ر روز مستحب است، چون خداوند آنها را به خاطر ذکر و عبادت در صبح و شام ستوده است. و هر کاري که خداوند انجام دهندۀ آن را ستوده باشد مبين آن است که آنرا دوست مي دارد، ووقتي خداوند آن را دوست بدارد به آن دستور مي دهد، و مردم را بر انجام آن تشويق مي نمايد.وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءتْ مُرْتَفَقًا و بگو: «حق از سوي پروردگارتان است، پس هر کس که مي خواهدف ايمان بياورد و هر کس که مي خواهد، کافر شود همانا ما براي ستمگران اتشي را آماده کرده ايم که سرا پرده هايش آنان را فرا مي گيرد. و اگر کمک بخواهد با ابي همچون مس گذاخته شده به فريادشان رسند، که چهره ها را بريان مي کند. چه بد نوشيدني و چه بد جايگاهي است.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا بدون شک کساني ک هايمان آورده و کارهاي شايسته کرده اند، ما پاداش کساني را هدر نمي دهيم که کار نيکو کرده اند. 
اي محمد! به مردم بگو: «حق همان چيزي است که از سوي پروردگارتان آمده است»، يعني هدايت از گمراهي مشخص شده، و صفات اهل سعادت و صفات اهل شقاوت را توسط پيامبرش بيان داشته، و هيچ شک و شبهه اي در کار نمانده و همه چيز روشن و آشکار شده است، (فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ) پس هر کس که مي خواهد، ايمان بياورد و هر کس که مي خواهد، کافر شود. يعني جز در پيش گرفتن يکي از اين و راه بر حسب توفيق يافتن يا عدم توفيق بنده باقي نمانده است، و خداوند به وي اختيار داده که ايمان بياورد يا کافر شود. و مي تواند کار خوب يا بد انجام بدهد. پس هر کس که ايمان بياورد، به راه راست توفيق يافته است، و هر کس کافر شود حجت بر او اقامه شده، و او بر ايمان آوردن مورد اجبار و اکراه قرار نمي گيرد. همانطور که خداوند متعال فرموده است (لا اکراه في الذين قد تبين الرشد من الغي) هيچ اجباري در دين نيست، به راستي که هدايت از گمراهي مشخص شده است. و در فرموده ي خداوند: (فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ ) «پس هر کس که خواست ايمان بياورد و هر کس که خواست کافر شود». اجازه ي هر دو کار صادر نشده است، بلکه اين تهديد و وعيدي است براي کسي که بعد از آنکه بيانات کافي دريافت کرد کفر را انتخاب نمايد. نيز به اين بيانگر آن نيست که جنگ با کافران تعطيل و ترک شود. 
سپس خداوند سرانجام هر دو گروه را بيان نموده و فرمود: (إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا)ما به سبب کفر و فسق و گناه ستمگران براي آنان آتشي را آماده کرده ايم که سرا پرده هايش آنان را فرا مي گيرد. يعني آتش آنان را احاطه مي نمايد،به گونه اي که هيچ راه گريز و نجاتي نمي يابند، و آتش سوزان به آنان مي رسد. (وَإِن يَسْتَغِيثُوا) و اگر کمک بخواهد با آب طلب کنند تا تشنگي شديدي را که بآنها دست داده است خاموش کنند، (يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ) با آبي که از شدت داغ بودنش همچون مس گذاخته، و درد ته نشين و آلودۀ روغن است به فريادشان مي رسند، (يَشْوِي الْوُجُوهَ) [آب داغي] که چهره ها را بريان مي کند. پس واي به حال شکم و رودها ها . همانطور که خداوند متعال فرموده است: (يصهر به ما في بطونهم و الجلود ، و لهم مقمع من حديد) آنچه در شکمهايشان است با پوست [بدنشان] گداخته مي شود، و براي آنان چکش هايي آهنين است که با آن زده مي شوند. 
(بِئْسَ الشَّرَابُ) بدنوشابه اي است که مي خواهند با آن تشنگي خود را رفع کنند، چرا که عذابشانت را بيشتر و شديدتر مي گردان.د (وَسَاءتْ مُرْتَفَقًا ) و آتش جهنم بدجايگاهي است. و اين مذمت حالت آتش است که آتش بدجايگاهي است براي کساني که در آن آرام مي گيرند، البته در آن آرامشي نيست، بلکه سراپا عذاب و سخت است، و لحظه اي از آن کاسته نمي شود، و آنها هميشه در آن مي مانند و از هر خوبي نااميد مي گردند، و خداوند مهربان آنها را داخل عذاب فراموش مي نمايد، همانطور که در دنيا او را فراموش کرده بودند. 
سپس گروه دوم را بيان کرد و فرمود: (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ) قطعاً کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده اند، يعني هم به خدا و فرشتگان و کتابها و پيامبران و روز قيامت و تقدير خير و شر خدا ايمان آورده اند و هم کارهاي شايسته از قبيل واجبات و مستحبات را انجام داده اند. (إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا ) بي گمان ما پاداش کساني را هدر نمي دهيم که کار نيکو کرده اند، و نيکوکاري يعني اينکه هدف بنده از کاري که انجام مي دهد رضاي خداوند باشد و در انجام دادن کار از شريعت خدا پيروي کند. پس چنين عملي را هر کس انجام دهد خداوند آن را ضايع نمي کند، و کوچکترين چيزي را از آن هدر نمي دهد، بلکه چنين عملي را براي صاحبش محفوظ نگاه مي دارد، و پاداش وي را به طور کامل و بر حسب عمل و فضيلت و نيکو انجام دادن آن مي دهد. و خداوند پاداش انها را بيان نموده و مي فرمايد:كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِين ، بر شما فرض شده است که هرگاه مرگِ یکی از شما فرا رسیده اگر مالی باقی گذارد، برای پدر و مادر و خویشاوندان به نیکی وصیت کند، و این حقی بر پرهیزگاران است.
فَمَن بَدَّلَهُ بَعْدَمَا سَمِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيم، و هرکس آن را پس از اینکه شنید تغییر داد، پس همانا گناهش بر کسانی است که آن را دگرگون می کنند. بی گمان خداوند شنوا و داناست.
فَمَنْ خَافَ مِن مُّوصٍ جَنَفًا أَوْ إِثْمًا فَأَصْلَحَ بَيْنَهُمْ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ، پس هر کس بیم داشته باشد که وصیت کننده ای (نسبت به ورثه اش) مرتکب انحراف یا گناهی شود، پس میان آنها اصلاح نمود،  بر او گناهی نیست، بی گمان خداوند آمرزگار مهربان است.
 خداوند بر شما گروه مومنان فرض گردانیده است که « إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ» هرگاه اسباب مرگ یکی از شما فرا رسید، مانند بیماری و مرضی که انسان را در آستانه مرگ  قرار می دهد، و یا دیگر اسباب از بین رفتن. « إِن تَرَكَ خَيْرًا» اگر مالی را که از نظر عرف زیاد شمرده می شود از خود برجای گذاشت، بر اوست که برای پدر و مادر و نزدیکترین مردم به او، به اندازه توانش وصیت کند، بدون اینکه زیاده روی نماید، و بدون اینکه به خویشاوندان دور بسنده نماید و خویشاوندان نزدیک را ترک گوید، بلکه به ترتیب خویشاوندی و نزدیکی و نیازمندی ، برای آنها وصیت نماید. و علت اینکه اسم تفضیل « أقربین» را بکار برده است، اشار