ید. پس خداوند قرآن را به زبان عربی نازل فرموده تا ما آن را بفهمیم و درک کنیم و به ما امر نموده تا در آن بیندیشیم و فکر کنیم و علوم و دانش های آن را استنباط نمائیم، زیرا اندیشیدن در قرآن کلید هر خیر و خوبی است و به وسیله آن همه ی علوم و اسرار به دست می آیند. پس خداوند را ستایش می کنیم و او را سپاس می گذاریم. خداوندی که کتاب خود را مایه ی هدایت و شفا و رحمت و نور و برکت و مژده برای مسلمان ها گردانده است. وقتی مطالب مذکور را بدانیم خواهیم دانست که هر فرد مکلف برای شناخت مفاهیم قرآن و رهنمون شدن به آن نیاز دارد و بنده باید تمام تلاش خود را برای آموختن و فهمیدن معانی قرآن با نزدیک ترین وسیله ای که آدمی را به آن می رساند مبذول دارد.
ائمه ی دین تفسیرهای زیادی بر کتاب خداوند نگاشته اند برخی تفسیرهای طولانی هستند که در بیشتر حجت های خود از موضوع خارج شده اند و برخی در پرداختن به موضوع مورد نظر کوتاهی ورزیده اند و فقط به حل و معنی کردن بعضی کلمات اکتفا نموده اند و آنچه که در این باره شایسته است این است که معنی هدف باشد و کلمه وسیله ای برای رسیدن به هدف. پس باید به سیاق کلام و آنچه کلام برای آن آورده شده نگاه شود و بین آن و همانند آن در جایی دیگر مقایسه صورت گیرد. و باید دانست که این قرآن برای هدایت همه ی مردم عالم و جاهل، شهری و روستایی، فرستاده و آورده شده است. تامل در سیاق آیات و دانستن حالات پیامبر و سیره ی او و دوستان و دشمنانش در زمان نزول آیات بزرگترین عاملی است که در راستای شناخت و فهم منظور و مراد آیات می توان از آنها کمک گرفت. به خصوص اگر شناخت و دانستن انواع علوم عربی را به این اضافه کنیم. و هرکس موفّق به چنین مهّمی شود، چیزی بر وی باقی نمی ماند جز این که بر فهم و تدبر آن روی آورد و در الفاظ و معانی و لوازمات و مضامین آن، و آنچه که آیات به طریق منطوق و مفهوم بر آن دلالت می نماید، فراوان اندیشه کند. 
پس هرگاه در این مورد کسی تلاش کند باید دانست که پروردگار از بنده اش بزرگوارتر و بخشنده تر است و قطعا از علوم و دانش های خود چیزهایی را به روی او خواهد گشود که او خودش نمی تواند به دست بیاورد. و از آن جا که خداوند بر من و برادرانم منت گذرد که به کتاب او- برحسب حالت خود- مشغول شویم دوست داشتم آنچه در توان داشتم از معانی کتاب خدا را یادداشت کنم تا برای طالبان حق مایه ی یادآوری باشد. نیز وسیله ای باشد برای کسانی که می خواهند درک کنند و کمکی باشد برای آنانی که راه فهمیدن قرآن را در پیش گرفته اند. از این رو از ترس این که مبادا این یادداشت ها از بین برود آن را نوشتم و ثبت کردم وهدف من فقط توضیح مقصود و مراد قرآن بوده است. و به حل و معنی کردن کلمات و الفاظ پیچیده مشغول نشده ام چون مفسران گذشته در این زمینه به اندازه ی کافی کار کرده اند و نیاز در این زمینه برآورده ساخته اند. خداوند به آن ها پاداش فراوان و نیک بدهد.
امیدم به خداوند است و بر او توکل می نمایم و از او می طلبم که آنچه را که اراده نموده ام برایم آسان بگرداند. چون اگر خداوند آن را آسان نکند راهی برای به دست آمدن آن نیست و اگر خداوند بنده را کمک نکند راهی برای رسیدن به آرزویش ندارد.
از خداوند می خواهم که این را خالصانه برای خودش بگرداند و نفع و سود آن را فراگیر کند، بی گمان او بخشنده بزرگوار است.			
اللهم صل علی محمد و آله و صحبه و سلم تسلیما کثیرا.

روش من در این تفسیر این بوده که درباره ی هر آیه آنچه را که به ذهنم می رسید بیاورم، و در تفسیر آیاتی که یک معنی دارند و تکرار شده اند به یک بار تفسیر آن بسنده نکرده ام چون خداوند متعال این کتاب(قرآن) را به «مثانی» یعنی تکرار شده وصف کرده که در آن اخبار، داستانها، احکام و هر آنچه را که نافع باشد بنا به حکمت بالغه ی خود تکرار کرده است. ( به همین جهت تفسیر مجدد و مکرر چنین آیاتی، امری ضروری است) و خداوند به تدبر در تمام آیات امر فرموده است، زیرا تدبر علم و معارف را بسیار فزونی می بخ شد و ظاهر و باطن و تمام شئونات (زندگی) را اصلاح می کند.قُلْ مَن كَانَ عَدُوًّا لِّجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللّهِ مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ ، بگو:« هرکس که دشمن جبرییل باشد، همانا او قرآن را به اذن خداوند بر قلب تو نازل کرده است، قرآنی که کتاب هایش پیش از آن را تصدیق می نماید و برای مومنان هدایت و بشارت است.»
مَن كَانَ عَدُوًّا لِّلّهِ وَمَلآئِكَتِهِ وَرُسُلِهِ وَجِبْرِيلَ وَمِيكَالَ فَإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّ لِّلْكَافِرِين ، هرکس که دشمن خدا و فرشتگان و پیامبران و جبرییل و میکاییل باشد پس همانا خداوند دشمن کافران است.
« قُلْ مَن كَانَ عَدُوًّا لِّجِبْرِيلَ» یهودیان ادعا می کنند آنچه آنها را از ایمان آوردن به تو باز داشته دوستت جبرئیل است، و اگر فرد دیگری از فرشتگان خدا نزد تو می آمد به تو ایمان می آوردند و تو را تصدیق می کردند. پس به آنان بگو: این ادعای شما تناقض و یاوه گویی و سرکشی در برابر خدا است، زیرا جبرییل – علیه السلام – کسی است که قرآن را از جانب خدا بر قلب تو نازل کرده و پیش از تو پیام خدا را بر پیامبران فرود می آورده است، و خداوند او را به این کار فرمان داده است. پس او یک فرستاده است. از سوی دیگر کتابی که جبرییل آورده است کتاب های پیشین را تصدیق می نماید و با آنها مخالف و متضاد نیست، ضمن اینکه در این کتاب رهنمودهایی است که با تمسّک به آن آدمی از انواع گمراهی نجات می یابد، و در آن مومنان به برخورداری از نعمات دنیا و آخرت مژده داده شده اند. پس دشمنی با جبرییل، کفر ورزیدن به خدا و آیات او و دشمنی با خدا و پیامبران و فرشتگانش است، زیرا اهل  کتاب با جبرییل دشمن نبودند ، بلکه با حقی که جبرییل از جانب خدا بر پیامبران نازل می کرد دشمن بودند. پس دشمنی با جبرئیل متضمن کفر ورزیدن به خدایی است که آن را نازل فرموده است، همچنانکه متضمن دشمنی با کسی است که آن را از جانب خدا آورده است. و همچنین متضمن دشمنی با کسی است که جبرئیل به سوی او فرستاده شده است. این است علت دشمنی آنها با جبرئیل.وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْاْ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ ؛ و ميانشان  حايلي  است  ، و بر اعراف  مرداني  هستند که  همه  را به ، نشانيشان مي  شناسند و اهل  بهشت  را آواز مي  دهند که  سلام  بر شما باد  اينان  هر چند طمع  بهشت  دارند ولي  هنوز بدان  داخل  نشده  اند.
وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاء أَصْحَابِ النَّارِ قَالُواْ رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ؛ چون  چشم  به  جانب  دوزخيان  گردانند گويند : اي  پروردگار ما ، ما را در  شمار ستمکاران  قرار مده.
وَنَادَى أَصْحَابُ الأَعْرَافِ رِجَالاً يَعْرِفُو