لَ وَأَنَاْ مِنَ الْمُسْلِمِينَ  و بني اسراييل را از دريا عبور داديم، آن گاه فرعون و لشكريانش از روي ستم و تجاوز كاري در پي ايشان راه افتادند تا هنگامي كه غرقاب فرعون را در خود گرفت، گفت: «ايمان آوردم كه معبودي نيست مگر كسي كه بني اسراييل به او ايمان آورده اند و من از فرعون برادران هستم»
(وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ ) وقتي موسي به دريا رسيد خداوند به او وحي كرد كه دريا را با عصايش بزند، پس او عصايش را به دريا زد، آنگاه دوازده راه در آن شكافته شد، و بني اسراييل در اين راهها حركت كردند، و فرعون و لشكريانش به دنبال آنها به دريا زدند وقتي موسي و قومش همه به طور كامل از دريا بيرون رفتند و فرعون و لشكريانش در آن داخل شدند خداوند دريا را دستور داد و امواج آن از هر سو بر فرعون و لشكريانش تلاطم گرفت و آنها را غرق كرد، در حالي كه بني اسراييل اين منظرة هولناك را نگاه مي كردند. وقتي كه غرقاب فرعون را در برگرفت و به هلاك شدن خودش يقين حاصل كرد، (قَالَ آمَنتُ أَنَّهُ لا إِلِـهَ إِلاَّ الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ ) گفت: ايمان آوردم كه هيچ معبودي نيست مگر خدايي كه بني اسراييل به او ايمان آورده اند، و خداوند معبود به حق است، كسي كه هيچ معبود راستيني جز او نيست . (وَأَنَاْ مِنَ الْمُسْلِمِينَ) و من از فرمانبرداران از دين خدا و آنچه موسي آورده است مي باشم.آلآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ  آيا اكنون (ايمان مي آوري) حال آنكه قبلاً نافرماني مي كردي و از تباهكاران بودي؟
خداوند متعال با بيان اينكه ايمان در اين حالت براي او فايده اي ندارد، فرمود: (آلآنَ ) آيا اكنون ايمان مي آوري و به رسالت پيامبر خدا اقرار مي كني (وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ ) حال آنكه قبلاً با انجام گناهان و كفر و تكذيب به ستيز برخاسته بودي، (وَكُنتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ  ) و ازتباهكاران بودي؟ پس ايمان به تو فايده اي نمي دهد، همانطور كه شيوة الهي چنين است كه وقتي كافران به حالت اضطرار برسند ايمان آوردنشان به آنان سودي نمي دهد، چون ايمانشان ايماني است ناشي از مشاهده و ديدن. همانند ايمان آوردن كسي كه وارد قيامت مي شود، زيرا ايماني فايده مي دهد كه به غيب باشد و صاحبش نديده ايمان بياورد. فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ  پس امروز ما لاشة تو را مي رهانيم تا براي كساني كه پس ازت و مي آيند ماية عبرتي باشي، بي گمان بسياري از مردم از آيات ما غافل و بي خبرند. 
وَلَقَدْ بَوَّأْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مُبَوَّأَ صِدْقٍ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ فَمَا اخْتَلَفُواْ حَتَّى جَاءهُمُ الْعِلْمُ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ و بني اسراييل را در جايگاه خوب و پسنديده اي جاي داديم و از پاكيزه ها بديشان روزي داديم. و اختلاف نورزيدند مگر وقتي كه دانش و آگاهي به آنان رسيد. بي گمان پروردگارت روز قيامت دربارة چيزي كه در آن اختلاف داشتند و در ميان آنان داوري مي كند.
(فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً ) مفسران گفته اند: از آنجا كه فرعون در دلهاي بني اسرائيل رعب و وحشت بزرگي داشت، انگار آنان غرق شدن وي را باور نكرده بودند ود ر آن شك داشتند ، پس خداوند دريا را دستور داد تا جسد او را به مكان بلندي بياندازد تا براي آنان ماية عبرت و اندرز باشد. ( وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ  ) و بسياري از مردم از آيات ما بي خبرند . بنابراين نشانه هاي ما را مكر مي بينند، اما به خاطر توجه نكردن به آنها فايده نمي برند. اما كسي كه عقل و قلبي بيدار دارد آيات خدا را بزرگترين دليل بر صحت آنچه پيامبران آورده اند مي داند. (وَلَقَدْ بَوَّأْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مُبَوَّأَ صِدْقٍ) و بني اسراييل را در جايگاه خوب و پسنديده اي جان داديم. يعني خداوند آنها را در خانه هاي خاندان فرعون جاي داد، و آنان رادر سرزمين و ديار آنها جايگزين كرد. ( وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ ) و پاكيزه ها را به آنان روزي داديم، از قبيل خوردني ها و نوشيدني ها و غيره 
(فَمَا اخْتَلَفُواْ حَتَّى جَاءهُمُ الْعِلْمُ ) پس در مورد حق با يكديگر اختلاف نورزيدند مگر وقتي كه دانش و آگاهي به آنان رسيد، آگاهي ود انشي كه مي بايست اتحاد و يكپارچگي آنان را بهد نبال داشته باشد، اما برخي بر برخي ديگر ستم كردند و بسياري از آنان خواستها و اهدافي داشتند كه باحق مخالف بود. بنابراين در ميان خود به اختلاف زيادي دچار شدند. (إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ) بي گمان و پروردگارت روز قيامت دربارة چيزي كه در آناختلاف داشتند از روي حكم دادگرانه ي خود از علم تام و قدرت فراگير وي نشأت مي گيرد، در ميان آنان داوري مي كند. 
و اختلاف مرض كشنده اي است كه براي اهل دين صحيح پيش مي آيد، زيرا شيطان وقتي نااميد شد از اين كه بندگان از وي پيروي نمي نمايند و دين را به صورت كامل ترك نمي كنند، براي ايجاد اختلاف و انداختن حسد و دشمني ميان آنها تلاش مي كند ، پس اين سبب بروز اختلاف مي شود . سپس گمراه قلمداد كردن يكديگر و دشمني شان با يكديگر سبب رضايت و روشني چشمان شيطان معلون مي گردد. 
آنان پروردگارشان يكي است، و پيامبرشان يكي است، و دينشان يكي است و منافع عمومي آنها يكي است، پس چرا اختلاف مي ورزند؟ چرا كه اختلاف، همبستگي و اتحاد آنها را پراكنده مي نمايد و انسجام و نظام آنها رااز هم مي پاشد، و در نتيجه بسياري از منافع ديني و دنيوي رااز دست داده و بسياري از امور ديني از بين مي رود؟
بار خدايا! از تو مي جوييم به لطفي كه نسبت به بندگان مومن خويش داري، شكاف و از هم پاشيدگي آنان را باري ديگر پيوند ده، و انس و الفت را در ميان آنان برقرار كن، اي پروردگار بزرگ و بخشنده.فَإِن كُنتَ فِي شَكٍّ مِّمَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُونَ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكَ لَقَدْ جَاءكَ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ پس اگر دربارة چيزي كه بر تو نازل كرده ايم، در شك و ترديد هستي از آنان كه پيش از تو كتاب مي خواندند بپرس. بي گمان از سوي پروردگارت حق براي تو آمده است. پس، از شك كنندگان مباش. 
وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِ اللّهِ فَتَكُونَ مِنَ الْخَاسِرِينَ و نيز ازآنان مباش كه آيات خدا را تكذيب كردند، آنگاه از زيانكاران خواهي بود. 
خداوند متعال به پيامبرش (ص) مي فرمايد: 
(فَإِن كُنتَ فِي شَكٍّ مِّمَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ ) اگر دربارةچيزي كه بر تو نازل كرده ايم شك و ترديد داري كه آيا درست است يا نادرست؟ (فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَ