تد.
فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ و براي ترك كردن چيزي كه بدان فرستاده شدهاي از كافران اطاعت مكن، بلكه تمام تلاش خود را براي رساندن آن پيام مبذول دار، وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا و با قرآن با آنان به جهادي بزرگ بپرداز. يعني در ياري كردن حق و نابود كردن باطل از هيچ كوششي دريغ نورز، و تمامي توانايي و كوشش خود را براي ياري كردن حق مبذول بدار. اگر تكذيب و گستاخي از آنها سرزد، پس تو تلاش خود را بكن و آنچه را در توان داري انجام بده، و از هدايت شدن آنها نااميد مشو، و به خاطر خواستهها و اميال آنان از تبليغ رسالت خدا را ترك مكن.وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَّحْجُورًا و او ذاتي است كه دو دريا را در كنار هم روان ساخت؛ يكي شيرين و گوارا، و ديگري شور و تلخ است. و در ميان آن دو جايز و مانع استواري قرار داد.
اوست كه دو دريا در كنار هم روان ساخت بدون اينكه با هم برخورد كنند. يكي شيرين و گوارا است؛ و آن رودهايي است كه روي زمين رواناند، و ديگري درياي شور است. و خداوند هر دو را به نفع و مصلحت بندگان قرار داده است َجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا و در ميان آن دو جايز و مانعي قرار داده كه از مخلوط شدن يكي با ديگري جلوگيري مينمايد، چون اگر مخلوط شوند فايدهاي كه مورد نظر است از بين خواهد رفت.وَحِجْرًا مَّحْجُورًا و مانعي محكم و استوار [ميان آن دو قرار داده است].فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا آن گاه پس از آنان فرزندان ناخلفي جانشين شدند که نماز را هدر دادند و از خواسته ها[نفساني ] پيروي کردند و [مجازات] گمراهي را خواهند يافت. 
إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ شَيْئًا مگر کساني که توبه کنند و ايمان بياورند و کارهاي شايسته انجام دهند، پس ايشان وارد بهشت مي شوند و هيچ ستمي نمي بينند. 
جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدَ الرَّحْمَنُ عِبَادَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّهُ كَانَ وَعْدُهُ مَأْتِيًّا باغهاي جاوداني که خداوند در جهان غيب به بندگانش وعده داده است، و وعدۀ خدا حقاً تحقق مي پذيرد. 
لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا إِلَّا سَلَامًا وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا در آن جا [هيچ] سخن بيهوده اي نمي شنوند، بلکه سلام [مي شنوند]، صبحگاهان و شامگاهان خوراک و طعام ايشان آماده است. 
تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَن كَانَ تَقِيًّا اين است آن بهشتي که به هرکس از بندگان ما که پرهيزگار باشد به ميراث مي دهيم. 
پس از آنکه خداوند متعال از اين پيامبران سخن به ميان آورد و ذکر نمود که آنان مخلص و در جستجوي خشنودي پروردگارشان بودند، و به سوي او بازگشتند ، از کساني که پس از آنان آمدند سخن گفت؛ کساني که آنچه را به آن دسور داده شده بودند تحريف کردند، و بيان داشت که پس از آنان فرزندان ناخلفي جانشين آنها شدند و به عقب برگشتند، پس نماز را که به محافظت و اقامۀ آن دستور داده شده بودند ترک  کردند، و در مورد آن سستي ورزيده و آن را ضايع نمودند، و چون نماز را ضايع کردند که ستون دين و تراوزي ايمان و اخلاص براي پروردگار جهانيان است، و بيش از همۀ اعمال بر آن تاکيد شده، و بهترين اعمال است، ديگر امور ديني را نيز ضايع و ترک نمودند. و چيزي که آنها را به اين امر فرا مي خواند اين بود که آنها از خواسته هاي نفساني خود پيروي کردند، بنابراين توجه آنان به شهوت هاي نفساني معطوف شد و آن را بر حقوق خداوند مقدم داشتند و اين امر سبب ضايع کردن حقوق خدا، و روي آوردن به شهواتشان شد. بنابراين هرگاه شهوتي برايشان پديدار مي شد آن را حاصل مي کردند و به هر شيوه اي برايشان روي مي داد آن را انجام مي دادند، (فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا) يعني به زودي با عذابي مضاعف و شديد روبرو مي شوند، سپس خداوند متعال استثنا قايل شد و فرمود: (إِلَّا مَن تَابَ ) مگر آن کساني که از شرک و بدعت گناهان توبه کنند و از آن دست کشيده و از آن پشيمان شوند، و تصميم قاطع بگيرند که آن را تکرار نکنند، (وَآمَنَ) و به خدا و فرشتگان و کتابها و پيامبرانش و روز قيامت ايمان داشته باشند، (وَعَمِلَ صَالِحًا) و کار شايسته انجام دهند، و آن کاري است که خداوند آن را بر زبان پيامبرانش مشروع قرار داده است، به شرط اينکه براي رضاي خدا انجام شود. (فَأُوْلَئِكَ) پس کساني که توبه کنند و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند، (يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ) وارد بهشت مي شوند، که شامل نعمت هاي پايدار و زندگي سالم و همسايگي پروردرگار بزرگوار مي باشد. (وَلَا يُظْلَمُونَ شَيْئًا) و در مورداعمالشان هيچ  ستمي نمي بينند؛ اعمالشان را به طور کامل مي يابند و به طور کامل به آنان پاداش داده مي شود. 
سپس بيان نمود بهشتي که وعده داده آنها بدان وارد شوند مانند ديگر باغهايي نيست ، بلکه (جَنَّاتِ عَدْنٍ ) باغهاي بهشت باغهايي براي اقامت و ماندن بوده و هيچ رنج و ناراحتي در آن وجود ندارد، و انسان از آن به جايي ديگر برده نمي شود و هيچ گاه از بين نمي روند، و اين به خاطر پهناور بودن آن باغها و فراواني خوبيها و شادي هايي است که در آن وجود دارد. (الَّتِي وَعَدَ الرَّحْمَنُ عِبَادَهُ بِالْغَيْبِ) باغهايي که خداوند مهربان به آن وعده داده است، آن را به «رحمان» نسبت داد، چون رحمت و احساني در آن باغها وجود دارد که هيچ چشمي مانند آن را نديده و هيچ گوشي مانند آن را نشنيده و به دل هيچ انساني خطور نکرده است. و خداوند بهشت را رحمت خويش ناميده و فرموده است: (واماالذين ابيضت وجوههم ففي رحمه الله و هم فيها خلدون) و اما کساني که چهره هايشان سفيد مي شو در رحمت خداوند هستند و آنها در آن جاودانه اند. و همچنين نسبت دادن بهشت به رحمت خدا بر اين دلالت مي نمايد که شادي بهشت استمرار دارد و همواره باقي خواهد ماند، چون رحمت الهي که بهشت اثري از آن مي باشد همواره باقي است. 
و منظور از (عِبَادَهُ) و بندگان رحمان و امثال آن به خلاف بندگاني که فقط آفريدۀ او هستند و وي را عبادت ن کرده اند، پس ايشان گرچه بندگان ربوبيت خداوند ميباشند زيرا خداوند آنها را آفريده و روزي داده و به تدبير امورشان پرداخته است اما از زمرۀ آن بندگاني نيستند که وارد دايره ي بندي الويهت و پرستش و بندگي اختياري شده اند؛ و پرستشي که آدمي به خاطر آن مورد ستايش قرار مي گيرد. بلکه پرستش آنان پرستش اضطراري است و به خاطر اين بندگي مورد ستايش قرار نمي گيرند. 
(بِالْغَيْبِ) احتمال دارد که متعلق (وَعَدَ الرَّحْمَنُ ) باشد. پس در اين صورت معني اين طور مي شود: خداوند آنان را به بهشتي وعدۀ داده است که آن را نديده اند، اما به آن ناديده ايمان آورده و آن را تصديق کرده اند که آن بهشت در غيب وجود دارد، و براي رسي