  تنها خويشتن  را به  هلاکت  مي  رسانند.
مشرکان که براي خدا شريک قرار داده و پيامبرانشان را تکذيب مي کنند، هم خودشان گمراهند و هم ديگران را گمراه کرده و از پيروي کردن از حق باز مي دارند. مردم را از آن برحذر مي دارند و خودشان نيز از آن دوري مي گزينند. و آنها با اين کارشان نه به خدا زياني مي رسانند، و نه بندگان مومن خدا.وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ؛ اگر آنها را در آن  روز که  در آتشند بنگري  ، مي  گويند : اي  کاش  ما را  بازگردانند تا آيات  پروردگارمان  را تکذيب  نکنيم  و از مؤمنان  باشيم.
بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ؛ نه  ، آنچه  را که  از اين  پيش  پوشيده  مي  داشتند اکنون  برايشان  آشکار شده ،، اگر آنها را به  دنيا بازگردانند ، باز هم  به  همان  کارها که  منعشان   کرده بودند باز مي  گردند  اينان  دروغگويانند.
وَقَالُواْ إِنْ هِيَ إِلاَّ حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ؛ و گفتند : جز اين  زندگي  دنيوي  ما هيچ  نيست  و ما ديگر بار زنده   نخواهيم شد.
 خداوند متعال از حالت مشرکين و حاضر کردن آنها در کنار جهنّم خبر داده و مي فرمايد:« وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ» و اگر آنها را در کنار جهنم مشاهده کني، آنگاه که نگاه داشته شده اند تا توبيخ و سرزنش شوند، مساله اي هولناک و حالتي وحشتناک را خواهي ديد. و آنها را مي بيني که به کفر و فسق خود  اعتراف کرده و آرزو مي کنند که اي کاش به دنيا برگردانده شوند! « فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ» پس مي گويند: کاش به دنيا برگردانده مي شديم، و آيات پروردگارمان را تکذيب  نمي کرديم، و از مومنان مي شديم. و هر آنچه آنان از پيش پنهان مي کردند برايشان آشکار مي شود، زيرا آنها در دنيا مي دانستند دروغگو هستند اما اين مطالب را در وجود خود پنهان مي کردند. و در بسياري اوقات مکنونات دلشان آشکار مي گرديد اما اهداف فاسدي که داشتند آنان را باز مي داشت و دلهايشان را از خير منصرف مي کرد. و آنها در آرزويي که مي کنند دروغ مي گويند.
و هدف آنان از اين خيال پردازي و آرزوي پوچ اين است که عذاب را از خويشتن دور نمايند.« إِنْ هِيَ إِلاَّ حَيَاتُنَا الدُّنْيَا» زندگي ما فقط همين زندگي دنيا است. يعني حقيقت و هدف از پديد آمدن ما جز زندگي دنيا چيزي ديگر نيست. « وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ» و ما بر انگيخته نشده و زنده نمي گرديم.وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُواْ عَلَى رَبِّهِمْ قَالَ أَلَيْسَ هَذَا بِالْحَقِّ قَالُواْ بَلَى وَرَبِّنَا قَالَ فَذُوقُواْ العَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ؛ و اگر ببيني  آن  هنگام  را که  در برابر پروردگارشان  ايستاده  اند ، خدا  مي گويد : آيا اين  به  حق  نبود ? گويند : آري  ، سوگند به  پروردگارمان   گويد: به  کيفر آنکه  کافر بوده  ايد عذاب  خدا را بچشيد.
« وَلَوْ تَرَى» و اگر کافران را ببيني، « إِذْ وُقِفُواْ عَلَى رَبِّهِمْ» آن گاه که در پيشگاه پروردگارشان نگاه داشته مي شوند، وحشت بزرگي را خواهي ديد. « قَالَ» خداوند در حالي که آنان را سرزنش و توبيخ مي کند، مي فرمايد:« أَلَيْسَ هَذَا» آيا عذابي که مي بينيد، « بِالْحَقِّ» حق و حقيقت نيست؟ « قَالُواْ بَلَى وَرَبِّنَا» مي گويند: بله! سوگند به پروردگارمان که حق است. پس آنان در جايي اقرار و اعتراف مي کنند که به آنان سودي نمي بخشد.قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِلِقَاء اللّهِ حَتَّى إِذَا جَاءتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قَالُواْ يَا حَسْرَتَنَا عَلَى مَا فَرَّطْنَا فِيهَا وَهُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَى ظُهُورِهِمْ أَلاَ سَاء مَا يَزِرُونَ ؛ زيان  کردند آنهايي  که  ديدار با خدا را دروغ  پنداشتند  و چون  قيامت ، به ناگهان  فرا رسد ، گويند : اي  حسرتا بر ما به  خاطر تقصيري  که  کرديم   اينان  بار گناهانشان  را بر پشت  مي  کشند  هان  ، چه  بد باري  را بر دوش   مي  کشند.
کسي که لقاي خدا را دروغ انگارد، از تمام خير و خوبيها محروم مي گردد. پس اين تکذيب باعث
مي شود تا بر ارتکاب محرّمات، و آنچه که انسان را هلاک مي کند جرات کند.
« حَتَّى إِذَا جَاءتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً» تا اينکه قيامت، آنان را فرا مي گيرد در حاليکه آنها زشت ترين حالت را دارند، پس بي نهايت اظهار ندامت و پشيماني مي کنند. « قَالُواْ يَا حَسْرَتَنَا عَلَى مَا فَرَّطْنَا فِيهَا» و مي گويند: افسوس و دريغا که در دنيا کوتاهي کرديم. اما وقتِ اين حسرت و تاسف گذشته است. « وَهُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَى ظُهُورِهِمْ أَلاَ سَاء مَا يَزِرُونَ» و آنان گناهانشان را بر دوش خود مي کشند. هان چه بد است آنچه بر دوش مي کشند! زيرا بار گناهانشان بر دوش آنها سنگيني مي کند، و نمي توانند از زير بار آن شانه خالي کنند تا نجات يابند. بنابر اين براي هميشه در جهنم باقي مي مانند، و مستحق آنند که هميشه در خشم پروردگار بسر ببرند.وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ؛ و زندگي  دنيا چيزي  جز بازيچه  و لهو نيست  و پرهيزگاران  را سراي  آخرت   بهتر است  آيا به  عقل  نمي  يابيد ?
اين حقيقتِ دنيا و آخرت است، دنيا عبارت است از سراي لعب و لهوِ جسمي و قلبي؛ قلب ها شيفته آن مي شوند و نفس آدمي به آن مي گرايد و به آن مشغول مي شود، و آن چنان که کودک به پستان مادر علاقمند است، انسان نيز به ه مان اندازه در دنيا و زخارف آن مي گرايد.
اما آخرت« خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ» از حيث ذات و صفات و بقا و دوام براي پرهيزگاران بهتر است، و در آنجا هر آنچه که نفس بدان ميل کند و چشم ها از آن لذت ببرند اعم از نعمت هاي قلبي و روحي و سرور و شادي فراوان وجود دارد. اما  اين نعمت ها براي هرکسي نيست ، بلکه فقط براي پرهيزگاران است؛ کساني که دستورات خدا را انجام مي دهند، و آنچه را از آن نهي کرده است ترک مي نمايند. « أَفَلاَ تَعْقِلُونَ» آيا عقل نداريد که با آن درک بکنيد که بايد کدام دنيا را انتخاب کرد و ترجيح داد؟!قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لاَ يُكَذِّبُونَكَ وَلَكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللّهِ يَجْحَدُونَ؛ مي  دانيم  که  سخنشان  تو را اندوهگين  مي  سازد ، ولي  اينان  تنها تو را  تکذيب  نمي  کنند ، بلکه  اين  ستمکاران  سخن  خدا را انکار مي  کنند.
وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ 