 و از روي پيروي از کتاب و سنت انجام مي دهند، مژده بدهد. (َنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا) که پاداش خوبي دارند، و آن پاداشي است که خداوند براي ايمان و عمل صالح قرار داده است. و بزرگترين آن دست يافتن به خشنودي خدا و ورود به بهشت است؛ بهشتي که هيچ چشمي نمونۀ آن را نديده، و هيچ گوشي آن را نشنيده و به قلب هيچ انساني خطور نکرده است. و اينکه خداوند پاداش را به «نيکو» متصف نموده است، و بر اين دلالت مي نمايد هر چيزي که صفاي نيکو بودن بهشت را تيره نمايد، و ناراحت کننده باشد،وجود ندارد، زيرااگر چنين باشد آن پاداش کاملاًٌ پاداش نيکو خواهد بود .
(مَاكِثِينَ فِيهِ أَبَدًا) و آنها همواره در اين پاداش نيکو به سر مي برند و آن را از دست نمي دهند، بلکه هميشه بر نعمت هايشان افزوده مي گردد. و بيان مژده، مقتضي بيان اعمال است که آدمي را به آن مژده مي رساند. پس اين قران هر نوع عمل صالحي را در بر دارد و انسان را به چيزي مي رساند که جانها را راحت و روحها را شاد مي کن 
(وَيُنذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا) و تا يهود و نصارا و مشرکاني را بترسان که گفتند: خداوند فررزندي را برگرفته است . کساني که اين سخن زشت را گفتند آن را از روي علم و يقين نگفتند ، و پدرانشن نيز از آن آگاهي نداشتند. و آنها با تقليد از جهالت پدرانشان چنين سخني را بر زبان آورده و از آنها پيروي نمودند، بلکه آنها فقط از گمان و خواسته هاي خود پيروي مي کنند. 
(كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ) چه سخن درشت و زشتي از دهان هايشان بيرون مي آيد که عذابي سخت برايشان دربر دارد. و چه زشتي بزرگتر از اين که خداوند را صاحب فرزند قرار دهند! اين توصيف مقتضي آن است که خداوند داراي کمبود مي باشد، و در ربوديت و الوهيت داراي شريک است! همچنانکه اين توصيف مقتضي دروغ بستن بر خداست(فمن اظلم ممن افتري علي الله کذبا)پس کيست ستمگرتر از کسي که به دروغ به خداوند افترا ببندد. 
بنابراين در اينجا فرمود: (إِن يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبًا)آنان جز دروغ نمي گويند . يعني سخن آنها دروغ محض است و هيچ راستي در آن نيست. و بنگريد که چگونه خداوند اين سخن را به تدريج باطل نمود؛ پس ابتدا خبر دارد که (مَّا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَلَا لِآبَائِهِمْ) نه ايشان و نه پدرانشان هيچ آگاهي از آن ندارند، و شکي نيست که سخن گفتن بر خداوند بدون علم پوچ و باطل است. سپس در مرحلۀ دوم خبر داد که اين، سخني زشت است . پس فرمود: (كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ) سخني که از زبانشان بر مي آيد بس گران و زشت است . و در مرحلۀ سوم جايگاه آن را در زشتي بيان کرد و آن دروغ بودنش است که با راستي متضاد است .
از آن جا که پيامر عليه السلام بر هدايت شدن مردم بسيار مصر بود، و در اين زمينه نهايت کوشش را مبذول مي داشت، از هدايت شدن کساني که هدايت مي شدند شاد و خوشحال مي شد، و به حال تکذيب کنندگان گمراه تأسف مي خورد و ناراحت مي شد، چون او عليه السلام دلسوز آنها، و نسبت به آنان مهربان بود. خداوند او را راهنمايي نمود که با تأسف خوردن به حال کساني که به اين قرآن ايمان نمي آورند خودش را مشغول نکند. هانطور که در آيه ي ديگر فرموده است: (لعلک بخع نفسک الا يکونوا مومنين) نزديک است به خاطر اينکه ايمان نمي آورند خودت را از ناراحتي هلاک سازي و فرمود: (فلا تذهب نفسک عليهم حسرت) با تأسف خوردن براي آنها خودت را تباه نکن. 
و در اينجا فرمود: (فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ) نزديک است که خويشتن را از غم و ناراحتي هلاک سازي. بدان که پاداشي تو پيش خداوند ثبت شده است وا گر خداوند خيري در اينها سراغ مي داشت آنها را هدايت مي کرد، اما خداوند مي داند که جز آتش جهنم شايستۀ آنان نيست، بنابراين آنها را خوار نموده و هدايت نمي کند. پس فايده اي ندارد که خودت را به غم و اندوه آنان مشغول نمايي. در اين آيه و امثال آن عبرت مردم به سوي خدا مأمور شده است وظيفه اش رساندن پيام الهي با هر وسيلۀ ممکن به گوش مردم، و بستن راههاي گمراهي است و بايد در اين راه نهايت سعي و تلاش خود را بکند، و به خدا توکل نمايد. پس اگر هدايت نشدند غم و تأسف نخورد، زيراغم خوردن و متأسف شدن ، انسان را ضعيف مي نمايد، و انرژي و توان وي را از بين مي برد ، و براي آدمي فايده اي در بر ندارد، بلکه بايد به کارش ادامه بدهد، و فراتر از آن که از توانش بيرون است، بر عهدۀ او نيست. 
و وقتي خداوند به پيامبر عليه السلام مي فرمايد: (انک لا تهدي من اجبت) تو کسي را که دوست داري نمي تواني هدايت کني . و موسي عليه السلام مي گويد: (رب اني لا املک الا نفسي و اخي) پروردگارا! من جز خودم و برادرم اختيار کسي را ندارم. پس ديگران به طريق اولي نمي توانند کسي را هدايت نمايند، مگر اينکه خدا بخواهد و خداوند متعال فرموده است (فذکر انما انت مذکر، لست عليهم بمصيطر) پند بده، همانا تو پند دهنده هستي و بر آنان مسلط و گمارده شده نيستي. إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا بدون شک ما همۀ چيزهاي روي زمين را زينت آن کرده ايم تا آنان را بيازماييم که کدام يک از آنها کار نيکوتر مي کند. 
وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيدًا جُرُزًا و به راستي ما هر آنچه را که روي زمين است قطعاً به ميداني مسلطح [و] بي علف تبديل خواهيم نمود 
خداوند خبر مي دهد که همۀ آنچه روي زمين است از قبيل خوردنتي هاي لذيذ و نوشيدني هاي گوارا و پوشاک هاي خوب و درختان و جويبارها و کشتزارها، ميوه  ها، منظره هاي زيبا و باغهاي قشنگ  صداهاي هيجان برانگيز و چهره ها و نماهاي زيبا و طلا و نقره و اسب و شتر و امثال آن را خداوند مايۀ زينت و آرايش اين دوجهان قرار داده است، تا بدين وسيله اين چيزها مردم را بيازمايد. 
(لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا) تا آنان را بيازماييم که کدام يک کار مخلصانه تر و درست تر انجام مي دهد، با وجود اين، خداوند همۀ چيزهايي را که ذکر شده نابود مي کند و از بين مي برد، و زمين به ميداني مسطح و بي گياه تبديل مي شود؛ همۀ لذت هاي ان از بين رفته و جويبارهاي آن خشکيده، و نشانه هاي آن محو شده و نعمت هايش از بين مي رود. 
و اين حقيقت دنياست که خداوند آن را براي ما روشن نموده است؛ انگار که با چشمهاي خويش آن را مشاهده مي کنيم. و ما را از قريب خوردن بدان برحذر داشته ، و به روي آوردن به جهاني تشويق نموده که نعمت هايش هميشگي است؛ و کسي که در آن قرار مي گيرد خوشبخت مي شود. همه اين چيزها را خداوند براي ما بيان نموده چون نسبت به ما مهربان است. 
پس هر کس که به ظاهر دنيا و زينت آن نگاه کند و به باطن آن نظري نيافکند قريب آن را مي خورد، و چنين فردي چون چهارپايان و حيوانات از آن بهره مند مي شود، و به حق پروردگارش که بر وي است توجهي نمي کند ، و براي شناخت آن اهتمام نمي ورزد، بلکه تمام هم و غم وي اين است که از لذت ها بهره مند شود و آن را به هر صورتي که به دست مي آيد ب