جه 2048 کشيش از گوشه و کنار سلطنتش گرد هم آمدند، و ازين ميان تنها 318 کشيش براين نظريه ابراز اتفاق کردند که مسيح بشر و مخلوق نيست، بلکه خدا و پسر خدا است، قسطنطين طرفداري خود را ازين نظريه اعلام داشت، و کسانيکه با اين نظريه مخالف بودند از جمله طرفداران آريوس محکوم به کفر شده و از سوي حکومت تحت پيگرد و تعذيب قرار گرفتند.
از جملۀ مسائلي که توسط امپراطور قسطنطين و به اشارۀ کشيش هاي درباري، رسمي اعلام گرديد، مسئلۀ رسمي شدن يکعده اناجيل، الوهيت عيسي، ابن الله بودن او و غيره نظرياتي بود که قبلا توسط بولس يهودي مطرح شده بود(6).
----------------------------------------
1) مؤسس فلسفه افلوطینی جديد، شخصي است بنام افلوطين متوفي (270 ميلادي) او آموزش ابتدائي خود را در نزد «امينيوس» استاد فلسفه اسکندريه به پايان رسانيد، سپس به بلاد فارس و سرزمين هند سفر کرد، و از منابع اصيل تصوف هندي خود را سيراب نمود، و در جريان اقامتش در هند بر تعاليم بودا و برهمن هاي هندي مطلع شد، و عقائد بودائي ها را در مورد بودا، و برهمن ها را در مورد«کرشنا» از نزديک مورد مطالعه قرار داد، بعد ازان به اسکندريه مراجعت نمود، و مجلس درسي را افتتاح کرد و در همانجا نظريه خود را  در باره مسائل ميتافزيک (ماوراء الطبيعة) و آفريدگار جهان ارائه داد. البته نظريات او در اين مورد شرح و بسط نظريه افلاطون شاگرد سقراط بود، و آن عبارت  است از: 
1- جهان از آفريدگار ازلي سرچشمه گرفته است.
2- اولين چيزي که ازين آفريدگار صادر شده است عقل است.
3- و از عقل، روح صادر شد. و بقيه مخلوقات ازين سه چيز سرچشمه گرفت. (محاضرات في النصرانية ص: 34)

2) به نقل از:  محاضرات في النصرانية ص:  36
3) به نقل از کتاب محاضرات في النصرانية ص: 36
4) به نقل از کتاب:  اسلام و عقائد بشري تأليف يحيي نوري ص: 450.
5)  به نقل از کتاب:  اسلام و عقائد بشري ص: 455.
6) در بارۀ چگونگي گرايش قسطنطين به مسيحيت، و تفصيلات مجمع نيقيه، و موضوعات ديگري که در ميان نصاري محل خلاف است به کتاب: الجواب الصحيح لمن بدل دين المسيح: 3/ 17 و صفحات بعدي اش مراجعه شود.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:25.txt">مصادر تشريع در مسيحيت</a><a class="text" href="w:text:26.txt">نقد اناجيل</a><a class="text" href="w:text:27.txt">گوشۀ ازتضادها و تناقضهاي اناجيل</a><a class="text" href="w:text:28.txt">پيشگوئي تورات و نبوت محمد (ص)</a><a class="text" href="w:text:29.txt">انجيلها و نبوت محمد(ص)</a><a class="text" href="w:text:30.txt">مجامع کليسائي</a></body></html>مسيحيان، مسائل مربوط به عقيده و مسائل تشريعي شان را از دو منبع أخذ مي نمايند:
1-	کتاب مقدس.
2-	مجامع کليسائي.
کتاب مقدس به دو دسته تقسيم مي شود:
1-	عهد قديم: که عبارت از تورات و کتابهاي ملحق به آن ميباشد. 
2-	عهد جديد که عبارت از أناجيل چهارگانه (متي، مرقس، لوقا، و يوحنا) مي باشد، به ضميمۀ يکعده رسائل ديگري که به زعم مسيحيان، رسائل قديسين ناميده ميشوند و آنها قرار ذيل اند:
1-	سفر اعمال رسولان
2-	مجموعۀ رسايل چهارده گانۀ بولس
3-	رسالۀ يعقوب
4-	دو رساله از پطرس
5-	سه رساله از يوحنا
6-	رسالۀ يهودا
7-	رسالۀ يوحناي لاهوتي

هر دو عهد جديد و قديم پر از خرافات و تحريفات، و قلب حقايق هستند، البته ما در اين بخش تنها به نقد انجيل هاي چهارگانه مي‌پردازيم، چون اساس و بنياد مسيحيت را همين اناجيل تشکيل ميدهد، و هنگامي که بنياد منهدم گردد حاجت به منهدم ساختن بناء نمي ماند، زيرا او خود فرو ميريزد.

انجيل از ديدگاه مسلمانان:
انجيل کلمۀ يوناني است که بمعناي خبر خوب و بشارت است. ما مسلمانان همگي به اين عقيده ايم که انجيل عبارت از کتاب آسماني است که خداوند متعال آنرا بر بندۀ خود عیسی (ع) پسر مريم ‘ نازل فرمود، تا بدان بني اسرائيل را بسوي نور و هدايت سوق دهد. الله تعالي ميفرمايد:
﴿وَقَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِم بِعَيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَآتَيْنَاهُ الإِنجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ﴾ (المائدة: 46).
ترجمه: «و به دنبال آنها (يعني پيامبران پيشين) عيسي پسر مريم را فرستاديم، که به آنچه پيش ازو فرستاده شده بود از تورات تصديق داشت، و انجيل را به او داديم که در آن هدايت و نور بود و (کتاب آسماني او نيز) تورات را که قبل ازو بود تصديق ميکرد و هدايت و موعظه براي پرهيز گاران بود».
عيسي (ع) در مدت کوتاهي که در ميان بني اسرائيل بود، آنان را بر اساس همين انجيل آسماني دعوت ميداد، اما بعد از بلند شدن عیسی (ع) به آسمان، انجيل مذکور نابود شد، و علت اساس در نابودي آن، دشمني شديد يهوديان در برابر اين کتاب آسماني جديد از يکسو، و اختلافات دروني مسيحيان از سوي ديگر بود. هر گاه اگر انجيل واقعي نابود  نمي‌شد اين انباري از خرافات که وارد مسيحيت شده است صورت نميگرفت. به هر حال نابودي انجيل حقيقي مشکل بزرگي را بر مسيحيان بار آورد. اناجيل موجوده هيچ نسبتي به انجيل آسماني ندارند، بلکه به عقيدۀ مسيحيان، اناجيل موجوده شرح حال و زندگي عیسی (ع) مي باشدکه با الهام خداوندي توسط چند تن از شاگردان عیسی (ع) به رشتۀ تحرير درآمده است.

اناجيل چهار گانه در دادگاه تاريخ:
اناجيل موجوده چنانچه از نام شان پيدا است، نه انجيلي هستند که بر عیسی (ع) نازل شده بود، و نه مضامين آنرا عيسي (ع) بر آن اشخاص املاء نموده است، بلکه اين انجيل ها توسط افراد مجهول الهويه گرد آوري و تأليف شده اند. و در بارۀ تاريخ تأليف اين اناجيل ميان مسيحيان اختلاف زيادي وجود دارد.
«گرچه اکثر مسيحيان معتقد اند که انجيلها را کساني نوشته اند که شاهد بلاواسطۀ زندگي عیسی (ع) بوده اند، و ازين جهت انجيلها شروح زنده و بي چون و چراي وقايعي است که درآن زندگي و مواعظ عيسي (ع) وجود داشته است»(1).
اما حقيقت عکس آنچيزيست که مسيحيان عقيده دارند، چون اين انجيل ها تقريبا يک قرن بعد از بالا رفتن عیسی (ع) نوشته شده اند، و بر اين ادعاي ما آنچه که در ترجمه هاي جهاني کتاب مقدس که توسط (100) تن از دانشمندان مسيحي پروتستانت تهيه شده است، گواه مي باشد، آنان درين باره چنين مي نگارند: 
«پيش از سال 140 ميلادي هيچ شهادتي که بر طبق آن شناخت مجموعه اي از نوشته هاي انجيل محتمل باشد وجود ندارد».
گرچه يک عده مسيحيان (ازجمله کاتوليک ها) بر اين عقيده اند که اين انجيل ها در حدود سالهاي 70 ميلادي نوشته شده اند اما اين مطلب پذيرفتني نيست، آري، البته احتمالا در بارۀ مرقس(2). 
وحتي در بارۀ مطالبي که محتواي اين اناجيل را تشکيل ميدهد، در ميان مسيحيان اختلاف نظرهاي وجود دارد. مثلا مجمع واتيکان (مرجع مسيحيان کاتوليکي) در اين باره چنين قرار صادر نمود:
«... آنچه را که حواريون به فرمان مسيح وعظ کرده اند بعدا خود و اطرافيان ايشان تحت الهام الهي به نوشته هائي منتقل کرده اند که پايۀ دين مي باشد، و عبارت اند از انجيل چهار وجهي: متي، مرقس، لوقا، و يوحنا..
مصنفان مقدس طوري 