أَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا»بگو: اگر پدرانتان و مادرانتان و برادران نَسَبي و سَبَبي تان و همسرانتان، و به طور کلي همه خويشاوندانتان و مالهايي را که به دست آورده ايد، و در راه به دست آوردن آن رنج کشيده ايد(1) ، « وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا» و تجارتي که از بي رونقي و بي بازاري و کساد شدن آن مي ترسيد. و اين تمام تجارت ها و درآمدها و کالاهاي تجارتي از قبيل پول، ظروف، اسلحه ، غلات، کشتزارها و چهارپايان تجارتي و غيره را شامل مي شود. « وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا» و خانه هايي که زيبا و آراسته و مطابق با ميل شما هستند و آنها را مي پسنديد. پس اگر اين چيزها « أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ» در نزد شما از خدا و پيامبرش و جهاد کردن در راه او محبوب تر باشد ، شما فاسق و ستمگر هستيد.
« فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ» و در انتظار عذابي باشيد که بر شما فرود خواهد آمد. و منتظر باشيد که خداوند کار خود را مي کند و دستور او رد نمي شود. « وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ» و خداوند کساني را که از دايره اطاعت او بيرون رفته و يکي از امور مذکور را  بر محبت وي مقدم داشته اند هدايت نمي کند. اين آيه شريفه بزرگترين دليل بر وجوب مقدم داشتن محبت خدا و پيامبرش بر محبت هر چيز ديگري است، و دليلي است بر اينکه اين وعيد شديد متوجه کسي خواهد بود که يکي از امور مذکور به نزد خدا و پيامبرش و جهاد کردن باشد. و نشانه ي محبوبيت هريک از اين امور ذکر شده اين است که هرگاه دو امر بر وي عرضه شدند؛ که يکي از آن دو را خدا ورسولش دوست مي داشت، و هواي نفس او در آن نبود، و ديگري را خودش دوست داشت و به آن علاقمند بود و  انجام دادن آن منجر به از دست رفتن چيزي مي شد که خدا و پيامبرش آن را دوست داشتند، و يا آن را ناقص مي گرداند، پس در اين حالت اگر آنچه را که خود دوست مي دارد بر آنچه که خدا و رسولش دوست مي دارند مقد داشت، اين بيانگر آن است که او ستمگر مي باشد و آنچه را که بر او واجب است ترک نموده است.
--------------------------------------------------------------------------------------------------
1) اموالي را که با رنج و زحمت به دست مي آيد به طور ويژه بيان کرد، چون چنين مالهايي براي صاحبش ارزشمندتر و صاحبان آن بيشتر به آن علاقه دارند. اما کساني که بدون خستگي و تلاش اموال فراواني را به دست مي آوردند چنين نيستند.لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُم مُّدْبِرِينَ ؛ خدا شما را در بسياري  از جايها ياري  کرد  و نيز در روز حنين  ، آنگاه ، که انبوهي  لشکرتان  شما را به  شگفت  آورده  بود ولي  براي  شما سودي  نداشت  و  زمين  با همه  فراخيش  بر شما تنگ  شد و بازگشتيد و به  دشمن  پشت  کرديد.
ثُمَّ أَنَزلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ؛ آنگاه  خدا آرامش  خويش  را بر پيامبرش  و بر مؤمنان  نازل  کرد و  لشکرياني که  آنها را نمي  ديديد فرو فرستاد و کافران  را عذاب  کرد ، و اين   است  کيفر کافران.
ثُمَّ يَتُوبُ اللّهُ مِن بَعْدِ ذَلِكَ عَلَى مَن يَشَاء وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ؛ از آن  پس  خدا توبه  هر کس  را که  بخواهد مي  پذيرد ، که  آمرزنده  و، مهربان است.
 خداوند بر بندگان مومنين خود منت مي نهد که آنها را در بسياري از مواقع و به هنگام رويارويي با دشمن ياري کرده است ، بويژه در جنگ حنين که با بحران سختي مواجه شدند و سست گرديدند، و پا به فرار گذاشتند، و زمين با وجود وسعت و فراخي اش بر آنها تنگ آمد. ماجرا از اين قرار بودکه پيامبر (ص) وقتي مکه را فتح نمود، شنيد که قبيله هوازن براي جنگيدن با او جمع شده  اند، پيامبر (ص) همراه با ياراني که در فتح مکه شرکت کرده بودند، و همراه با کساني که پس از فتح مکه اسلام آورده بودند به سوي آنها حرکت  کردند.
تعدادشان دوازده هزار نفر بود، و مشرکين چهار هزار نفر بودند. به همين جهت برخي از مسلمين از زياد بودنشان به شگفت آمده و گفتند: امروز به خاطر کمبود افراد شکست نخواهيم خورد، اما وقتي که آنها با قبيله هوازن روبرو شدند، هوازن يکباره بر مسلمين شکست خوردند، و همه پا به قرار نهادند و جز صد نفر کسي با پيامبر باقي نماند، اما اين افراد در کنار پيامبر باقي نماند، اما اين افراد در کنار پيامبر ايستادند و با مشرکين جنگيدند. و پيامبر سوار بر شتري به سوي مشرکين مي  تاخت و مي گفت:« من پيامبر هستم و دروغ نمي گوييم، من پسر عبدالمطلب هستم.» وقتي که پيامبر (ص) حالت مسلمين را مشاهده کرد به عباس بن عبدالمطلب دستور داد تا انصار و بقيه مسلمين را صدا بزند، عباس صداي رسا و بلندي داشت و آنها را صدا زد: اي اهل سمره! اي اهل سوره بقره! مسلمين وقتي که اين صدا را شنيدند همه بلافاصله روي آوردند، و با مشرکين درگير شدند و خداوند شکست فاحشي را نصب کفار کرد.
و مسلمين اردوگاه آنان را تصرف کردند و زنان و مالهايشان را به غنيمت گرفتند. و فرموده الهي « لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ» اشاره به اين ماجراست، حنين جايي است که در اين مکه و طايف قرار دارد و اين واقعه در آنجا روي داد. « إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنكُمْ شَيْئًا» بدانگاه که فزوني تان شما را به شگفت آورد، ولي آن لشکريان فراوان هيچ فايده اي نه زياد و نه کم به شما نرساندند، « وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الأَرْضُ» و وقتي که شکست خورديد به خاطر اندوه و غمي که به شما دست داد، زمين « بِمَا رَحُبَتْ» با همه فراخي اش بر شما تنگ شد. « ثُمَّ وَلَّيْتُم مُّدْبِرِينَ» سپس پشت کرديد و شکست خورده پا به فرار نهاديد. « ثُمَّ أَنَزلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ» سپس خداوند آرامش خويش را بر پيامبرش و بر مومنان نازل کرد. و آرامش همان اطمينان خاطري است که هنگام اضطراب و آشفتگي و اتفاق افتادن حوادث هولناک، خداوند آن را در دلها قرار مي دهد و دلها را به ثبات و آرامش و اطمينان مي رساند. و اين از نعمت هاي بزرگ خدا بر بندگان است. « وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا» و لشکرهايي را فرو فرستاد که شما ايشان را نمي ديديد، و آنها فرشتگان بودند که خداوند آنان را در روز حنين به کمک مسلمين  فرستاد تا آنها را پابرجا نمايند و به ياري و نصرت خدا مژده دهند. « وَعذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ» و کافران را از طريق شکست دادن و کشته شدن و غالب آمدن مسلمين بر زنان و فرزندان و مالهايشان عذاب داد. « وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ» و اين کيفر کافران است. خداوند در دنيا آنها را عذاب مي دهد، سپس در آخ