دامه يابد. چون به آن دل بسته اند و هدف نهايي آنان همين دنياست. پس آنها که در اين حالت هستند، (أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلاً أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِيدًا كَأَن لَّمْ تَغْنَ بِالأَمْسِ) ناگهان فرمان ما در شب يا روز در مي رسد و آن را پون کشت درو شده مي گرداند، گويي که ديروز در اينجا چيزي نبوده است . پس حالت دنيا عيناً همين است. ( كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ) اين چنين آيات را با نزديک کردن مفاهيم به اذهان و زدن مثالها بيان مي کنيم، ( لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ) براي گروهي که افکارشان را در آنچه به آنان سود مي دهد به کار مي گيرند. و اما آيات ما به غافل روي گردان فايده اي نمي دهد و تبيين آيات شک را از او دور نمي نمايد. 
پس از اينکه خداوند حالت دنيا و حاصل نعمت هاي ان را بيان کرد مردم را براي سراي باقي تشويق نمود و فرمود:(وَاللّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلاَمِ وَيَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ) و خداوند به سراي امن و امان را مي خواند، و هر کس را که بخواهد به راه راست هدايت مي کند. 
(لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ وَلاَ يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلاَ ذِلَّةٌ أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ) کساني که نيکوکاري کرده اند ، نکويي (بهشت) و افزوده اي (برآن) دارند؛ و هيچ سياهي و ذلتي رويشان را نپوشاند، اينان اهل بهشتند و آنان در آن جاودانه اند. 
خداوند به طور عموم همۀ بندگانش را به سراي سلامتي فراخوانده و همه را براي آن تحريک و تشويق کرده است، اما هدايت را به کسي اختصاص مي دهد که نجات يافتن و برگزيده شدن او را بخواهد. پس اين فضل و احسان اوست و خداوند رحمت خويش را به هر کس که بخواهد اختصاص مي دهد، و اين ناشي از عدل و حکمت اوست. و بعد از بيان راه راست و بيراهه، و فرستادن پيامبران، هيچ کس عليه او سخن و دليلي ندارد. و خداوند بهشت را (دَارِ السَّلاَمِ) ناميده است، چون از همۀ آفت ها و کمبودها سالم است، و اين به خاطر کامل بودن و بقا و زيبايي نعمت هاي آناست. و چون مردم را به «دارالسلام» فراخواند انگار مردم به انجام کارهايي شوق پيدا کردد که باعث ورود به آن مي گردند و آدمي را به آن مي رساند. به همين جهت خداوند خبر داد (لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ ) براي کساني که در عبادت و پرستش خدا نيکوکاري کرده اند به گونه اي که او را بر خويش مراقب دانسته و در عبادتش اخلاص داشته، و به اندازۀ توان خود آن را انجام داده اند، و به اندازۀ توان خود آن را انجام داده اند، و با بندگان خدا به اندازۀ توان خود با گفتار و کردار نکيويي کرده اند، و با جان و مال به آنان نيکي کرده؛ امر به معروف و نهي از منکر نموده و جاهلان را تعليم داده و اعراض کنندگان را به صورت هاي گوناگون نصحيت کرده اند. پس کساني که نيکوکاري کرده اند پاداش نيکو براي آنان است و آن بهشت مي باشد که در حسن و زيبايي کامل است.  و نيز افزوده اي بر آن دارند و آن نگاه کردن به چهرۀ خداوند بزرگوار و شنيدن سخن او، و دستيابي به خشنودي وي و شاد شدن به نزديکي اوست. پس با برخورداري از اين نعمت ها، بالاترين چيزي را که آروزمندان در آرزوي آنند و جويندگان آنرا مي طلبند به دست مي آورند .
سپس دور شدن امر ناگوار را از آنان بيان کرد و فرمود: (وَلاَ يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلاَ ذِلَّةٌ ) و هيچ امر ناپسند و ناگواري به آنان نرسد، چون وقتي امري ناگوار به انسان برسد در چهره اش نمايان مي گردد، و چهره اش دگرگون و تيره مي شود. 
اما ايشان همانطور که خداوند متعال در موردشان فرموده است: (تعرف في وجوهه نضره النعيم) طراوت  ناز و نعمت از چهره هايشان پيداست. (أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ)اينان اهل بهشت اند و همواره در آن خواهنند بود. ( هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ) و آنان در آن جاودانه مي مانند، نه به جايي ديگر برده مي شوند و نه از آن دور شده و نه دگرگون مي گردند. (وَالَّذِينَ كَسَبُواْ السَّيِّئَاتِ جَزَاء سَيِّئَةٍ بِمِثْلِهَا وَتَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ مَّا لَهُم مِّنَ اللّهِ مِنْ عَاصِمٍ كَأَنَّمَا أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مِّنَ اللَّيْلِ مُظْلِمًا أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ) و کساني که مرتکب کارهاي زشت شده اند کيفر هر کار زشتي به اندازۀ آن خواهد بود، و آنان را خواري فرا خواهد گرفت، در برابر خدا پناه دهنده اي ندارند. انگار با پاره هايي از شب چهره هايشان پوشانده شده است. اينان دوزخيانند، آنان در آن جاودانه مي مانند. 
وقتي اهل بهشت را ياد کرد، از اهل جهنم نيز سخن به ميان آورد و بيان نمود تنها کالايي که از دنيا به دست آورده اند کارهاي بدي است که خدا را ناخشنود مي کند، از قبيل  انواع کفر و تکذيب کردن و انواع گياهان . پس (جَزَاء سَيِّئَةٍ بِمِثْلِهَا) کساني که مرتکب کارهاي زشت شده اند، پاداش هر کار زشتي به اندازۀ همان کار زشت خواهد بود . يعني بر حسب کارهاي بدي که کرده اند و بر حسب اختلاف احوالشان سزايي به آنان مي رسد که سبب غم و اندوه آنان خواهد شد. ( وَتَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ) و ذلت و خواري و ترسي که از عذاب خدا در دلهايشان دارند، آنان را مي پوشاند، و هيچ کس نمي تواند عذاب خدا را از آنها دور نمايد، و هيچ پناه دهنده اي نيست که آنها را از عذاب او پناه دهد. و اين خواري دروني به بيرونشان نيز سرايت مي نمايد، پس اثر آن سياهي در چهره هايشان نمايان خواهد شد. (كَأَنَّمَا أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مِّنَ اللَّيْلِ مُظْلِمًا أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ) انگار با پاره هايي از شب چهره هايشان پوشانده شده است. اينان دوزخيانند. آنان در آن جاودانه مي مانند. اين دو گروه چه تفاوت زيادي با هم دارند (وجوه يومئذ ناضره الي ربها ناظره و وجوه يومئذ باسره تظن ان يفعل بها فاقره) در آن روز چهره هايي شادابند. به سوي پروردگارشان مي نگرند و در آن روز چهره هايي عبوس و ترش رو هستند. (زيرا) مي دانند که به عذاب کمر شکني گرفتار خواهند شد. (وجوه يومئذ مسفره ضاحکه مستبشره و وجوه يومئذ عليها غبره ترهقها قتره اولئک هم الکفره الفجره ) چهره هايي در آن روز درخشانند، خندان و شادانند، و چهره هايي است که بر آنها غبار نشسته، و آنها را تاريکي پوشانده است. آنان خود کافران فاجرند. (وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَكَآؤُكُمْ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَقَالَ شُرَكَآؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ ) و به ياد آور روزي که همگي شان را گرد مي آوريم، سپس به مشرکان مي گوييم: «شما و معبوداني که با خداشريک مي گرفتيد در جاي خود بايستيد». سپس در ميانشان جدايي مي افکنيم و شرکايشان مي گويند: «شما ما را نمي پرستيديد».
(فَكَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَ