ر (ص) از ماجراي حاطبه با خبر گرديد و قبل از آن که آن زن به مکه برسد کساني را فرستاد و نامه را از آن زن بازگرفتند و حاطب را مورد سرزنش قرار داد امّا او  عذري پيش آورد کرد که پيامبر(ص) آن را پذيرفت.
در اين آيات به شدّت از دوستي کردن با کافران و مشرکان نهي شده و بيان شده است که دوستي با آن ها با ايمان تضاد دارد و با آئين ابراهيم عليه الصلاة والسلام مخالف  است. نيز برخلاف عقل و خرد است، چون عقل ايجاب مي  کند که به شدت از دشمن پرهيز کرد به خصوص دشمني که تمام توانايي اش را عليه شما صرف مي کند و فرصت را براي ضربه زدن به شما  غنيمت مي شمارد. پس خداوند متعال فرمود:« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاء تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ» اي مومنان! به مقتضاي ايمان خودتان که دوستي کردن با مومنان و دشمني ورزيدن با دشمنان اسلام است عمل کنيد، چرا که دشمن اسلام دشمن خدا و مومنان است. 
پس شما با دشمن خدا و دشمن خود دوستي نکنيد. شما براي دوستي کردن با آن ها شتاب مي ورزيد و سعي مي کنيد که اسباب محبت را در ميان خودتان و آنان به دست آوريد، و معلوم است هرگاه محبت حاصل شود، به دنبال آن کمک کردن و دوستي نمودن مي آيد، آنگاه آدمي از دايره ي ايمان خارج مي شود و از جمله کافران مي گردد. 
و کسي که کافر را به دوستي بگيرد فاقد جوان مردي و مرّت  است زيرا او با سرسخت ترين دشمنان خدا که براي اوچيزي جز زيان را نمي خواهند و با پروردگارشان به مخالفت و ستيز بر مي خيزند پروردگاري که خير آنان را مي خواهد و آنها را به خير امر کرده و بر آن تشويق مي نمايد دوستي مي کند ؟! و از جمله  اموري که مومن را به دشمني کردن با کافران فرا مي خواند اين است که کافران به حقّ و حقيقتي که براي مومنان آمده است کفر ورزيده اند و اين بزرگ ترين مخالفت  است. 
پس کافران اصل دين شما را قبول ندارند و ادعا مي کنند که شما گمراه هستيد. در حالي که آن ها به حقي که هيچ شک و ترديدي در آن نيست کفر ورزيده اند. و هرکس که حقّ را نپذيرد امکان ندارد دليلي داشته باشد که بر صحت گفتار  او دلالت نمايد، بلکه محض نپذيرفتن حق بر باطل بودن سخن کسي دلالت مي نمايد که آن را نمي پذيرد.
و از دشمني آن ها با شما اين است که « يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ» پيغمبر و شما مومنان را از سرزمين و ديارتان بيرون مي کنند و شما را از وطنتان آواره مي نمايند. و شما گناهي جز اين نداريد که « أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ» به خداوند که پروردگارتان است ايمان آورده ايد؛ پروردگاري که بايد همه به او  ايمان بياورند و او را بندگي کنند، چون خداوند آن ها را پرورش داده و به آن ها نعمت هاي ظاهري و باطني بخشيده است. پس وقتي آن ها از اين امر که واجب ترين واجبات است اعراض کردند، و شما آن را انجام داديد، به دشمني با شما برخاستند و شما را به خاطر ايمان آوردنتان از سرزمين و ديارتان بيرون راندند. 
پس اگر کسي با کافران دوستي نمايد هيچ دين و عقل و مرّوتي براي  او باقي نخواهد ماند؟! کافراني که در هر زمان و مکاني اين گونه هستند و جز ترس يا مانعي قوي آنان را از ضربه زدن به مسلمانان باز نمي دارد. « إِن كُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاء مَرْضَاتِي» اگر هدف از بيرون آمدنتان جهاد در راه خدا و اعلاي کلمه ي او و کسب خشنودي پروردگار است پس به مقتضاي اين دستور عمل کنيد. يعني با دوستان خدا دوستي کنيد و با دشمنان خدا دشمني ورزيد، چون  اين کار بزرگ ترين جهاد در راه خداست و از بزرگ ترين چيزهايي است که انسان را به خدا نزديک مي نمايد و با اين کار خشنودي او حاصل مي شود.
« تُسِرُّونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنتُمْ» يعني چگونه دوستي کردن با کافران را پنهان مي داريد با اين که مي دانيد خداوند به آن چه شما پنهان مي کنيد يا آشکار مي سازيد آگاه است؟! پس اگر دوستي کردن شما با کافران براي مومنان پوشيده باشد و از آن خبر نداشته باشند براي خداوند پوشيده نخواهد بود و خداوند بندگان را طبق خير و شرّي که در مورد آن ها ميداند جزا و سزا مي دهد.
« وَمَن يَفْعَلْهُ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيلِ» و هرکس از شما با کافران دوستي کند بعد از اين که خداوند او را برحذر داشته است ، به راستي که از راه راست منحرف شده و گم گشته است، چون او راهي را در پيش گرفته که با شريعت و عقل و مروّت انساني مخالف است.
سپس خداوند متعال شدت دشمني آنان را بيان کرد تا مومنان را به دشمني ورزيدن با آن ها تحريک نمايد. پس فرمود:« إِن يَثْقَفُوكُمْ» اگر شما را بيابند و فرصت آزار رساندن به شما را داشته باشند. « يَكُونُوا لَكُمْ أَعْدَاء وَيَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ» دشمنان آشکار شما خواهند بود و دست هاي خود را به بدي به سوي شما دراز مي کنند. يعني شما را مي کشند و مي زنند. 
« وَأَلْسِنَتَهُم بِالسُّوءِ» و با سخنان بد و ناراحت  کننده از قبيل دشنام و غيره به سوي شما زبان مي گشايند. « وَوَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ» و دوست دارند که  کفر ورزيد. اين نهايت چيزي است که از شما مي خواهند. اگر دليل بياوريد که ما به خاطر خويشاوندي و  اموال با کافران دوستي مي کنيم، بدانيد که « لَن تَنفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ» خويشاوندانتان و فرزندان و اموالتان در برابر عذاب خدا هيچ سودي به حال شما نخواهند بخشيد، و روز قيامت خداوند ميان شما داوري خواهد کرد و خداوند به آنچه مي کنيد بيناست. پس به خاطر اين شما را از دوستي کردن با کافران که دوستي کردن با آن ها به زيانتان مي باشد برحذر داشته است.
« قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ» اي گروه مومنان! در زندگي وسيره ابراهيم و مومناني که همراه او بودند برايتان سرمشق و الگويي نيکوست. آن ها برايتان الگويي شايسته و مفيد هستند چون شما فرمان يافته ايد که از آئين ابراهيم يکتاپرست پيروي کنيد.
« إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَاء مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ» هنگامي که ابراهيم عليه السلام و مومناني که همراه او بودند از قوم مشرکشان و از آن چه به جاي خدا پرستش مي کردند بيزاري جستند سپس با صراحت دشمني خود را نسبت به آن ها اعلام داشتند و گفتند:« كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاء» به شما کفر ورزيده ايم و بين ما و شما براي هميشه دشمني و کينه پديد آمده و آشکار شده است. 
يعني در دل نسبت به شما کينه و نفرت داريم و با جسم با شما دشمني مي ورزيم و اين نفرت و دشمني وقت و زماني ندارد، بلکه « أَبَدًا» هميشگي و تا وقتي است که شما به کفر ورزيدن خود ادامه دهيد. « حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ» تا اين که تنها به