َلُونَ» پس خودشان از راه خدا باز ماندند و ديگران را نيز از راه او باز داشتند، و به راستي آنان کار بسيار بدي مي کردند. « لاَ يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلاًّ وَلاَ ذِمَّةً» و به خاطر دشمني شان با ايمان و مومنان هيچ خويشاوندي و پيماني را در مورد مومنان رعايت نمي کنند.
پس آنچه باعث شده است که آنها با شما دشمني ورزند و نسبت به شما نفرت داشته باشند، ايمان است. پس ، از دينتان دفاع کنيد و آن را ياري نماييد، و هرکس که با دينتان دشمني کند او را دشمن بگيريد. و هرکس آن را ياري نمايد او را دوست خود بدانيد . و محور  دوستي و دشمني را دوستي و دشمني با دين قرار دهيد، و دوستي و دشمني را يک امر طبيعي به حساب نياوريد که هرجا دلتان خواست دوستي کنيد با دشمني نماييد. و از هواي نفس که به بدي فرمان مي دهد. پيروي نکنيد. بنابراين فرمود: « فَإِن تَابُواْ» اگر آنان از شرک خود توبه  کردند و به ايمان بازگشتند، « وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ» و نماز را برپاداشتند و زکات را پرداختند، پس برادران ديني شما مشرک بودنشان با آنان داشتيد به فراموشي بسپاريد، و بندگان مخلص خدا باشيد. و با اين کار بنده حقيقي خدا مي شويد.
پس از آنکه خداوند احکام مهمي را بيان نمود، و حکمت ها و فرمانهايي را بيان داشت، فرمود: « وَنُفَصِّلُ الآيَاتِ» و آيات را توضيح مي دهيم و مشخص مي کنيم، « لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ» براي گروهي که مي دانند. پس خطاب خدا متوجه دانايان است، چرا که آيات و احکام دين اسلام و قوانين آن توسط علما شناخته مي شود. بار خدايا! در سايه رحمت و بخشش و کرم و احسان خود ما را از گروهي بگردان که مي دانند و به آنچه مي دانند عمل مي کنند.وَإِن نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُواْ فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ؛ اگر پس  از بستن  پيمان  ، سوگند خود شکستند و در دين  شما طعن  زدند ، با، پيشوايان  کفر قتال  کنيد که  ايشان  را رسم  سوگند نگه  داشتن  نيست  ، باشد  که  از کردار خود باز ايستند.
أَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُم بَدَؤُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن كُنتُم مُّؤُمِنِينَ ؛ آيا با مردمي  که  سوگند خود را شکستند و آهنگ  اخراج  پيامبر کردند و  آنهابر ضد شما دشمني  آغاز کردند ، نمي  جنگيد ? آيا از آنها مي  ترسيد ، و  حال آنکه  اگر ايمان  آورده  باشيد سزاوارتر است  که  از خدا بترسيد و بس  ?
قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُّؤْمِنِينَ؛ با آنها بجنگيد  خدا به  دست  شما عذابشان  مي  کند و خوارشان  مي  سازد و، شما را پيروزي  مي  دهد و دلهاي  مؤمنان  را خنک  مي  گرداند.
وَيُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ وَيَتُوبُ اللّهُ عَلَى مَن يَشَاء وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ؛ و کينه  از دلهايشان  بزدايد و توبه  هر که  را که  بخواهد مي  پذيرد  اوست دانا و حکيم.
خداوند متعال بعد از اينکه فرمود: اگر مشرکاني که با شما پيمان بسته اند بر پيمان خود وفادار ماندند، شما هم در برابر آنان راست و وفادار باشيد ، فرمود:« وَإِن نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ» و اگر با شما جنگيدند و پيمان خود را شکستند ، يا ديگران را  براي جنگيدن با شما ياري کردند، و يا آسيبي به شما رساندند، « وَطَعَنُواْ فِي دِينِكُمْ» و دينتان را مورد طعنه قرار دادند و آن را مسخره کردند. و اين شامل همه انواع طعن و تمسخري است که در مورد دين  يا قرآن روا داشتند. 
« فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ» پس با پيشوايان و رهبران کفر و روسايي که دين خدا را به تمسخر مي گيرند، و ياور دين شيطان هستند، بجنگيد. و سران را به طور ويژه ذکر کرد، زيرا جنايتشان بزرگ است، و ديگران پيرو آنها هستند. نيز تا دلالت نمايد که هرکس دين را به تمسخر بگيرد و در صدد رد کردن آن باشد، از پيشوايان کفر است.« إِنَّهُمْ لاَ أَيْمَانَ لَهُمْ» همانا آنان عهد و پيماني ندارند که به آن پايبند باشند، بلکه همواره خيانت و عهدشکني مي کنند، و نمي توان به آنها اعتماد کرد، « لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ» شايد وقتي که با آنها جنگيديد از طعنه زدن به دينتان دست بردارند، و وارد دين اسلام شوند. سپس با بيان صفت هايي که اين دشمنان دارند، مومنان را بر جنگيدن با آنها تحريک نمود، و فرمود:« أَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ» آيا با گروهي نمي جنگيد که سوگندهايشان را شکستند و آهنگ بيرون کردن پيامبر را از مکه کردند؟ پيامبري که احترام و بزرگداشت او واجب بود؟ اما آنان خواستند او را از وطنش بيرون کنند، و آنچه را در  توان داشتند براي اين هدف به کار بردند، « وَهُم بَدَؤُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ» و ايشان نخستين بار آغازگر جنگ بودند و پيمان را شکستند. و ديگران را عليه شما ياري کردند. اين زماني بود که قريش با اينکه با مسلمين پيمان داشتند قبيله بني بکر را که هم پيمانشان بودند عليه قبيله خزاعه که از هم پيمانان پيامبر (ص) بودند، کمک کردند، و همراه با بني بکر عليه خزاعه جنگيدند. همانطور که اين موضوع به طور مشروح در سيره بيان شده است. « أَتَخْشَوْنَهُمْ» آيا از آنها مي ترسيد و با آنها نمي جنگيد؟!« فَاللّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن كُنتُم مُّؤُمِنِينَ »پس اگر مومن هستيد خداوند سزاوارتر است که از او بترسيد. خداوند شما را دستور داده تا با آنها بجنگيد و بر اين موضوع بسيار تاکيد کرده است. پس اگر شما مومن هستيد از فرمان خدا اطاعت کنيد. و از آنها نترسيد و به سبب ترس از آنها دستور خدا را ترک ننماييد.
سپس به جنگيدن با آنها دستور داد، و فوايد جنگ با آنها را بيان نمود. و اين در واقع به مثابه تشويق و تحريک کردن مومنان براي جنگيدن با آنها است. پس فرمود:« قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَيْدِيكُمْ» با آنان بجنگيد تا  خداوند آنان را با دستان شما و به وسيله کشته شدنشان عذاب دهد. « وَيُخْزِهِمْ» و شما را بر آنان پيروز نمايد، و آنان را خوار بگرداند. آنها دشمنان شما هستند و بايد خوار شوند و براي رسيدن به اين هدف بايد تلاش نمود.
« وَيَنصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ» و شما را بر آنان پيروز مي گرداند. و اين وعده و مژده اي از جانب خدا بود که به آن وفا نمود. « وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُّؤْمِنِينَ وَيُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ» و دلهاي گروه مومنان را شفا بخشد، و خشم دلهايشان را از بين ببرد، زيرا آنها چنان خشم و کينه اي از آنان در دل داشتند که پيکار با آنان شفابخش آن غمّ و غصه اي خواهد بود که در دلهاي مومنان است، زيرا دشمنان با خدا و پيامبرش مي جنگند و براي خاموش کردن نور خدا 