نان مي شود. بلکه قوي باشيد، و در جنگيدن با آنها با نشاط و چابک باشيد.
سپس دو چيز را بيان نمود که قلب مومنان را تقويت مي نمايد: اول: آنچه از درد و زخم و خستگي و امثال آن که به شما مي رسد، پس، از جوانمردي و مروّت و انسانيت و شهامت اسلامي دور است که شما از آنها ضعيف تر باشيد، در حالي که شما و آنها در آنچه که باعث ضعف و سستي مي گردد برابر هستيد. زيرا عادت بر اين است که سست و ضعيف نمي شود، مگر کسي که درد و مصيبت ِ پي در پي بر او وارد شود، و همواره دشمنان بر او پيروز گردند. اما کسي که گاهي جنگ به نفع او تمام مي شود و گاهي به زيان او نبايد ضعيف گردد.
دوم: شما به خدا اميد داريد و آنها به خدا اميد ندارند، پس شما اميد داريد که با دست يافتن به پاداش خدا موفقيت را به دست آوريد، و از عذاب او نجات يابيد. بلکه مومنان واقعي اهدافي عالي و آرزوهاي بلندي در سر مي پرورانند از قبيل ياري کردن دين خدا و برپا داشتن شريعت الهي و توسعه دادن دايره اسلام و هدايت نمودن گمراهان و ريشه  کن کردن دشمنان.
پس اين چيزها براي مومني که داراي يقين است افزايش توانايي و چند برابر شدن چابکي و شجاعت در بر دارد، زيرا کسي که مي جنگد و سختي ها را به خاطر دست يافتن به افتخار دنيوي اش تحمل مي کند، مانند کسي نيست که براي به دست آوردن سعادت دنيا و آخرت دست يافتن به خشنودي خدا و بهشت او مي جنگد. پس پاک است خدايي که با علم و حکمت خويش بندگان را متفاوت قرار داده، و ميان آنها فرق گذاشته است. بنابراين فرمود:« وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا » و خداوند دانا و حکيم است، يعني داراي علم و حکمت کامل است.إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللّهُ وَلاَ تَكُن لِّلْخَآئِنِينَ خَصِيمًا ؛ ما اين  کتاب  را به  راستي  بر تو نازل  کرديم  تا بدان  سان  که  خدا به  تو آموخته  است  ميان  مردم  داوري  کني  و به  نفع  خائنان  به  مخاصمت  برمخيز.
وَاسْتَغْفِرِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ؛ و از خدا آمرزش  بخواه  که  او آمرزنده  و مهربان  است.
وَلاَ تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنفُسَهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا ؛ و به  خاطر، کساني  که  به  خود خيانت  مي  ورزند مجادله  مکن  ، که  خدا  خائنان گناهکار را دوست  ندارد.
يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلاَ يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لاَ يَرْضَى مِنَ الْقَوْلِ وَكَانَ اللّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا ؛ از مردم  پنهان  مي  دارند و از خدا پنهان  نمي  دارند ، زيرا آنگاه  که   سخناني  ناپسند در دل  مي  انديشند خدا با آنهاست  و او به  هر چه  مي  کنند احاطه  دارد.
هَاأَنتُمْ هَـؤُلاء جَادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَمَن يُجَادِلُ اللّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَم مَّن يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلاً ؛ هان  ، اين  شماييد که  در اين  جهان  از آنان  سخت  جانبداري  کرديد ، کيست ، که  در روز قيامت  از آنان  در برابر خدا جانبداري  کند يا چه  کسي  وکيل  آنهاخواهد بود ?
وَمَن يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللّهَ يَجِدِ اللّهَ غَفُورًا رَّحِيمًا؛ و هر که  کاري  ناپسند کند يا به  خود ستم  روا دارد ، آنگاه  از خدا  آمرزش خواهد ، خدا را آمرزنده  و مهربان  خواهد يافت.
وَمَن يَكْسِبْ إِثْمًا فَإِنَّمَا يَكْسِبُهُ عَلَى نَفْسِهِ وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا؛ و هر که  گناهي  کند ، آن  گناه  به  زيان  خود کرده  است  ، و خدا دانا و  حکيم  است.
وَمَن يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهتَانًا وَإِثْمًا مُّبِينًا؛ و هر که  خود خطا يا گناهي  کند آنگاه  بي  گناهي  را بدان  متهم  سازد ، هر، آينه  بار تهمت  و گناهي  آشکار را بر دوش  خود کشيده  است.
وَلَوْلاَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّت طَّآئِفَةٌ مُّنْهُمْ أَن يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلاُّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِن شَيْءٍ وَأَنزَلَ اللّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا ؛ اگر فضل  و رحمت  خدا شامل  حال  تو نبود ، گروهي  از کافران  قصد آن   داشتندکه  تو را گمراه  کنند ، ولي  آنان  جز خود را گمراه  نکنند و هيچ   زياني  به  تونرسانند  و خدا بر تو کتاب  و حکمت  نازل  کرد و چيزهايي  به   تو آموخت  که  از اين  پيش  نمي  دانسته  اي  و خدا لطف  بزرگ  خود را بر تو  ارزاني  داشت.
خداوند خبر مي دهد که کتاب را به حق بر بنده و پيامبرش نازل کرده است، يعني نزول قرآن از شر شيطان در امان بوده، و ياوه و باطلي به آن رخنه نکرده است. بلکه به حق فرود آمده و مشتمل بر حق است، پس اخبار قرآن راست، و اوامر و نواهي آن عادلانه است. « وَتَمَّت کَلِمَتُ رَبّکَ صِدقَاَ وَعَدلَاً» و سخن پروردگارت از نظر راستي و دادگري کامل است.
و خداوند خبر داده است که قرآن را بر پيامبر نازل فرمود تا ميان مردم داوري کند. و در آيه اي ديگر فرموده است: « وَأَنزَلَنا إِلَيکَ الّذِکرَ لِتُبَينَ لِلَّناسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهِم» و قرآن را بر تو نازل کرده ايم تا آنچه را که بر مردم نازل شده است براي آنان بيان کني.
احتمال دارد که آيه « إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ» در مورد داوري بين مردم و حل و فصل درگيري و اختلافات آنان باشد، و اين آيه « وَأنزَلنَا إِلَيکَ» در مورد بيان اصول و فروع دين باشد. و احتمال دارد که معني هر دو آيه يکي باشد. پس داوري بين مردم در اينجا شامل داوري ميان آنها در مورد خون ها و آبرو و اموال و ساير حقوق و عقايد و تمام مسائل احکام باشد.
« بِمَا أَرَاكَ اللّهُ» براساس آنچه که خدا به تو نشان داده است، نه براساس هوي و خو است خودت، بلکه بر طبق آنچه که خدا به تو آموخته و به تو الهام  کرده است ميان آنها داوري کن . « وَمَا ينطِقُ عَنِ الهَوَي ، إِن هُوَ إِلَّا وَحي يوحَي» و او از روي هوي و هوس چيزي نمي گويد، نيست آن مگر وحيي که بر  او وحي مي شود، و اين مبين آن است که پيامبر (ص) در تمام احکام و ديگر چيزهايي که از جانب خدا ابلاغ مي نمايد معصوم است. و نيز آن بيانگر آن است که علم و عدالت شرط داوري  است، زيرا خداوند متعال فرموده  است:« بِمَا أَرَاكَ اللّهُ» براساس آنچه که خدا به تو آموخته است و نفرمود: براساس آنچه که خود ديده اي و مي داني.
نيز اساس داوري کردن ميان مردم را شناخت کتاب قرار داده است، و چون خداوند به داوري کردن ميان مردم همراه با دادگري و انصاف دستور داد او را از ظلم و ستم که ضد عدالت است نهي نمود و فرمود: « وَلاَ تَكُن لِّلْخَآئِنِينَ خَصِيمًا» از خيانت کار دفاع مکن، زيرا او مدعي چيزي است که مال او نيست، يا حقي را که بر گردن دارد، انکار مي کند، خواه اين را بداند يا از روي گما