َلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ آن  روز روزي  سخت  خواهد بود
عَلَى الْكَافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ و براي  کافران  ناآسان
پس هرگاه براي برخاستن از گورها و گرد آمدن مردم براي رستاخيز و حشر در صور دميده شود. 
« فَذَلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ» آن روز به خاطر کثرت وحشت ها و سختي هايش روز سختي خواهد بود. « عَلَى الْكَافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ» بر کافران آسان نيست چون آن ها از خيري نااميد گشته اند و به هلاکت و نابودي خود يقين کرده اند. مفهوم آن اين است که آن روز براي مومنان آسان است همان طور که خداوند متعال مي فرمايد:« يقُولُ الکَفِرُونَ هَذَا يومُ عَسِرُ» کافران مي گويند:« اين روزي سخت است». ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا مرا با آن  که  تنهايش  آفريده  ام  واگذار
وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا او را مالي  بسيار دادم
وَبَنِينَ شُهُودًا و پسراني  همه  در نزد او حاضر
وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و کارهاي  او را به  نيکوتر وجهي  برساختم
ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ آنگاه  طمع  مي  بندد که  زيادت  کنم
كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا آري  ، که  او در برابر آيات  ما ستيزه  جوست
سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا او را به  مشقتي  مي  اندازم
إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ او انديشيد و طرحي  افکند
فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ مرگ  بر او باد ، چگونه  طرحي  افکند ?
ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ، باز هم  مرگ  بر او باد ، چگونه  طرحي  افکند ?
ثُمَّ نَظَرَ آنگاه  نگريست
ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ سپس  روي  ترش  کرد و پيشاني  در هم  کشيد
ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ سپس  روي  گردانيد و گردنکشي  کرد
فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ گفت  : اين  ، جز جادويي  که  ديگرانش  آموخته  اند ، هيچ  نيست
إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ اين  ، جز سخن  آدمي  هيچ  نيست
سَأُصْلِيهِ سَقَرَ زودا که  او را به  سقر بيفکنيم
وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ چه  چيز آگاهت  ساخت  که  سقر چيست  ?
لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ نه  هيچ  باقي  مي  گذارد و نه  چيزي  را وا مي  گذارد
لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ سوزاننده  پوست  است
عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ نوزده  فرشته  بر آن  گماشته  اند
وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِموکلان  دوزخ  را جز از فرشتگان  قرار نداديم   و شمار آنها جز براي ، امتحان کافران  نيست   تا اهل  کتاب  يقين  کنند و بر ايمان  مؤمنان  بيفزايد  و اهل کتاب  و مؤمنان  شک  نکنند  و تا آنان  که  در دلهاشان  مرضي  است   نگويند :خدا از اين  مثل  چه  مي  خواسته  است  ? خدا اينچنين  هر کس  را که   بخواهد گمراه  مي  کند و هر کس  را که  بخواهد راه  مي  نمايد  و شمار  سپاهيان  پروردگارت  را جز او نداند  و اين  سخن  جز اندرزي  از براي  مردم   نيست.
اين آيات درباره وليد بن مغيره که با حق مخالف بود و به مبارزه با خدا و پيامبرش برخاسته بود نازل شده اند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسي را آن گونه مذمت نکرده است. و اين سزاي همه ي کساني است که با حق مخالفت مي ورزند چنين کساني در دنيا خوار و رسوا مي گردند و عذاب آخرت خوارکننده و رسواکننده تر است.
پس فرمود:« ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا» مرا واگذار با کسي که او را تک و تنها بدون آن که مال و خانواده و  قبيله اي داشته باشد آفريدم و او را همچنان پرورش داده و از نعمت هايم برخوردار کردم.
« وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا؛ وَبَنِينَ شُهُودًا» و به او مال فراواني داده ام و پسراني به او عطا کرده ام که هميشه پيش او حاضر هستند و از آن ها استفاده مي کند و نيازهاي خود را به وسيله آنان برطرف مي نمايد و از آن ها کمک مي گيرد.
« وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا» و دنيا و اسباب آن را به او داده ام که به راحتي به خواسته هايش مي رسد و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست مي آورد. « ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ» باز با اين همه نعمت ها و امکاناتي که به او داده ام طمع مي ورزد که به نعمت هاي آخرت دست يازد همان طور که نعمت هاي دنيا را به دست آورده است.
« كَلَّا» هرگز آن گونه که او طمع مي ورزد نخواهد بود بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. « إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا» چون او با آيات ما دشمن است. او آيات ما را شناخت سپس آن را  انکار کرد و او را به حق فراخواند اما  او اطاعت نکرد. او تنها به اين بسنده نکرد که از آيات ما روي گرداني نمايد بلکه به ستيز با آيات برخاست و براي ابطال آن  کوشيد. بنابراين درباره او فرمود:« إِنَّهُ فَكَّرَ» او با خودش فکر کرد، « وَقَدَّرَ» و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجيد تا سخن بگويد که به وسيله آن قرآن را باطل نمايد.
« فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ؛ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ» مرگ بر او باد چگونه سنجيد و نقشه کشيد! باز مرگ بر او باد چگونه سنجيد! چون  او پا به جايي گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسيد و اين کار در شأن او نيست. « ثُمَّ نَظَرَ؛ ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ» سپس در آنچه مي گفت انديشه کرد و آن گاه روترش نمود و چهره در هم کشيد و ظاهر او نفرتش را از حق نشان مي داد.
« ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ» پپس روي گرداند و در نتيجه ي تلاش فکري و عملي و قولي اش تکبر ورزيد.
« فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ؛ إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ» پس گفت: اين قرآن کلام خدا نيست بلکه سخن انسان مي باشد. نيز کلام انسان هاي برگزيده و خوب نيست بلکه کلام انسان هاي بد و بزهکار است از  قبيل دروغگويان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت مي باشد.
چگونه در ذهن مي آيد و چگونه در خاطر انسان مي گنجد که بزرگترين و برترين کلام که  کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسان هاي نيازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه اين دروغگوي حق ستيز به خود جرأت داد که کلام خداوند متعال را چنين توصيف نمايد؟!
پس چنين کسي حقش جز عذاب سخت نيست. بنابراين خداوند متعال فرمود:« سَأُصْلِيهِ سَقَرَ؛ وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ؛ لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ» . او را به دوزخ درخواهم آورد، و تو چه مي داني که آتش دوزخ چگونه است؟! هيچ ميزاني از سختي و شدت را باقي نمي گذارد مگر اينکه آن را اعمال مي کند. يعني در  اوج شدت و سختي است و هيچ جايي از کسي که عذاب داده مي شود باقي نمي گذارد مگر اينکه به آن مي رسد.
« لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ