
وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ و [همچنين ميبيند] حركت [قيام و ركوع و نشست و برخاست] تو را در ميان سجدهكنندگان.
إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ بيگمان او شنواي داناست.
بزرگترين كمك و ياور بنده در انجام دادن چيزي كه به آن فرمان داده شده است تكيه بر پروردگار و ياري خواستن از خداوند است تا به او توفيق دهد آنچه را به آن فرمان داده شده است انجام بدهد. بنابراين خداوند دستور داده است تا بندگانش بر او توكل كنند. پس فرمود وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ توكل يعني اعتماد و تكيه كردن قلب بر خدا براي به دست آوردن منافع و دور كردن زيانها با اطمينان به اينكه آنچه را ميجويد به دست خواهد آورد، زيرا خداوند توانا و مهربان است و با توانايي و قدرتش ميتواند خير كثيري را به بندهاش برساند و شر را از او دور نمايد. و از آنجا كه خداوند نسبت به بندهاش مهربان است با او چنين رفتار مينمايد.
سپس پيامبر را يادآور شد كه همواره نزديك بودن خداوند را به خاطر داشته و در جايگاه احسان قرار بگيرد. بنابراين فرمود: الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُومُ وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ خداوند تو را در انجام اين عبادت بزرگ كه نماز است به هنگامي كه ايستادهاي و وقتي كه به ركوع و سجده ميروي، ميبيند.
اين عبادت را به طور ويژه بيان كرد، چون داراي فضيلت و شرافت زياد است، و هر كس در نماز نزديك بودن پروردگارش را به خاطر داشته باشد آن را با فروتني به جاي آورده و كامل ادا ميكند، و هر گاه نماز به صورت كامل انجام گردد همة اعمال به صورت كامل انجام ميشوند، و فرد ميتواند با انجام دادن نماز به طور صحيح براي همة كارهايش از خدا كمك بگيرد.
إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ بيگمان خداوند شنواست و تمام صداهاي پراكنده و گوناگون را ميشنود. الْعَلِيمُ و آگاه و داناست؛ خداوندي كه ظاهر و باطن و پيدا و پنهان را احاطه كرده است. پس اگر بنده در همة حالاتش به خاطر داشته باشد كه خداوند او را ميبيند و گفتارش را ميشنود و هر اراده و تصميم و نيتي را كه در دلش پنهان كند، ميداند، چنين احساسي او را كمك ميكند تا به منزل و مقام احسان برسد.هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ آيا به شما خبر دهم كه شياطين بر چه كسي نازل ميشوند؟
تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ بر هر دروغگوي گناهكاري نازل ميشوند.
يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ گوش فرا ميدهند و بيشترشان دروغگويند.
وَالشُّعَرَاء يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ و شاعران را گمراهان پيروي ميكنند.
أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ مگر نميبيني كه آنان در هر واديي سرگردانند؟
وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ و اينكه آنان چيزهايي ميگويند كه انجام نميدهند.
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ مگر آنان كه ايمان آورده، و كارهاي شايسته انجام داده، و خدا را بسيار ياد نموده، و پس از آنكه ستم ديدهاند ياري خواستهاند. و ستمكاران خواهند دانست به كدامين بازگشتگاه باز خواهند گشت.
اين پاسخ آن دسته از تكذيب كنندگان پيامبر است كه ميگفتند: شيطاني بر محمد نازل ميشود.و پاسخ كساني است كه ميگفتند: او (ص) شاعر است. پس فرمود هَلْ أُنَبِّئُكُمْ آيا خبر حقيقي و واقعي كه هيچ شك و شبههاي در آن نيست به شما بدهم كه شياطين بر چه كسي نازل ميشوند؟ يعني آيا ويژگي كساني را كه شيطانها بر آنان نازل ميشوند به اطلاع شما برسانم؟
تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ بر هر دروغگويي كه زياد دروغ ميگويد و سخن ناحق به هم ميبافد أَثِيمٍ و گناهكار است، و زياد مرتكب گناه ميشود. شيطانها بر چنين كسي نازل ميشوند، و حالت او مناسب با حالت شياطين است.
يُلْقُونَ السَّمْعَ شنيدههاي خود را كه از آسمان استراق كردهاند به فرد دروغگوي گناه پيشه القا ميكنند. وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ و بيشتر آنچه القا ميكنند دروغ است. پس يك سخن راست و صد تا دروغ را با هم در ميآميزند. پس حق با باطل آميخته ميشود؟ و از آنجا كه حق و راست اندك است، و او هم نميداند كه كدام حق است، حق و راستي از بين ميرود. پس اين صفت اشخاصي است كه شيطانها بر آنان نازل ميشوند، و اينگونه به آنها وحي ميكنند. اما حالت محمد (ص) بسيار متفاوت است چون او راستگوي امين است، و نيكو هدايت يافته است؛ دلي نيكو و زباني راستگو دارد، و كارهاي پاك و حلال انجام ميدهد. وحي كه بر او نازل ميشود از جانب خدا است و فرشتگان آن را از هر گزندي حفاظت ميكنند، و راستي بزرگ را در بر دارد و هيچ شك و ترديدي در آن نيست. پس اي خردمندان! آيا رهنمود محمد دروغپردازي آنها برابر است؟! و آيا اين دو چيز جز بر ديوانهاي كه هيچ چيزي را تشخيص نميدهد مشتبه ميشود؟
وقتي پاكي پيامبر را از اينكه شيطانها بر او نازل شوند بيان كرد، و او را از شعرسرايي نيز مبرا نمود و فرمود وَالشُّعَرَاء يعني آيا شما را از حالت شاعران و ويژگي هميشگي آنها خبر دهم؟ پس بدانيد يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ كساني از شاعران پيروي ميكنند كه از راه هدايت منحرف گشته و به گمراهي و ذلت روي آوردهاند. پس شاعران خودشان گمراه و سرگشته هستند، بنابراين آدمهاي گمراه و فاسد از شاعران پيروي ميكنند و آنها را دوست ميدارند.
أَلَمْ تَرَ آيا گمراهي و شدت ضلالت آنها را نميبيني كه أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ در هر درهاي از درههاي شعر سرگردانند؛ گاهي به ستايش و تمجيد ميپردازند، گاهي به انتقاد و عيبجويي مشغول ميشوند، و گاه غزلسرايي و گاه مسخره ميكنند. و گاه شادمان و خوشحالاند، و گاهي اندوهگين و ناراحت هستند پس آنها قرار و ثبات ندارند و بر يك حالت نخواهند بود.
وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ اين صفت شاعران است كه گفتههايشان مخالف كارهايشان است. پس شاعر كه اشعار غمانگيز ميسرايد و به غزل خواني ميپردازد، گويي از همة مردم عاشقتر و دلباختهتر است، حال آنكه دل او خالي از اين است. وچون كسي را ستايش يا مذمت ميكند، گويي سخن وي راست است، و غير آن دروغ، و گاه خودش را با كارهايي ستايش و تمجيد ميكند كه آنها را انجام نداده است، و خود را با ترك نمودن چيزهايي تمجيد ميكند كه از آنها دوري نگزيده است. و خود را به سخاوت و بخششي ميستايد حال آنكه سخاوت اصلاً در زندگي او جايي ندارد. و گاه چنان شجاعت و دليرياش به تصوير ميكشد كه خود را از همة قهرمانان و شهسواران بالاتر قرار ميدهد، در حالي كه او بزدلترين افراد است. اين است صفت شاعران.
پس بنگر آيا حالت پاك و درست پيامبر (ص) مطابق با حالت اين شاعران است؟ پيامبري كه هر انسان راه يافتهاي كه بر هدايت استوار باشد، و از زشتيها دوري گزيند و تضادي در كارش نباشد از او پيروي مينمايد.
پس پيامبر (ص) جز به خير و خوبي فرمان نمي