ر آن  دميدي   و به  امر من  پرنده  اي  شد و کور مادرزاد و پيسي  گرفته  را به  فرمان  من  شفا  دادي  ومردگان  را به  فرمان  من  از گور بيرون  آوردي  و چون  بااين  دلايل  روشن   نزد بني  اسرائيل  آمدي  ، من  آنان  را از آسيب  رساندن  به  تو بازداشتم  و از  ميانشان  کساني  که  کافر بودند گفتند که  اين  جز جادويي  آشکار نيست.
 خداوند متعال از روز قيامت و از وحشت هاي بزرگي که در آن روز ايجاد مي شود خبر مي دهد، و اينکه خداوند در روز قيامت همه پيامبران را گرد مي آورد و از آنها مي پرسد:« مَاذَا أُجِبْتُمْ» امت هايتان به شما چه پاسخي دادند؟
« قَالُواْ لاَ عِلْمَ لَنَا» مي گويند: ما هيچ آگاهي و دانشي نداريم، و تو آگاهي اي پروردگار ما! پس تو از ما بهتر مي داني، « إِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ» آنگاه که خداوند فرمود: اي عيسي پسر مريم! نعمت هاي مرا که به تو و مادرت ارزاني داشتيم با قلب و زبانت يادآور شو، و شکر و سپاس پروردگارت را به جاي آور، زيرا نعمت هايي را به تو ارزاني نموده که به کسي ديگر نداده است. « إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ» به يادآور هنگامي که ترا توسط وحي تقويت نمودم، و پاک و پاکيزه گرداندم، و از نيرويي برخوردار شدي که به وسيله آن توانستي اوامر خدا را انجام دهي ،و به راه او دعوت نمايي. و گفته شده است که منظور از « ِرُوحِ الْقُدُسِ» جبرئيل عليه السلام است و خداوند عيسي را توسط جبرئيل ياري نمود، و او را همراه و ملازم  او ساخت و در تنگناها و شدايد او را استوار نمود. « تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً» که با مردم در گهواره و در ميانسالي سخن مي گفتي. منظور از سخن گفتن فقط سخنِ تنها نيست، بلکه منظور از آن سختي است که  گوينده و مخاطب از آن فايده مي برد، و آن دعوت و فراخواني به سوي خداست. 
و سخن گفتن در ميانسالي امتيازي  است که عيسي و پيامبران اولوالعزم از آن برخوردار بودند، که در ميانسالي به سوي خدا دعوت مي کردند و مردمان را به خير دستور داده و از منکرات باز مي داشتند. اما عيسي با سخن گفتن در گهواره بر آنان برتري يافت. او در گهواره گفت:« إِنِّي عَبدُ اللهِ ءَاتَنَِِ الکِتَبَ وَجَعَلَنِي نَبِياَ ، وَجَعَلنِي مُبَارکَاَ أَينَ مَا  کُنتُ وَأَوصَنِي بِالصَّلَوةِ وَالزَّکَوةِ مَادُمتَ حَياَ» من بنده خدا هستم، کتاب را به من داده و هرکجا که باشم مرا پيامبر و مبارک گردانيده، و تا زنده ام مرا به نماز و زکات دستور داده است.
« وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ» و آنگاه که کتاب و حکمت را به تو آموختيم، پس کتاب، کتابهاي گذشته و به ويژه تورات را در بر مي گيرد. و عيسي بعد از موسي از همه پيامبران بني اسرائيل به تورات عالم تر بود. نيز شامل انجيل مي شود که خداوند آن را بر او نازل فرمود.
حکمت يعني شناخت اسرار شريعت و فوايد و حکمت هاي آن، و فراخواني مردم به نحو احسان به سوي خدا، و  تعليم آنان و رعايت کردن آنچه لازمه بر  امر است. « وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي» و به يادآور هنگامي را که از گل چيز بي جاني به شکل پرنده مي ساختي. « فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِىءُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوتَى بِإِذْنِي» و در آن مي دميدي، پس به فرمان من پرنده مي شد، و کور مادرزاد را که چشم و بينايي نداشت شفا مي دادي. 
و به فرمان من فرد مبتلا به بيماري پيسي را شفا مي دادي. و آن گاه که مردگان را به اذن من زنده از قبر بيرون مي آوردي. پس اينها نشانه هاي روشني و معجزاتي بودکه پزشکان و ديگران از انجام آن ناتوان بودند و خداوند به وسيله آن عيسي را ياري کرد، و دعوت  او را تقويت نمود. « وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ» و به يادآور آن  گاه که شرّ بني اسرائيل را از سر تو کوتاه کردم، آنگاه که با معجزات روشن پيش آنها آمدي، پس کساني از آنها که کافر شده بودند وقتي حق پيش آنان آمد و با معجزات ت اييد شد، و مي بايست به آن ايمان بياورند، گفتند:« إِنْ هَـذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ» اين جز جادويي آشکار نيست. و خواستند عيسي را به قتل برسانند، و در اين مورد تلاش کردند، پس خداوند نگذاشت دست بني اسرائيل به او برسد و او را از شرّ آنان مصون داشت. پس اينها نعمت هايي است که خداوند بر بنده و پيامبرش عيسي پسر م ريم ارزاني نمود و از او خواست تا شکر آن را به جاي آورد. بنابراين به کاملترين صورت آن را انجام داد و مانند ديگر پيامبران  اولوالعزم بردباري پيشه کرد.وَقَالُواْ لَن تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّاماً مَّعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِندَ اللّهِ عَهْدًا فَلَن يُخْلِفَ اللّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ، و گویند: « آتش جهنم جز چند روزی به ما نمی رسد». بگو: « آیا از خدا پیمانی گرفته اید که خدا خلاف وعده نخواهد کرد یا اینکه بر خداوند چیزهایی می گویید که نمی دانید؟».
بَلَى مَن كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِيـئَتُهُ فَأُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ، آری! هرکس کار بدی انجام دهد و گناهش او را احاطه کند پس اینها باران دوزخند و آنان در آن جاودانه خواهند بود.
 و کسانی که ایمان آوردند و کار شایسته انجام دادند ایشان یاران بهشت اند و در آن برای همیشه خواهند بود.
خداوند کارهای زشت آنان را بیان کرد و سپس بیان داشت که آنها خود را پاک می شمارند و گواهی می دهند که از عذاب خدا نجات یافته و به پاداش او دست می یابند، و می گویند: به جز چند روزی آتش جهنم به ما نمی رسد. یعنی: چند روز اندک و انگشت شمار. پس آنها هم کار بد انجام می دهند و هم احساس خطر نمی کنند. و از آن جا که این فقط یک ادعا بود، خداوند ادعایشان را رد کرد و فرمود:« قُل» ای پیامبر! به آنها بگو: « أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ» یا چیزی را به خداوند نسبت می دهید که نمی دانید. خداوند متعال خبر داده است که راست بودنادعای آنها بر یکی از این دو چیز استوار است: پیمان گرفتن از خدا، و دروغ بستن بر او. آنها یا از خدا پیمانی گرفته اند، پس آن گاه ادعایشان درست خواهد بود، و یا اینکه به دروغ خواهد بود و بیشتر مایه رسوایی و عذابشان خواهد بود. و از حال آنان پیدا است که از خداوند پیمانی نگرفته اند، زیرا بسیاری از پیامبران را کشتند و از طاعت خداوند سر باز زدند و پیمان ها را شکستند. پس مشخص است که آنها دروغگو هستند و از خود می سازند و می بافند و چیزهایی به خداوند نسبت می دهند که نمی دانند. و نستب دادن چیزی به خداوند، از بزرگترین امور حرام و از زشت ترین زشتی ها است.
سپس خداوند حکم عامی را بیان کرد که شامل بنی اسرائیل و دیگران می شود، و فقط آن حکم ارزش و اعتبار دارد، نه ادعا