 آنچه که مال او نیست باز می دارد. « إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُون» شکر او را به جا آوردید اگر او را می پرستید. این بیانگر آن است که هرکس شکر و سپاس خدا را به جا نیاورد خداوند را به یگانگی نپرستیده است ،و کسی که شکر خدا را به جا آورد او را پرستش نموده و به آنچه دستور داده عمل کرده است. نیز بیانگر آن است که خوردن روزی پاک موجب عمل صالح و سبب پذیرفته شدن آن می گردد. و پس از بیان نعمت ها به شکر کردن فرمان داده شده است ، چون شکر، نعمت های موجود را حفظ می نماید و نعمت هایی را که در دست نیست نعمت هایی را که در دست نیست دورتر می کند و نعمت های موجود را از بین می برد.
بعد از آن که خداوند متعال مباح بودند پاکی ها را بیان داشت، حرام بودن چیزهای ناپاک را هم بیان کرد و فرمود : « إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ» و بر شما مردار را حرام کرده است ، و آن چیزی است که مرده باشد و به صورت شرعی ذبح نشده باشد، زیرا مرده ناپاک و مضر است، چون ذاتا آلوده است، و چون اغلب مردارها به سبب بیماری می میرند. پس خوردن آن، بیماری را از افزودن می کند. و شارع از این قاعده کلی، مردارِ ملخ و ماهی را استثنا کرده و آن را حلال و پاک معرفی نموده است. « وَالدَّمَ» یعنی خون جاری. همان طور که در آیه ای دیگر به خون جاری مقید شده است. 
«وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ»مانند حیوانی که برای بت ها و سنگ ها و قبور و امثال آن سربریده می شود. آنچه که ذکر شد شامل تمامی انواع محرمات نیست، بلکه بیان چند نوع ناپاکی است که از مفهوم « طَيِّبَاتِ» مستفاد می گردد. پس عموم چیزهایی حرام از آیه گذشت که « حَلَلاً طَیِّبا» بود استنباط می شود و علت  اینکه خداوند متعال چیزهای ناپاک و امثال آن را بر ما حرام کرده این است که نسبت به ما مهربان است، و تا از هر چیز زیان آوری دور باشیم . با وجود این « فَمَنِ اضطُرَّ» اگر کسی به سبب گرسنگی و یا نداشتن خوراک حلال یا به سبب اجبار و اکراه مجبور به خوردن حلال یا به سبب اجبار و اکراه مجبور به  خوردن حرام شد، « غَیرَ بَاغ» به آن شرط زمانی که به حلال دسترسی دارد، طالب و جوینده حرام نباشد، و یا اینکه اصلا گرسنه نباشد. « وَلَا عَادِ» و در خوردن آنچه برای او به صورت اضطراری حلال قرار داده شده است ، تجاوز نکند. « فَلَا إِثمَ عَلَیهِ» هیچ گناهی بر او نیست.
و چون گناه مرتفع شد مسئله به حالت قبلی باز می گردد و انسان در این حالت به خوردن مامور  است و نباید خود را به هلاکت بیاندازد و خودکشی کند. پس در این هنگام خوردن  به او واجب است، و  اگر در اثر نخوردنِ مواردی که به عنوان حرام از آنها یاد شد، بمیرد، گناهکار محسوب می شود، و او در واقع خودکشی کرده است. و این تساهل و تسامح در رابطه با خوردن محرمات مذکور، ناشی از مهربانی و رحمت خداوند نسبت به بندگانش می باشد. سپس خداوند متعال آیه را با دو اسم  بزرگواراز اسماء زیبای خود که با این حال و مقام بسیار تناسب دارند، پایان داد و فرمود: « إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» همانا خداوند بخشنده و مهربان است.
و از آنجا که حلال بودن محرمات مشروط  به این دو شرط بود ، و احتمالا انسان در رابطه با محقق شدن این شرایط دقت عمل به خرج ندهد، به همین جهت خداوند متعال خبر داد که او بخشنده است، و چنانچه در این زمینه اشتباهی از بنده سرزند آن را می آمرزد، به ویژه که ضرورت و نیاز بر بنده غالب آمده و سختی شرایط، حواس او را پرت کرده باشد.
این آیه معرّف آن قاعده معروف است که می فرماید: « ضرورت ها، محرمات را مباح می گردانند.» و هرکار ممنوعی که انسان مجبور به انجام آن شده باشد، خداوند مهربان آنرا جایز قرار داده است. پس خداوند را در هر حال و در همه جا سپاسگزاریم.وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوًّا مُّبِينًا و به بندگانم بگو: «سخني را بگويند که بهتر است». بي گمان شيطان در ميان ايشان فساد و تباهي راه مي اندازد، به راستي که شيطان براي انسان دشمني آشکار است. 
رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ إِن يَشَأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِن يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلاً پروردگارتان از حال شما آگاه تر است، اگر (خدا) بخواهد شما را مشمول رحمت خود قرار مي هد، و اگر (خدا) بخواهد شما را عذاب مي دهد، و تو را نگهبان بر آنان نفرستاده ايم 
وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْضٍ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا و پروردگارت به حال هر آنچه که در آسمانها و زمين است آگاه تر است ، ما برخي از پيامبران را بر برخي ديگر برتري داديم و داود زبور را بخشيديم. 
و اين مبين لطف خداوند به بندگانش است که آنها را به زيباترين اخلاق و اعمال و گفتارهايي که باعث خوشبختي دنيا و آخرت آنان است دستور مي دهد . پس فرمود: (وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ) و به بندگانم بگو: سخني را بگويند که آن بهتر است و اين دستور به هر سخني است که انسان را به خدا نزديک مي نمايد، از قبيل خواندن قرآن، ذکر ، آموزش علم، امر به معروف و نهي از منکر و گفتار نيک و مهرباني با مردم بر حسب جايگاه انسانها. پس به همۀ اين موارددستور داده شده است. 
و اينکه هرگاه دو کار خوب وجود داشت، چنانچه آدمي نتواند هر دو کار خوب را انجام دهد، آن را برگزيند که خوب تر است. 
و گفتار زيبا و نيک باعث توسعه و ترويج اخلاق زيبا و عمل صالح مي شود، زيرا هر کس بتواند زبانش را کنترل نمايد او مي تواند تمام کارهايش را کنترل نمايد. 
(إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ) . بي گمان شيطان در ميان ايشان فساد و تباهي راه مي اندازد، يني چيزهايي را  در ميان بندگان اشاعه مي دهد که دين و دنيايشان را به فساد و تباهي بکشد. و علاج اين مشکل در اين است که بندگان در تلفظ به سخنان نازيبا و ناشايستي که شيطان آنها را به سويش فرا مي خواند، از وي پيروي نکنند. 
نيز بايد با يکديگر به نرمي و خوبي رفتار کنند تا شر شيطاني که ميان آنها فساد و تباهي به راه مي اندازد از بين برود، و ناکام شود، زيرا شيطان دشمن واقعي آنهاست، و بايد با او مبارزه کنند، چون آنها فرا مي خواند (ليکونوا من اصحب السعير) تا از اهل جهنم شوند و چنانچه شيطان ميان آنها اختلاف و فساد به وجود آورد و براي ايجاد دشمني ميان آنها تلاش نمايد بايد قاطعانه براي مبارزه ومخالفت با دشمن خود بکوشند، و نفس هاي سرکش خود را که شيطان از راه آن وارد مي شود اطاعت مي نمايند و کارشان سامان مي يابد و هدايت مي شوند. (رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ ) پروردگارتان از خودتان به حال شما آگاه تر است، بنابراين جز آنچه که خير است برايتان نمي خواهند، و جز به آنچه که به مصلحت و فايدۀ شما است دستور نمي دهد، و چه بسا شما چيزي را مي خواهيد در حالي که خيري در آن نيست. 
(إِن يَش