اهد آن را مي دهد و آن را از هر کس بخواهد مي گيرد. خداوند متعال مي فرمايد: (من کان يريد العزه فلله العزه جميعا) هر کس عزت را مي خواهد پس عزت، همگي از آن خداست. يعني بايد آن را با اطاعت از خدا بجوييد. به دليل اينکه بعد از آن فرموده است: (اليه يصعد الکم الطيب و العمل الصلح يرفعه) سخن پاک به سوي او بالا مي رود و کردار شايسته را بلند مي نمايد. و مشخص است که شما بر طاعت الهي قرار داري، و عزت خدا از آن شما و پيروانت است (والله العزه و لرسوله و للمومنين ) و عزت از آن خدا و پيامبر و مومنان است. 
( هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ) او شنواي داناست. يعني شنوايي او همۀ صداها را احاطه نموده است و هيچ چيزي بر او پوشيده نمي ماند، و آگاهي و دانايي او همۀ آشکارها و پنهانها را احاطه کرده است، پس به اندازۀ ذره اي در آسمانها و زمين، نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر از آن از پروردگارت پوشيده نمي ماند. و او تعالي سخن شما و دشمنانت را مي شنود، و به طور مصل از آن آگاه است. پس به دانش و آگاهي خدا بسنده کن، زيرا هر کس از خدا بترسد خدا او را کافي است.أَلا إِنَّ لِلّهِ مَن فِي السَّمَاوَات وَمَن فِي الأَرْضِ وَمَا يَتَّبِعُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ شُرَكَاء إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ و آگاه باش هر کس که در آسمانها و زمين است از آن خداست. کساني که غير از خدا شريکاني را به فرياد مي خوانند جز از گمان پيروي نمي کنند، و کارشان جز تخمين و دروغ گفته نيست. 
هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُواْ فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَسْمَعُونَ او خدايي است که شب را براي شما پديد آورده است تا در آن آرامش يابيد. بي گمان در اين کار براي گروهي که مي شنوند نشانه هاست. 
خداوند متعال خبر مي دهد که آفرينش، و فرمانروايي آسمانها و زمين و تمام بندگاني که در آن دو مي باشند از آن دو مي باشند، و هرگونه که بخواهد در آنها تصرف مي کند. پس همه از آن خدايند، و تحت تدبير او هستند، ومسخر او مي باشند، و سزاوار هيچ چيزي از عبادت نيستند و به هيچ وجهي شريک خدا نمي باشند. 
بنابراين فرمود: (وَمَا يَتَّبِعُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ شُرَكَاء إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ)و کساني که غير از خدا شريکاني را به فرياد مي خوانند، جز از گمان پيروي نمي کنند و گمان نيز آدمي را از حق بي نياز نمي گرداند. ( وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ ) و کارشان جز تخمين و دروغ گفته نيست. 
پس اگر در اينکه مي گويد: «معبودانشان شريکان خدا هستند» راست مي گويند، بروند و از صفات آنان چيزي را بياورند که با وجود آن معبودانشان سزاوار يک ذره عبادت گردند اما هرگز نمي توانند صفتي از صفات ربوبيت را براي آنان اثبات کنند. آيا کسي از معبودانشان هست که چيزي بيافريند؟ يا روزي بدهد و يا مالک چيزي از مخلوقات باشد؟ يا شب و روز را که خداوند آنها را مايۀ پايداري مردم قرار داده است بگرداند. 
(هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُواْ فِيهِ) و او خدايي است که شب را براي شما پديد آورده است تا به سبب تاريکي که زمين را مي پوشاند در خواب و استراحت بياراميد.  و اگر روشنايي ادامه مي يافت آنها آرام نمي گرفتند. 
(وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا ) و خداوند روز را روشن گردانيده است تا مردم به وسيلۀ روشنايي آن را ببيند و به کار و زندگي و کسب منافع دين و دنياي خود بپردازند. 
(إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَسْمَعُونَ ) بي گمان در اين کار براي گروهي که (مطالبي را ) از سر فهم و پذيرش و رهنمود شدن نه از روي خود بزرگ بيني و دشمني از خداوند مي شنوند نشانه هايي براي آنان وجود دارد. و با اين آيات استدلال مي کنند که فقط خداوند معبود يگانه و خداوند بر حق است و الوهيت غير از او باطل  است و او مهربان و دانا و حکيم است.قَالُواْ اتَّخَذَ اللّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِيُّ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَـذَا أَتقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ گفتند: «خداوند فرزندي برگرفته است» او پاک (و منزه) است او بي نياز است. آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست، هيچ دليلي بر اين (ادعا) نداريد، آيا به خداوند چيزي نسبت مي دهيد که نمي دانيد!
قُلْ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ  بگو: «به راستي آيا که بر خدا دروغ مي ببندند رستگار نمي شوند».
مَتَاعٌ فِي الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعهُمْ ثُمَّ نُذِيقُهُمُ الْعَذَابَ الشَّدِيدَ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ بهره اي ازاين دنيا است، سپس بازگشت شان به سوي ماست، و آن گاه ما عذاب سخت را به سبب کفري که مي ورزيدند به آنان مي چشانيم.
خداوند متعال از تهمتي که مشرکان به پروردگار جهانيان مي زنند خبر داده و مي فرمايد: (قَالُواْ اتَّخَذَ اللّهُ وَلَدًا ) گفتند : خداوند فرزندي برگرفته است . پس خداوند خويشتن را از چنين چيزي منزه قرار داده و مي فرمايد: (سُبْحَانَهُ) پاک (و منزه) است از آنچه ستمگران مي گويند. و او فراتر از آن کمبودهايي است که به وي نسبت مي دهند. سپس خداوند بر اين مر چندين دليل آورد. دليل اول ( هُوَ الْغَنِيُّ ) بي نياز فقط منحصر در اوست، و از هر جهت و به هر صورت و از هر نظر بي نياز است. پس او که بي نياز است چرا براي خود فرزندي مي گيرد؟ آيا به خاطر نيازي که به فرزند دارد اين کار را مي کند؟ اين با بي نيازي او متضاد است، زيرا هيچ کس فرزندي بر نمي گيرد مگر اينکه به آن نياز داشته باشد. 
دليل دوم (لَهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ ) آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست. و اين يک قاعدۀ جامع و فراگير است و هيچ موجودي از اهل آسمانها و زمين از آن بيرون نمي رود و همۀ مخلوق و بندگان خدا هستند 
و مشخص است که اين صفت کلي و فراگير منافي آن است که براي او فرزندي باشد، زيرا فرزند از جنس پدرش است و مخلوق و مملوک نخواهد بود. پس مالکيت او بر آسمانها و زمين با فرزند داشتن متضاد است. 
دليل سوم (إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَـذَا ) آيا دليلي داريد که خدا فرزندي داشته باشد؟ و اگر آنان دليلي داشتند آن را آشکار مي کردند. و هنگامي که خداوند آنها را به مبارزه طلبيد و آنها از آوردن دليل ناتوان شدند، بطلان گفته هايشان آشکار شد، و معلوم گشت که سخني بدون علم و آگاهي است. بنابراين فرمود: (أَتقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ) آيا چيزي را به خداوند نسبت مي دهيد که نمي دانيد؟ زيرا اين از بزرگترين کارهاي حرام است. 
(قُلْ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ )  بگو: به راستي آنان که بر خدا دروغ مي ببندند به خواسته هايشان دست نمي يابند، و هدفشان حاصل نمي گردد، بلکه آنها در دنيا از کفر و دروغ خود بهره من مي شوند، سپس به سوي خدا منتقل شده و به 