ين اعمال است. از اين رو خداوند مريم را ستوده و فرموده است: (و مريم ابنت عمران التي احصنت فرجها فنفخنا فيه من روحنا)، (و التي احصنت فرجها فنفخنا فيها من روحنا و جعلنها و ابنها آيه للعلمين) و به مريم دختر عمران که دامن خود را به گناه نيالوده، پس ، از روح خود در او دميديم، و او و پسرش را نشانه اي براي جهانيان قرار داديم.
بنابراين خداوند به سبب پاکدامني اش به او فرزندي بخشيد که معجزۀ الهي و از همان اوان کودکي، پيامبر بود. وقتي جبرئيل ديد که مريم مي ترسد و هراسان است، گفت(إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ) من فرستادۀ پروردگارت هستم. يعني وظيفۀ من اين است که رسالت الهي را در مورد تو اجرا کنم (لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِيًّا)  تا به تو پسر پاکيزه اي ببخشم. 
و اين مژدۀ بزرگي مبني بر داشتن فرزند و پاکيزگي وي مي باشد، زيرا پاکيزگي مستلزم آن است که وي از عادت هاي زشت و ناپسند پاک بوده، و به خصلت هاي پسنديده متصف باشد. مريم از پديد آمدن فرزند بدون پدر تعجب کرد وگفت: (أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا) چگونه پسري خواهم داشت حال آنکه بشري به من دست نزده و زناکار هم نبوده ام؟و فرزند جز از اين طريق بوجود نمي آيد!
(قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ) گفت: بدنيسان است، پروردگارت فرموده است که اين کار براي من آسان است، و مي خواهم او را معجزه اي براي مردمان کنم که بر قدرت خداوند دلالت نمايد، و اينکه اسباب به طور مستقل تأثيرگذار نيستند، بلکه تأثير آنها به تقدير الهي است. 
پس برخي اوقات بندگان خدا برخي از اسباب را تأثير گذار نمي يابند[به عبارت ديگر اينگونه نيست که هرگاه سببي وجود داشته باشد حتماً مسبب هم به وجود خواهد آمد] و اين بدان جهت است تا بندگان نگاهشان فقط به اسباب معطوف نباشد، به گونه اي که به آن بنگرند و از خدايي که آن را سبب قرار داده است غافل بمانند. 
(وَرَحْمَةً مِّنَّا)و تا وي را از سوي خويش رحمتي قرار دهيم، و اين کار را مرحمتي نبت به او و مادرش و عموم مردم قرار دهيم. اما رحمت خداوند نسبت به مريم اين بود که خداوند او را با وحي خويش برگزيد و آنچه را به پيامبران اولوالعزم ارزاني نموده بود به او نيز ارزاني کرد. و رحمت خدا نسب به مادرش اين بود که ستايش نيکو و منافع بزرگ و افتخار فراوان بهرۀ او شد. و رحمت خدا و بزرگترين نعمت وي نسبت به مردم اين بود که در ميانشان پيامبري مبعوث نمود که آيات خدا را بر آنان تلاوت نمود و آنها را پاکيزه گرداند و کتاب و حکمت را به آنان آموخت، و مردم به او ايمان آوردند و از او اطاعت کردند و به سعادت دنيا و آخرت دست يافتند. 
(وَكَانَ) و پديد آمدن عيسي عليه السلام به اين صورت (أَمْرًا مَّقْضِيًّا)کاري بود انجام يافته. يعني پيش تر خداوندي چنين حکم نموده بود، و بايد تقدير و قضاي الهي اجرا مي شد. پس جبرئيل عليه السلام در گريبان مريم دميد.وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَأَنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يُرِيدُ و اينگونه آن [قرآن] را [به صورت] آيات روشن نازل كرديم و خداوند هر كس را بخواهد هدايت ميكند.
و اين چنين امور را به شيوههاي گوناگون در قرآن بيان نموده و آن را آيات روشن و واضح قرار دادهايم تا بر همة مطالب و مسائل مفيد دلالت نمايد، اما هدايت در دست خداوند است و هر كس را كه بخواهد هدايت كند به وسيلة اين قرآن راهياب مينمايد، و خداوند قرآن را پيشوا و الگوي او قرار ميدهد، و به وسيلة نور آن راهش را روشن ميگرداند. و هر كس را كه خداوند بخواهد هدايت نكند- گر چه نشانهها و معجزات زيادي براي او بيايد- ايمان نميآورد، و قرآن هيچ فايدهاي به او نميرساند، بلكه حجت و دليلي عليه او خواهد بود.  إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ به راستي [خداوند در ميان] مؤمنان و يهوديان، و صائبين، و نصارا، و مجوس، و كساني كه شرك ورزيدند، همانا خداوند در روز قيامت داوري خواهد كرد. بيگمان خداوند بر همه چيز آگاه است.
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِّنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ وَمَن يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاء آيا نديدهاي تمام كساني كه در آسمانها و زمين هستند، و خورشيد و ماه و ستارهها و كوهها و درختان و چهارپايان و بسياري از مردم براي خدا سجده ميبرند؟ و بسيارند كساني كه عذاب بر آنان تحقق يافته است. و هر كه را خداوند خوار سازد، گرامي دارندهاي ندارد. بيگمان خداوند هر آنچه را بخواهد انجام ميدهد. 
هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِّن نَّارٍ يُصَبُّ مِن فَوْقِ رُؤُوسِهِمُ الْحَمِيمُ اين دو دسته كه دشمن همديگر ميباشند دربارة خدا به جدال پرداخته و به كشمكش نشستهاند. پس آنان كه كفر ورزيدهاند بر ايشان لباسهايي از آتش بريده شده است، از بالاي سرشان آب داغ و سوزان ريخته ميشود.
يُصْهَرُ بِهِ مَا فِي بُطُونِهِمْ وَالْجُلُودُ [اين آب جوشان آن چنان در بدنشان نفوذ ميكند كه] آنچه در درونشان است و [نيز] پوستهايشان بدان گداخته و ذوب ميگردد.
وَلَهُم مَّقَامِعُ مِنْ حَدِيدٍ  و براي [عذاب دادن] آنان گرزهاي آهنين مهياست.
كُلَّمَا أَرَادُوا أَن يَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهَا وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ هر گاه بخواهند از غم و اندوه آتش بيرون بيايند به آنجا بازگردانده ميشوند [و به آنان گفته ميشود:] بچشد عذاب سوزان را.
إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ بيگمان خداوند آنان را كه ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام دادهاند به باغهايي داخل ميگرداند كه از زير [درختان] آن رودبارها جاري است، در آن جا با دستبندهاي زرين و مرواريد آراسته ميشوند، و لباسشان در آن جا ابريشم است.
وَهُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِيدِ و به سخن پاكيزه راه يافتند و به راه پسنديده رهنمود شدند.
خداوند از گروههاي اهل زمين خبر ميدهد؛ از اهل كتاب از مؤمنان و يهوديان و نصارا و صابئين و آتش پرستان، و مشركان خبر ميدهد كه همة آنها را در روز قيامت گرد خواهد آورد، و با فرمان دادگرانهاش ميان آنها داوري مينمايد، و به سبب اعمالشان كه خداوند ثبت نموده و برآن حاضر