ي گويند.« وَيَقُولُونَ فِي أَنفُسِهِمْ» و در دل خود مي گويند:« لَوْلَا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِمَا نَقُولُ» پس چرا خداوند ما را به خاطر آن چه مي گوييم عذاب نمي دهد؟ 
آن ها اين را در دلشان مي گويند امّا خداوندي که داناي پيدا و پنهان مي باشد به آن آگاه است. يعني در اين باره بي  اعتنايي مي کنند و از اين که بلافاصله گرفتار عذاب نمي شوند گمان مي برند که  اين کارشان ممنوع نيست. 
و خداوند متعال مي فرمايد : او مهلت مي دهد امّا فراموش نمي کند.« حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمَصِيرُ» دوزخ آنان را بس است و داخل آن خواهند شد و چه بد جايگاهي است! يعني جهنّم آن ها را بسنده است؛ جهنّمي که هر نوع عذاب و بدبختي در آن فراهم است و از هر سو آنان را احاطه مي نمايد و به وسيله آن عذاب داده مي شوند. « فَبِئْسَ الْمَصِيرُ» و بد سرانجام و جايگاهي است جهنّم! 
کساني که در اين جا ذکر شده اند يا افرادي از منافقان هستند که به ظاهر ايمان آورده اند و در دل کافرند و پيامبر(ص) را اين گونه خطاب مي کنند انگار که نسبت به او  اراده خيره دارند، در حالي که دروغ مي گويند، و يا کساني از اهل کتاب هستند که به پيامبر(ص) سلام نمودند و گفتند:« السَّامُ عَلَيکَ يا محمّد» يعني مرگ بر تو اي محمد!إِنَّمَا النَّجْوَى مِنَ الشَّيْطَانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَلَيْسَ بِضَارِّهِمْ شَيْئًا إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ هر آينه  نجوا کردن  کار شيطان  است  که  مي  خواهد مؤمنان  را محزون  کند و، حال  آنکه  هيچ  زياني  ، جز به  فرمان  خداوند ، به  آنها نمي  رساند  و  مؤمنان  بايد که  بر خدا توکل  کنند.
« إِنَّمَا النَّجْوَى مِنَ الشَّيْطَانِ» رازگويي و نجواي دشمنان مبني بر توطه عليه مومنان از شيطان است و مکر شيطان ضعيف است. « لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا» و هدف از اين مکر و توطئه اين است تا مومنان را اندوهگين سازد. « وَلَيْسَ بِضَارِّهِمْ شَيْئًا إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ» و جز به اراده خداوند نمي تواند هيچ زياني به آنان برساند. چراکه خداوند به مومنان وعده داده است که آن ها را کفايت خواهد کرد، و آنان را بر دشمنانشان پيروز مي نمايد. خداوند متعال مي فرمايد:« وَلَا يحيقُ المَکرُ السَّيي إِلَّا بِأَهلِهِ» و توطئه و مکر بد  فقط به اهل آن بر مي گردد.
پس دشمنان خدا و پيغمبر ودشمنان مومنان هرچند رازگويي کنند و مکر ورزند زيان اين توطئه و رازگويي به خودشان بر مي گردد، و هيچ زياني به مومنان نمي رسد مگر آن چه که خداوند مقّرر نموده است.« وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ» و بايد مومنان بر خداوند توکل نمايند و بر او اعتماد کنند و به وعده خدا اطمينان داشته باشند، چون هرکس بر خداوند توکّل ن مايد خداوند او را از مکر دشمنان محافظت مي نمايد و در امر دين و دنيايش او را بسنده خواهد بود.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَإِذَا قِيلَ انشُزُوا فَانشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، چون  شما را گويند در مجالس  جاي  باز  کنيد، جاي  باز کنيد تا خدا در کار شما گشايش  دهد  و چون  گويند که   برخيزيد، برخيزيد  خدا آنهايي  را که  ايمان  آورده  اند و کساني  را که   دانش  يافته اند به  درجاتي  برافرازد ، و خدا به  کارهايي  که  مي  کنيد آگاه  است.
خداوند در اين جا به بندگان مومنش ادب مي آموزد که هرگاه در مجلسي گرد هم آمدند و يکي از آنان، يا يکي از کساني که بر آنان وارد مي شود نياز داشت که برايش جا باز  کنند، ادب اقتضا مي کند که جا برايش باز کنند تا مقصود حاصل شود. و اگر کسي جا باز کند زياني متوّجه او نمي شود. او به برادرش جاي مي دهد بدون اين که زياني ببيند و پاداش از نوع عمل است. 
پس هرکس براي برادرش جا باز کند خداوند در کارش گشايش مي آورد. « وَإِذَا قِيلَ انشُزُوا» و هرگاه به شما گفته شد به خاطر کاري که پيش آمده است برخيزيد،« فَانشُزُوا» بلافاصله براي انجام آن کار برخيزيد. چون انجام دادن چنين کارهايي نشانه علم و ايمان است و خداوند مقام اهل علم و ايمان را برحسب علم و ايماني که به آن ها داده است بالا مي برد. « وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» و خداوند به آن چه مي کنيد آگاه است و هرکس را طبق کارهايش جزا و سزا مي دهد؛ اگر کار خير کرده باشد به او پاداش نيک مي دهد و اگر کار بد کرده باشد به او سزاي بد مي دهد. در اين آيه به فضيلت علم اشاره شده است و بيان شده که زينت و ثمره علم رعايت آداب و  عمل به مقتضاي آن است.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، چون  خواهيد که  با پيامبر نجوا کنيد ،، پيش  از نجوا کردنتان  صدقه  بدهيد  اين  براي  شما بهتر و پاکيزه  تر است   واگر براي  صدقه  چيزي  نيافتيد ، خدا آمرزنده  و مهربان  است.
أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ آيا ترسيديد پيش  از نجوا کردن  صدقه  ها بدهيد ? حال  که  صدقه  نداده  ايد  وخدا هم  توبه  شما را پذيرفته  است  ، پس  نماز بگزاريد و زکات  بدهيد و  ازخدا و پيامبرش  اطاعت  کنيد ، که  خدا به  کارهايي  که  مي  کنيد آگاه  است.
خداوند به مومنان فرمان مي دهد که قبل از رازگويي با پيامبر(ص) صدقه بدهند، اين براي آن است تا آن ها ادب بياموزند و اين گونه پيامبر(ص) را تعظيم کنند چون اين تعظيم براي مومنان بهتر و پاکيزه تر است. يعني با اين کار خير و پاداش شما بيش تر مي گردد و از آلودگي ها پاک مي شويد که از جمله ناپاکي ها احترام نگذاشتن به پيامبر(ص) و عدم رعايت ادب با  کثرت رازگويي بي فايده. پس به مومنان امر شد که قبل از نجوا صدقه بدهند و اين معيار و ميزاني است براي تشخيص کسي که به علم و خير علاقمند است، چنين کسي از دادن صدقه پروا نمي کند.
و هرکس که علاقه اي به خير نداشته باشد و منظورش فقط پرحرفي باشد از آن جا که بايد صدقه بدهد از نجوا با پيامبر دست بر مي دارد؛ نجوايي که بر پيامبر دشوار است. و اين براي کسي است که توانايي صدقه دادن را دارد. امّا کسي که صدقه اي نمي يابد که بپردازد خداوند کار را براي او دشوار نکرده بلکه از او گذشت نموده و وي را بخشيده است و رازگويي با پيامبر(ص) را براي او بدون اين که صدقه اي بپردازد جايز قرار داده است.
وقتي خداوند متعال ديد که 