاني واتيکان و موضعگيري هاي مؤخر تر، خود را در برابر تأييدات متناقض مي‌يابيم، نميتوان اظهاريه واتيکان را که (طبق آن اناجيل ميبايستي ناقل صادق افعال و اقوال عيسي (ع) باشند) با تضاد ها، دوري از حقيقتها، غيرممکن ها، و تصديق هاي مخالف با واقعيت در متون، آشتي داد»(5).
همين تضادها، دوري از حقيقتها ميان نسخه هاي اناجيل، يکعده علماء را بر اين واداشته است تا در برابر اناجيل موضعگيري شديدي از خود نشان دهند.
چنانچه ابن حزم دانشمند اسلامي بعد از آنکه تضادها و تناقضهاي اناجيل را نقل ميکند، چنين ميگويد: «وجود اين همه تناقضها دليل واضح اند بر اينکه اناجيل کتابهاي هستند که توسط مردمان بي دين و دروغگو برشتۀ تحرير درآمده اند»(6).
ابن حزم بر اين عقيده است که حواريون اصيل يا کشته شده بودند، و يا در حالت اختفاء بسر مي‌بردند، و نسبت هيچ يکي از اناجيل بسوي آنان درست نيست.
البته اين تنها دانشمندان اسلامي نيستند که انجيل ها را بباد انتقاد گرفته اند، بلکه قبل ازايشان و حتي قبل از ظهور اسلام افرادي وجود داشت که انجيل ها را هدف تنقيد قرار داده اند.
مثلا سلسوس در قرن دوم ميلادي در مورد اناجيل چنين ميگويد: 
«مسيحيان اناجيل را سه بار و يا چهار بار و يا بيشتر ازآن چنان تغيير دادند که مضامين آن نيز تغيير نمود» (7).
و «فاستس» يکي از علماي فرقۀ ماني در قرن چهارم ميلادي چنين ميگويد: «اين يک امر محقق است که عهد جديد (يعني اناجيل) را نه مسيح تصنيف نموده و نه حواريون، بلکه آنرا شخص مجهولي تصنيف نموده، و از هراس اينکه مبادا مورد اعتبار مردم قرار نگيرد نسبتش را بسوي حواريون نمود. و آن شخص با تأليف کتابيکه مملو از اغلاط و تناقض هست به حواريون عيسي (ع) اذيت رسانيد»(8).
و دليل ديگر براينکه اناجيل از تأليف شاگردان عيسي (ع) نيست، اينست که در نوشته هاي متقدمين مسيحي از وجود اناجيل هيچ ياد آوري نشده است. رسائل «بولس» که اولين مجموعه نوشته هاي مسيحي است، درآن حتي يکبارهم از اناجيل نام برده نشده است. و حتي اين اناجيل تا قرن سوم داراي هيچ حيثيت قانوني نبوده اند پس چگونه واتيکان جاهلانه اصرار مي ورزد که اناجيل از نوشته هاي شاگردان عيسي و تحت الهام الهي نوشته شده است.
﴿أَلَيْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ وَيُخَوِّفُونَکَ بِالَّذِينَ مِن دُونِهِ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ﴾ (الزمر: 36).
«و هر كس را كه خداوند بيراه بگذارد، او هدايتگرى ندارد».
--------------------------------------------------------
1) مراجعه شود به کتاب:  مقايسه اي ميان تورات، انجيل و قرآن...ص: 83.
2) مراجعه شود به کتاب سابق الذکر: ص83.
3) به کتاب سابق مراجعه شود:  ص 84.
4) به کتاب سابق الذکر: ص85.
5) به کتاب سابق الذکر: ص85.
6) الفصل في الملل والأهواء والنحل: 2/122.  
7) مراجعه شود به کتاب:  اظهار الحق: 1/70.
8) به کتاب فوق مراجعه شود 1/71.انجيل متي:
مسيحيان بر اين عقيده‌اندکه اين انجيل را «متي» حواري يک تن از شاگردان دوازده گانه عيسي (ع) نوشته است. او قبلاً مأمور گمرک و مستخدم ادارۀ ماليات نمک بود، به دعوت عيسي (ع) لبيک گفت، و بعد ازآن مشغول انجام امور دعوت گرديد تا آنکه در سال 70 ميلادي در اثر لت وکوب يکي از درباريان پادشاه حبشه در گذشت.
تاريخ تأليف اين انجيل:
شارحان ترجمه جهاني کتاب مقدس تاريخ تأليف اين انجيل را درميان سالهاي 80-90 ميلادي قلمداد نموده اند و افزوده اندکه: «نميتوان در اين خصوص به يقين کامل دست يافت» و آنها نيز بيان داشته اند که از طرزگفتار مؤلف انجيل متي ظاهر ميشود که ميان متي حواري، کارمند دفتر «کفر ناحوم» که مرقس و لوقا او را «لوي» مي نامند و يکي از دوازده تن حواري است، و مؤلف انجيل متي خيلي فاصله وجود دارد(1).
از توضيحات شارحان ترجمه جهاني کتاب مقدس-که خود مسحيي اند- دو امر بخوبي ظاهر ميشود:
1-	 تردد ايشان دربارۀ اينکه مؤلف آيا همان متي حواري است و يا شخص ديگر که هم نام او بوده است.
2-	 تردد ايشان دربارۀ زمان تأليف اين کتاب (انجيل متي).

لغت تأليف اين انجيل:
مسيحيان همگي بر اين اتفاق دارند که متي انجيل خود را به زبان عبراني و يا سرياني نگاشته است، چون او ميخواسته که يهوديان عبراني زبان را به مسيحيت دعوت بدهد، اما نسخه اي راکه متي بزبان عبراني و يا سرياني تأليف نموده بود اثري ازآن موجود نيست، و قديمي ترين نسخه اي اين انجيل به زبان يوناني ديده شده است، و در مورد اينکه چه کسي آنرا از عبراني به يوناني ترجمه نموده است اختلاف زياد وجود دارد.
بعضي ها گفته اندکه: انجيل متي را يوحنا حواري بزبان يوناني ترجمه نموده است، البته اينها هيچ نوع دليلي در دست ندارند. و بعضي ها براين نظر اند که «متي» خود انجيلش را به يوناني ترجمه کرده است(2).
نسبت اين انجيل به متي حواري نادرست است:
آنچه که مسيحيان در رابطه با منسوب نمودن اين انجيل بسوي «متي» حواري پيش ميکنند جز گمان و تخمين چيزي ديگري نيست، مسيحيان مي گويند که: يوسابيوس تاريخ نگار ميسحي از «بابياس» که در سال (130) ميلادي اسقف کليساي «هيرابولس» بوده، نقل نموده است که او گفته: «متي اقوال را به زبان عبراني نوشت» اما با چنين نقل نميتوان چيزي را ثابت نمود:
اول: اينکه «بابياس» خود شاهد صحنه نبود، بلکه او از ديگران شنيده و حکايت نموده است، و چنين حکايت که سندش مشخص نباشد هيچ نوع ارزش تاريخي ندارد.
دوم: «بابياس» را که ناقل اين قول است، «يوسابيوس» مورد طعن قرار داده و او را متهم به جعل اقوال و سوء فهم نامه هاي رسولان نموده است.
در اثبات اين چنين يک مسئلۀ مهم استناد به قول يک شخص متهم جز بي هودگي و پوچي چيز ديگري نيست.
امر قابل ملاحظۀ ديگر در مورد انجيل مذکور اينست که مؤلف اين انجيل در نقل معلوماتش بيشتر به انجيل مرقس اعتماد دارد که مرقس شاگرد پطرس بود، به اين معنا که مرقس از جملۀ حواريون نبود، و محال است که يک حواري بزرگ که خود شاهد صحنه هاي زندگي عیسی (ع) باشد، اما معلوماتش را در بارۀ مسيح از شخصي اخذ کند که او خود مسيح را نديده است(3).
م