، گويا تو به شدّت در پي آني که از زمان وقوع آن خبر حاصل کني، و نمي دانند که تو به خاطر  کمال شناختي که نسبت به پروردگارت داري، و به خاطر اينکه مي داني سوال از چه چيزهايي سود و منفعت دارد، به سوال کردن در مورد آن توجه نمي کني، و بر اين امر حريص نيستي. پس چرا به شما اقتدا نمي کنند و از اين اصرار و الحاح در مورد پرسش از آن دست بر نمي دارند؟! زيرا زمان وقوع قيامت را هيچ پيامبر و فرشته مقربي نمي داند، و اين از اموري است که خداوند آن را به خاطر  کمال حکمت و گستردگي علم و آگاهي اش بر مردم پوشيده نگاه داشته است.
« قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللّهِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ» بگو: فقط خداوند از آن آگاه است، اما بيشتر مردم نمي دانند. بنابراين بر دانستن چيزي حريص هستند که شايسته نيست بر آن حرص بورزند. بويژه اينها پرسش از چيزهاي مهمتر را ترک مي نمايند، و آنچه را که دانستنش واجب است رها مي کنند، سپس به چيزي روي مي آورند که هيچ کس نمي تواند آن را بداند و دريابد، و از آنان نيز خواسته نشده است که آن را بدانند.
« قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا» بگو: من مالک سود و زياني براي خود نيستم، بلکه فقير و نيازمند و تحت تدبير خدا هستم، هيچ خوبي و خيري به من نمي رسد مگر از جانب خدا، و شرّرا جز او از من دور نمي کند و من هيچ علم و آگاهي  ندارم جز آنچه خدا به من آموخته است. « وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ» واگر غيب مي دانستم اسبابي را فراهم مي آوردم که براي من منافع و مصالحي فراوان به بار آورد، و از هر آنچه که به بدي و ناگواري منجر مي شود پرهيز مي کردم، چون در آن حالت به عواقب و سرانجام امور آگاه مي کشتم، ولي چون اطلاعي از غيب ندارم، بدي و بلا به من مي رسد، و بسياري از منافع دنيا را از دست مي دهم. پس اين بيانگر آن است که من غيب نمي دانم.
« إِنْ أَنَاْ إِلاَّ نَذِيرٌ» من  فقط بيم دهنده اي هستم که مردم را از عقوبت هاي ديني و دنيوي و اخروي مي ترسانم، و کارهايي را که منجر به عقوبت هاي دنيوي واخروي مي شود بيان مي کنم و مردم را از آن برحذر مي دارم. « وَبَشِيرُ» و  فقط مژده دهنده به پاداش دنيا و قيامت هستم، و آن با بيان کارهايي است که انسان را به پاداش دنيا و آخرت مي رساند، نيز با ترغيب و تشويق مردمان به انجام آن کارها. اما همه مردم اين هشدار و مژده رساني را نمي پذيرند، بلکه تنها مومنان از آن استفاده مي برند، و آن را مي پذيرند.
و اين آيات جهالت کساني را بيان مي کند که به منظور به دست آوردن نفع و سود يا دفع ضرر و زيان، پيامبر(ص) را به فرياد مي خوانند.البته که کاري از دست پيامبر ساخته نيست و او نمي تواند به کسي فايده برساند که خداوند به او فايده اي نرسانده است. و نمي تواند ضرر و زيان را از کسي دور کند که خداوند ضرر و زيان را از کسي دور کند که خداوند ضرر و زيان را از او دور نکرده است.
او علم و دانشي جز آنچه که خدا به وي آموخته است ندارد. و کسي منتفع مي شودکه هشدارها و بشارت هاي او را بپذيرد و به آن عمل کند. بنابراين پيامبر (ص) به چنين کسي فايده اي را رسانده است که حتي پدران و مادران و دوستان و برادرانشان نمي توانند چنين سودي را به وي برسانند. چراکه بندگان را بر انجام هر خوبي و خيري تحريک کرده و آنان را از هر بدي و شري برحذر داشته، و آنچه او آورده است در غايت روشني و وضوح قرار دارد.هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَت دَّعَوَا اللّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحاً لَّنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ؛ اوست  که  همه  شما را از يک  تن  بيافريد  و از آن  يک  تن  زنش  را نيز، بيافريد تا به  او آرامش  يابد  چون  با او در آميخت  ، به  باري  سبک   بارورشد و مدتي  با آن  سر کرد  و چون  بار سنگين  گرديد ، آن  دو ، الله   پروردگارخويش  را بخواندند که  اگر ما را فرزندي  صالح  دهي  از سپاسگزاران   خواهيم  بود.
فَلَمَّا آتَاهُمَا صَالِحاً جَعَلاَ لَهُ شُرَكَاء فِيمَا آتَاهُمَا فَتَعَالَى اللّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ؛ چون  خدا آن  دو را فرزندي  صالح  داد ، براي  او در آنچه  به  آنها عطا کرده   بود شريکاني  انگاشتند ، حال  آنکه  خدا از هر چه  با او شريک  مي  سازند  برتراست.
أَيُشْرِكُونَ مَا لاَ يَخْلُقُ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ؛ آيا شريک  خدا مي  سازند چيزهايي  را که  نمي  توانند هيچ  چيز بيافرينند و خود مخلوق  ديگري  هستند ?
وَلاَ يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْرًا وَلاَ أَنفُسَهُمْ يَنصُرُونَ؛ نه  مي  توانند ياريشان  کنند و نه  مي  توانند به  ياري  خود برخيزند.
وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لاَ يَتَّبِعُوكُمْ سَوَاء عَلَيْكُمْ أَدَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنتُمْ صَامِتُونَ؛ اگر آنها را به  راه  هدايت  بخواني  ، از شما پيروي  نخواهند کرد، برايتان يکسان  است  چه  دعوتشان  کنيد و چه  خاموشي  پيشه  سازيد.
« هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم» خداوند ذاتي است که شما مردان و زنان را که در زمين منتشر هستيد و زياد و پراکنده ايد، آفريده است.« مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ» از يک شخص و آن پدرتان آدم ابوالبشر عليه السلام است. « وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا» و از آدم، همسرش حوا را آفريده است. « لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا» تا در کنار وي آرام بگيرد، چون وقتي که همسرش از جنس خودش باشد با يکديگر به توافق و تفاهم مي رسند و اين اقتضا مي کند تا هريک در کنار ديگري آرامش يابد، و شهوت و غريزه يکديگر را ارضا  کنند.
« فَلَمَّا تَغَشَّاهَا» پس وقتي که شوهر با همسرش آميزش کند، خداوند متعال مقدر نموده است تا از اين اشباع غريزه، و از اين آميزش، نسل و دودمان پديد بيايد، و در اين هنگام، « حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِيفًا» همسر بار سبکي بر مي دارد، و اين در آغاز حاملگي است که زن آن را احساس نکرده و احساس سنگيني نمي نمايد. « فَلَمَّا أَثْقَلَت» و هنگامي که اين وضعيت ادامه يابد و بارش سنگين شود و جنين در شکمش بزرگ مي گردد، پس در اين هنگام زوجين دلشان به حال فرزند سوخته و عاطفه آنان نسبت به حال فرزند سوخته و عاطفه آنان نسبت به وي تحريک مي شود، و از خداوند مي خواهند که فرزند زنده و سالمي به آنان عطا فرمايد. بنابراين « دَّعَوَا اللّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحاً» پروردگارشان را به فرياد مي خوانند که اگر فرزندي صالح و سالم به ما بدهي. يعني فرزندي که اندامش کامل بوده و داراي نقص عضو نباشد. « لَّنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ» قطعا از سپاسگزاران خواهيم بود« فَلَمَّا آتَاهُمَا صَالِحاً» و هنگامي که طبق آنچه خواسته بودند خداوند به آنان فرزند سالمي داد و نعمت را بر آنان کامل گردانيد، « جَعَلاَ لَهُ شُرَكَاء فِيمَا آتَاهُمَا» به پاس اينکه خ