ا از قبيل طلا و خوشبو هديه نمودند.
8-	يسوع در حال طفلي به مادرش گفت که: او «پسرخدا» است.
9-	ولادت مسيح مخفي صورت گرفت، چون پادشاه «هيرودوس» در تلاش قتل او بود تا پادشاهي را از وي نگيرد.
10-	هنگاميکه عيسي به دعوت آغاز کرد، شيطان ظاهر شد تا او را گمراه سازد.
11-	شيطان به عيسي گفت: اگر تو مرا سجده کني، تو را پادشاه جهان سازم.
12-	عيسي سخن شيطان را نه شنيد و گفت: بد بخت شوي تو اي شيطان.
13-	بعد از آنکه عيسي بر شيطان پيروز شد، فرشتگان به احترام او فرود آمدند.
14-	عيسي چهل شب چهل روز مسلسل روزه گرفت.
15-	يحيي، عيسي را در نهر اردن و در حضور روح الله و روح القدس تعميد کرد.
16-	نماز مسيحيان در صورتي پذيرفته مي شود وآنها را به جنت مي برد که بنام عيسي آغاز شود.
17-	هنگامي که عيسي وفات شد، و دفن گرديد، توسط يک قوه اي ما فوق الطبيعة، سنگي بزرگي که بر قبر او بود، دور شد و عيسي دو باره زنده گرديد.
18-	عيسي بعد از به پايان رساندن دعوتش به آسمانها صعود نمود.
19-	عيسي بسوي زمين دوباره خواهد آمد، تا بر زمين حکومت کند، و دعوت خود را منتشر سازد و زمين را از خير و سلامتي مملوء گرداند.
20-	در آخرت محاسبۀ مردم به عيسي سپرده مي شود.
21-	عيسي را اول و نهايت نيست، و او همانند «پدرش» جاويدان است.
22-	عيسي نجات دهندۀ بشريت است، او جان خود را فدا و کفارۀ گناه آدم (ع) ساخت.
23-	و از زمرۀ تعليمات عيسي به شاگردانش اين بود که: اعمال نيک خود را مخفي نگهدارند، و خطاياي و بديهاي خود را بر مردم آشکار کنند.
24-	عيسي براي پيروان خود گفت: با دشمنان خود محبت کنيد، و بر آنهائيکه شما را لعنت ميکنند، برکت بفرستيد، و بآنهاي که با شما بغض مي ورزند، محبت کنيد.
25-	عيسي بر آنهاي که مي‌خواستند به دعوت او بپيوندند، شرط نمود که مال خود را صدقه کنند، و فقر را ترجيح دهند، در ملکوت آسمانها داخل شوند.
26-	عيسي پيروان خود را از ابتداي رسالتش به دخول در ملکوت آسمانها دعوت ميداد.
27-	از عيسي روايت است که او گفت: بهتر اينست که انسان هيچ زني را لمس نکند.
28-	عيسي گفته است: ازدواج در صورت خوف زنا جائز است، و ازدواج بهتر از سوختن در آتش است.
29-	يگانه پسر خدا، کلمه اي که در نتيجه التقاي روح القدس با مريم، در مسيح متجسد شد. و به دار آويخته شد تا کفارۀ گناهي شود که آدم در ازل مرتکب آن شده بود، و آن گناه به اولاد او نسل در نسل منتقل شد، تا اينکه با قتل مسيح در چوبۀ دار، بشريت را از آن گناه ازلي نجات داد.عقائد هندو ها در بارهء کرشنا
1-	کرشنا يعني نجات دهنده، فداء کنندۀ خود، چوپان نيکوکار، واسطه ميان خالق و مخلوق، پسر خدا، اقنوم دوم ثالوث مقدس که عبارت از پدر، پسر و روح القدس است.
2-	کرشنا از «ديفاکي» دوشيزۀ که بنا بر پاکي و پاکدامني اش خداوند او را مادر براي پسر خود انتخاب نموده بود، تولد شد.
3-	فرشتگان تمجيد «ديفاکي» مادر کرشنا پسر خدا را بيان نمودند وگفتند: کائنات را  سزد که به فرزند اين زن پاکدامن افتخار کنند.
4-	مردم با ظهور ستاره اي درآسمان از ولادت «کرشنا»آگاه شدند.
5-	به هنگام ولادت «کرشنا» زمين تسبيح گفت، و مهتاب با نور خود آنرا روشن ساخت، و ارواح زمزمه مي‌نمودند، فرشتگان آسمان اظهار خوشي و سرور مي نمودند، و ابرها به نغمه سرائي پرداختند.
6-	کرشنا از سلالۀ پادشاهان بود، اما او در حالت فقر و بيچارگي در غاري متولد شد.
7-	هنگامي که کرشنا تولد شد، نور بزرگي غار را روشن ساخت، و چهرۀ «ديفاکي» مادر کرشنا مي درخشيد.
8-	بعد از ولادت مادرش، «ديفاکي» از انجام بد فرزندش ميگريست، آنگاه کرشنا با وي سخن گفت و او را تسلي داد.
9-	و گاو دانست که کرشنا «إله» است، بناءً او را سجده کرد.
10-	مردم به کرشنا ايمان آوردند، و به لاهوت وي اعتراف نمودند، و تحائف از چوب صندل و خوشبو به او تقديم کردند.
11-	و پيامبر هندوها به نام «نارد» از ولادت طفل الهي «کرشنا» آگاه شد و به زيارت او شتافت، و از فحص و تحقيق در ستاره ها براي او واضح شد که اين مولود الهي است که پرستش مي شود.
12-	کرشنا از خدا (برهما) که قبل از همه موجودات بود، و عالم را آفريد و خود را خالق نام نهاد، سرچشمه گرفت و کرشنا با تقديم خود به صليب، خود را فداي بشريت نمود و آنها را نجات داد. و إله ديگري نيز از براهما سرچشمه گرفت که «شيوا» ياد مي شود، و او مسئوليت خراب و فناي جهان را به دوش دارد. 
يعني آلهۀ هندوها نيز سه اند:
1-	براهما «پدر» و اقنوم اول
2-	کرشنا «پسر» و اقنوم دوم
3-	شيوا اقنوم سوم.

عقائد مسيحيان در باره مسيح
1-	يسوع مسيح ناجي بشريت، فداء کننده خود، شبان نيکوکار، واسطه ميان خالق و مخلوق، پسر خدا، اقنوم دوم از ثالوث مقدس که عبارت است از پدر، پسر، و روح القدس.
2-	يسوع از مريم دوشيزه که بنا بر طهارت و پاکدامني‌اش، خداوند  او را مادر فرزند خود انتخاب نمود، پيدا شد.
3-	فرشته بر مريم داخل شد و گفت: سلامتي باد بر تو اي آنکه مورد نعمت خدا قرار گرفته اي، پروردگار با تو است.
4-	هنگامي که مسيح تولد شد ستارۀ او در جهت مشرق در آسمان پديدار شد، و مردم محل ولادت او را دانستند.
5-	هنگام ولادت مسيح، فرشتگان اظهار خوشي و سرور نمودند، و از ابرها آوازهاي خوش شنيده شد.
6-	عيسي از سلالۀ پادشاهان يهود بود، اما او در حالت فقر و بيچارگي در غاري در فلسطين متولد شد.
7-	هنگامي که عيسي تولد شد، نور بزرگي غار را روشن ساخت و درخشش آن چشم هاي قابله و چشمان يوسف نجار را که نامزد مريم بود خيره ساخت.
8-	يسوع مسيح در حالي که طفل بود به مادرش گفت: من يسوع پسر خدا هستم، و چنانکه که جبرئيل فرستادۀ پدر به تو خبر داد، آمده ام تا جهان را نجات دهم.
9-	شبانان، يسوع را شناختند و او را سجده کردند.
10-	مردم به يسوع مسيح ايمان آوردند.
11-	هنگامي که يسوع در بيت اللحم در عهد حکومت هيرودوس پيدا شد، گروهي از مجوسيان از مشرق به اورشليم (بيت المقدس) آمدند که مي گفتند: کجا است همان طفل نو زادي که پادشاه يهود است.
12-	«پدر» سرچشمه است و «پسر» همان کلمه اي است که در مسيح متجسد گرديد، و اعدام مسيح بر چوبۀ دار بخاطر تکفير از گناهي ازلي بود که آدم بعد از خوردن از شجره ممنوعه، مرتکب آن شده بود و گناه آدم به اولاد او نسل در نسل انتقال يافت، تا آنکه مسيح با قرباني نمودن خود، بشريت را  از آن گناه نجات داد. 
و اقنوم سوم در ضمن ثالوث إله وجود دارد که روح القدس ياد مي شود.مذهب بابلي ها يکي از ادياني است که مسيحيت داستان محاکمۀ مسيح و سپس به دار آويخته شدن او را از همين دين اخذ نموده است.
بابلي ها قرنها قبل از ميلاد مسيح، سرگذشت غم انگيز معبود شان «بعل» را هر سال به شکل تمثيلي به نمايش مي گذاشتند، و اين واقعه را کشف دو لوحه ای سنگي در اوايل همين قرن که درآن قصۀ محاکمه بعل و انجام وي درج است، تأييد ميکند. و قدامت اين دو لوحه به قرن 9 قبل الميلاد برميگردد.
هنگاميکه بختنصر بر فلسطين حمله نمود و جمعي از يهوديان را با خود اسير گرفت و به بابل برد، اين عده از يهوديان اسير، داستان تمثيلي محاکمۀ بعل را که در آغاز بهار هر سال براه ا