د بود در حالي كه پيري مرا فرا گرفته است، و همسرم نازاست؟». گفت: «اين چنين خداوند هر چه بخواهد انجام مي‌دهد».
(قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ آيَتُکَ أَلاَّ تُکَلِّمَ النَّاسَ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا وَاذْکُر رَّبَّکَ کَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْکَارِ)
گفت: «پروردگارا! براي من نشانه‌اي قرار بده»، فرمود: «نشانه‌ات اين است كه سه روز با مردم سخن نگويي مگر با اشاره، و پروردگارت را زياد ياد كن، و در شامگاهان و صبحگاهان او را تسبيح كن».
وقتي زكريا اين حالت را ديد و مهرباني و لطف خدا را نسبت به مردم مشاهده  كردف از خداوند خواست تا او را فرزندي بدهد. اين در حالي بود كه او از داشتن فرزند نااميد شده بود. پس گفت: «پروردگارا! از جانب خود فرزندي نيكو به من ببخش همانا تو شنوندة دانايي». و در حالي كه او در عبادتگاه به نماز ايستاده بود فرشتگان او را ندا دادند كه خداوند تو را به يحيي مژده مي‌دهد، كه تصديق‌كنندة كلمة خدا [عيسي] است.
پس بشارت به آمدنِ اين پيامبر بزرگوار [يحيي]، متضمن بشارت به آمدن عيسي پسر مريم است؛ وي را تصديق مي‌كند و بر پيامبري او گواهي مي‌دهد. پس اين كلمه‌ي مبارك از جانب خدا است، و خداوند آن را به عيسي اختصاص داده است، چرا كه اين كلمه از جمله كلماتي است كه خداوند بوسيلة آن مخلوقات را پديد آورده است. همانطور كه خداوند متعال فرموده است:
(إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ کُن فَيَکُونُ)
«همانا مثال عيسي نزد خدا مانند آدم است، كه او را از خاك آفريد، سپس به وي گفت: به وجود بيا، و او بوجود آمد».
(وَسَيِّدًا وَحَصُورًا) پيامبري كه مژدة آمدنش داده شده، (َيَحْيَى) است كه پيشوا، و از پيامبران بزرگوار است.(حَصُورً) يعني كسي كه فرزندي به دنيا نمي‌آورد و ميل جنسي ندارد. و گفته شده است كه حصور به معني كسي است كه از گناهان و شهوت‌هاي زيان‌آور محفوظ است، و اين معني شايسته‌تر است.
(الصَّالِحِينَ) و پيامبري از تبار صالحان است؛ كساني كه در صلاح و درستكاري به آخرين مقام رسيده‌اند.(قَالَ رَبِّ أَنَّىَ يَکُونُ لِي غُلاَمٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْکِبَرُ وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ )
«گفت: پروردگارا! با وجود اين دو مانع، يعني پيري و نازايي همسرم، از چه راهي من صاحب بچه مي‌شوم؟!».
(يَفْعَلُ مَا يَشَاء) فرمود: اين چنين خداوند هر چه بخواهد، انجام مي‌دهد. پس هر چند كه حكمت الهي اقتضا نموده است كه كارها با فراهم‌شدن اسبابشان انجام شوند، اما گاهي اين قانون را مي‌شكند، زيرا او آنچه مي‌خواهد انجام مي‌دهد، و اسباب در برابر قدرت او تسليم هستند، و خواست و ارادة او اسباب را خنثي مي‌گرداند. پس هيچ سببي از قدرت او نافرماني نمي‌كند، هرچند آن سبب بسيار هم مؤثر باشد.
(قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً)
گفت: «پروردگارا! مرا نشانه‌اي بده»
تا باعث شادي و خوشحالي من گردد، هرچند كه به آنچه مرا از آن خبر داده‌‌اي يقين دارم، اما اين امر باعث مي‌شود كه روح و روان شادمان گردد و قلب به مقدمات رحمت و لطف خدا اطمينان حاصل گرداند.
(قَالَ آيَتُکَ أَلاَّ تُکَلِّمَ النَّاسَ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا) و در اين مدت (وَاذْکُر رَّبَّکَ کَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْکَارِ) در اول روز و آخر آن پروردگارت را به پاكي ياد كن. او از سخن گفتن در اين مدت منع شد، و اين با متولدشدن فرزند از پيرمردي سالخورده و زني عقيم مناسبت داشت. و اينكه او نمي‌ـوانست با انسان‌ها سخن بگويد، و زبانش همواره با ذكر خدا و تسبيح او مشغول بود، نيز دليلي ديگر است بر قدرت و حكمت لايتناهي خداوند. پس شاد و خوشحال گشت و شكر خدا را به جاي آورد و صبحگاهان و شامگاهان، فراوان خداوند را ياد مي‌كرد.
اين فرزند به بركت مريم دختر عمران به دنيا آمد، زيرا رزق و غذاي گوارايي كه خداوند بدون حساب به مريم ارزاني داشته بود، زكريا را به ياد فرزند انداخت و او را به تضرع و درخواست از خدا واداشت. خداوند بخشنده سبب و مسبب است، اما چيزهاي پسنديده و دوست‌داشتني را توسط دوستان خود به مرحلة اجرا در مي‌آورد تا مقام آنها را بالا ببرد و پاداش فراواني را به آنها عطا نمايد.
(وَإِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِکَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفَاکِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِينَ)
«و يادآور هنگامي را كه فرشتگان گفتند: «اي مريم! همانا خداوند ترا برگزيده، و پاكيزه‌ات گردانيده و ترا بر زنان جهان برتري داده است.»
(يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّکِ وَاسْجُدِي وَارْکَعِي مَعَ الرَّاکِعِينَ)
«اي مريم! همواره با فروتني به عبادت پروردگارت مشغول شو و سجده ببر و با ركوع‌كنندگان ركوع كن.»
(ذَلِکَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيکَ وَمَا کُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُون أَقْلاَمَهُمْ أَيُّهُمْ يَکْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا کُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ)
«اين از جمله اخبار غيبي است كه بر تو وحي مي‌كنيم، و تو پيش آنها نبودي آنگاه كه قلمهايشان را مي‌‌انداختند، تا [معلوم گردد] كه كدام يك سرپرستي مريم را به عهده مي‌گيرد. و تو هنگامي كه كشمكش داشتند پيش آنان نبودي.»
سپس خداوند مجدداً از مريم سخن به ميان آورد. و بيان نمود كه او در عبادت و كمال به مقام رفيعي رسيده بود. پس خداوند فرمود : 
(وَإِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِکَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاکِ وَطَهَّرَکِ)
و آنگاه كه فرشتگان به مريم گفتند: همانا خداوند ترا برگزيده، و اوصاف شايسته و اخلاق زيبايي به تو بخشيده است. و تو را از اخلاق فروايه و زشت، پاك گردانيده است،(وَاصْطَفَاکِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِينَ) و تو را بر زنان جهان برتري داده است. بنابراين پيامبر (ص) فرمود : (كمل من الرجال كثير و لم يكمل من النساء إلا مريم بنت عمران و آسية بنت مزاحم خديجة بنت خويلد، و فضل عائشه علي النساء كفضل الثريد علي سائر الطعام) از ميان مردان، افراد زيادي به حد كمال رسيدند، و از ميان زنان جز مريم دختر عمران، و‌ آسيه دختر مزاحم، و خديجه دختر خويلد كسي به كمال نرسيد. و فضيلت و برتري عايشه بر زنان مانند برتري آبگوشت بر ساير غذاهاست.
پس فرشتگان او را صدا زدند و گفتند: «خداوند چنين فرمان داده است»، تا به نعمت‌هاي الهي شاد شود، و شكر خدا را به جا آورد، و تكاليف الهي را انجام دهد، و به خدمت او مشغول شود. بنابراين گفتند:(يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّکِ) اي مريم! عبادت فراوان انجام بده، و در برابر او فروتن و متواضع باش و بر اين كار همواره پابرجا باش.(وَاسْجُدِي وَارْکَعِي مَعَ الرَّاکِعِينَ) و با نمازگزاران نماز بخوان. پس همة آنچه را به آن دستور داده شده بود، انجام داد، و در اين زمينه فردي برجسته گرديد و به اوج كمال و رشد رسيد.
و اين داستان و ديگر داستانهايي كه در قرآن ذكر شده‌اند بزرگترين دليل 