يب و دشنام و زشتي منزه دانسته شود، خداوند از دشنام دادن به خدايان مشرکين نهي کرد، چون آنها به خاطر دينشان به جوش مي آيند، و براي آن تعصب مي ورزند، زيرا خداوند براي هر  امتي عملشان را آراسته و زيبا نموده است، و آن را خوب و زيبا مي بينند، و به هر راهي از آن دفاع مي کنند. به گونه اي که اگر مسلمانان خدايانشان را دشنام دهند، آنها به خداوند پروردگار جهانيان که عظمت و شکوه او در دلهاي نيکوکاران و بدکاران ريشه دوانده است، دشنام مي دهند . اما در روز قيامت بازگشت همه مردم به سوي خدا است، و همه بر خدا عرضه شده، و اعمالشان پيش او آورده مي شود. پس آنان را به خوب و بدي که کرده اند آگاه مي سازد. 
و در  اين آيه کريمه دليلي بر صحت اين قاعده شرعي وجود دارد:« وسايل، با کار و اهداف ارزيابي مي شوند، و اينکه وسيله و راهِ به سوي حرام گرچه در اصل جايز و روا باشد اما مادامي که به شرّ منتهي شود حرام مي باشد. »وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءتْهُمْ آيَةٌ لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءتْ لاَ يُؤْمِنُونَ ؛ تا آنجا که  توانستند ، به  سخت  ترين  قسمها ، به  خدا سوگند ياد کردند  که اگر معجزه  اي  برايشان  نازل  شود بدان  ايمان  آورند  بگو : همه  معجزه  ها  نزد خداست  و شما از کجا مي  دانيد که  اگر معجزه  اي  نازل  شود ايمان  نمي   آورند ?
وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُواْ بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ؛ و همچنان  که  در آغاز به  آن  ايمان  نياوردند ، اين  بار نيز در دلها و  ديدگانشان  تصرف  مي  کنيم  و آنان  را سرگردان  در طغيانشان  رها مي  سازيم.
وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلآئِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلاً مَّا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ إِلاَّ أَن يَشَاء اللّهُ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ؛ و اگر ما فرشتگان  را بر آنها نازل  کرده  بوديم  و مردگان  با ايشان  سخن ، مي گفتند و هر چيزي  را دسته  دسته  نزد آنان  گرد مي  آورديم  ، باز هم  ايمان  نمي آوردند ، مگر اينکه  خدا بخواهد  و ليک  بيشترشان  جاهلند.
مشرکاني که پيامبر محمد (ص) را تکذيب مي کردند با محکم ترين سوگندهايشان به خدا سوگند خوردند. « جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ» يعني با همه تاب و توان سوگند خوردند و آن را موّکد کردند. ن لَئِن جَاءتْهُمْ آيَةٌ» که اگر معجزه و دليلي پيش آنها بيايد که بر راستي محمد (ص) دلالت نمايد، « لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا» حتما به آن ايمان خواهند آورد. و هدف آنان از اين سخن هدايت نبود، بلکه هدفشان دفع اعتراضي بود که به آنان وارد مي شد، و مي خواستند چيزهايي را که پيامبر آورده بود رد کنند. زيرا خداوند پيامبرش (ص) را با آيات روشن و دلايل واضح تاييد نمود، و چنانچه مشرکان اين حقيقت را مورد عنايت قرار مي دادند کوچکترين شبهه و اشکالي در صحت آن باقي نمي ماند. و آنان بعد از آنکه آيات و دلايل قاطعي را مشاهده کردند، باز از پيامبر خواستند که دلايل ديگري بياورد و اين جز سرسختي و لجاجت چيز ديگري نيست، و نبايد به آن پاسخ داد، بلکه گاه پاسخ ندادن به آن بهتر است. زيرا سنت خدا در ميان بندگانش به اين شيوه جاري شده است؛ آناني که از پيامبران درخواست کردند معجزات دلايلي را ارائه کنند، وقتي که دليل و معجزات نزدشان آمد و به آن  ايمان نياوردند خداوند فورا آنها را عذاب داد. بنابراين فرمود:« قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللّهِ» بگو: مجازات فقط پيش خداست، خداست که هرگاه بخواهد آن را مي فرستد، و هرگاه بخواهد آن را نمي فرستد، و از آن جلوگيري مي کند، و من در اين رابطه اختياري ندارم. پس درخواست شما از من مبني بر اينکه معجزه بياورم، ظلم است، و در اختيار من نيست.
شما فقط مي توانيد توضيح بيشتري را در رابطه با آنچه که آورده ام طلب کنيد، و به آن ايمان بياوريد. و اين توضيح از جانب من حاصل شد، با وجود اين نيز اگر مجازات به سوي آنان روانه شود معلوم نيست که  ايمان مي آورند يا نه. بنابراين فرمود:« وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءتْ لاَ يُؤْمِنُونَ » و شما اي مومنان! چه مي دانيد که اگر معجزات براي ايشان آورده شود ايمان بياورند؟ 
« وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُواْ بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ» و چنانچه نخستين بار دعوتگر پيش آنها بيايد و حجت بر آنان اقامه شود، و ايمان نياورند، با دگرگون کردن دلها و ايجاد مانع ميان آنها و ايمان، و توفيق ندادنشان براي در پيش گرفتن راه راست، آنان را مجازات مي کنيم. و اين ناشي از عدل خدا وحکمت  او نسبت به بندگانش است، زيرا آنان بندگاني هستند که بر خود جنايت  کرده اند، و خداوند دروازه رحمت خويش را به روي آنها گشوده است، اما آنها وارد نمي شوند، و راه را برايشان روشن کرده، اما آن را در پيش نمي گيرند. پس، از توفيق الهي محروم شدند، و اين با حالاتشان مناسب است.
آنها ايمان را فقط به خواست و اراده خودشان معلق کرده بودند، و به خدا اعتماد و  توکل نداشتند و اين بزرگترين اشتباه آنان محسوب مي شود، زيرا اگر معجزات بزرگي نيز از قبيل اينکه فرشتگان نزد آنها بيايند، و بر صدق رسالت پيامبر گواهي بدهند، و مردگان با آنان سخن بگويند، و به زنده شدن پس از مرگ گواهي دهند، « وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلاً» و هر چيزي را آشکارا و در برابر آنها گرد آوريم تا با آنها سخن بگويند، و آنها را به طور مستقيم مشاهده کنند، و بر صدق آنچه پيامبر آورده است گواهي دهند، باز هم اگر خداوند نخواهد ايمان نمي آورند، ولي بيشترشان نادانند. به  همين جهت ايمان خود را مشروط به آمدن و آشکار شدن معجزات کرده اند.
اما ع قل و دانش حکم مي کند که هدفِ بنده پيروي  کردن از حق باشد و آن را با در پيش گر فتن راههاي که خدا بيان کرده است بجويد و به آن  عمل نمايد، و در راستاي پيروي کردن از اوامر خدا از وي کمک بخواهد، و به توانايي و حرکت خود  اعتماد ننمايد، و دلايل و معجزاتي را که فايده اي براي وي در بر ندارد طلب نکند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:457.txt">آيه 113-112</a><a class="text" href="w:text:458.txt">آيه 115-114</a><a class="text" href="w:text:459.txt">آيه 117-116</a><a class="text" href="w:text:460.txt">آيه 119-118</a><a class="text" href="w:text:461.txt">آيه 120</a><a class="text" href="w:text:462.txt">آيه 121</a><a class="text" href="w:text:463.txt">آيه 124-122</a><a class="text" href="w:text:464.txt">آيه 125</a><a class="text" href="w:text:465.txt">آيه 127-126</a><a class="text" href="w:text:466.txt">آيه 135-128</a><a class="text" href="w:text:467.txt">آيه 140-136</a><a class="text" href="w:text:468.txt">آيه 141</a><a class="text" href="w:text:469.txt">آيه 144-142</a><a class="text" href="w:text:470.txt">آيه 146-145</a><a class="text" href="w:text:471.txt">آيه 147</a><a class="text" href="w:text:472.txt">آيه 149-148</a><a class="text" href="w:text:473.txt">آيه 150</a><a class="text" href="w:text:474.txt">آيه 153-151</a><a