 تَنظُرُونَ و شما در اين  هنگام  مي  نگريد ، تکذيب  نمي  کنيد ?
وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَكِن لَّا تُبْصِرُونَ ما از شما به  او نزديک  تريم  ولي  شما نمي  بينيد.
فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ اگر قيامت  را باور نداريد ،
تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ اگر راست  مي  گوييد ، بازش  گردانيد.
خداوند به ستارگان و محل غروبشان و آن چه خداوند در اين اوقات به وجود مي آورد و بر عظمت و بزرگي او و يگاني اش دلالت مي کند سوگند ياد مي نمايد. پس چيزي را که به آن سوگند ياد شده است بزرگ جلوه داد و فرمود:« وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ» واگر بدانيد آن سوگندي بزرگ است و اين سوگند بدان جهت بزرگ است که در ستارگان و حرکتشان و فروگراييدن و غروبشان نشانه ها و عبرت هاي بي شماري هست. 
آن چه که براي اثبات آن سوگند خورده شده قرآن است و سوگند ياد شده که حق است و شکّي در آن نيست و خير و خوبي فراوان دارد و دانش بسياري در آن نهفته است و هر خير و دانشي از کتاب خدا استنباط مي شود و به دست مي آيد.
« فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ» در کتابي نگاشته شده است که از چشم و ديد خلق پنهان و پوشيده است و اين کتاب پنهان لوح محفوظ مي باشد. يعني اين قرآن در لوح محفوظ نوشته شده است و نزد خداوند و فرشتگانش در ملاء اعلي  مورد بزرگداشت است.
و احتمال دارد منظور از کتاب پنهان کتابي باشد که در دست فرشتگاني است که خداوند آن ها را با وحي و رسالت خويش پايين مي فرستد. منظور اين است که اين کتاب از نگاه و دسترس شيطان ها پنهان است و آن ها قدرتي براي تغيير دادن و افزودن به آن يا کاستن از آن را ندارند.
« لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» جز فرشتگان بزرگواري که خداوند آن ها را از آفت ها و گناهان و عيب ها پاک گردانده قرآن را لمس نمي کنند. جز پاکان به قرآن دست نمي زنند. پس اهل پليدي و شيطان به آن دسترسي ندارند. آيه به اين مطلب اشاره مي نمايد که جايز نيست کسي که پاک نمي باشد به قرآن دست بزند.
« تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ» اين قرآن با صفت هاي بزرگي که برايش ذکر شد از سوي پروردگار جهانيان نازل شده است؛ خداوندي که بندگانش را با نعمت هاي ديني و دنيوي پرورش مي دهد. و بزرگ ترين پرورش و تربيتي که با آن بندگانش را پرورش داده است ، نازل کردن اين قرآن است که منافع و مصالح هر دو جهان را در بردارد . خداوند با نازل کردن اين قرآن رحمت و لطفي در حق بندگانش نموده که سپاس آن را نمي توانند به جاي آورند.
از جمله آن چه که بر آن ها واجب است آن را  انجام دهند و آشکارش کنند و به سوي آن فرا خوانند اين کلام است. بنابراين فرمود:« أَفَبِهَذَا الْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ» آيا اين ک تاب بزرگ و پند استوار را از ترس مردم و عيب جويي و زخم زبانشان پوشيده مي داريد؟ اين کار شايسته نيست ، بلکه سخني سزاوار پنهان شدن است که صاحبش به آن اعتماد نداشته باشد. امّا قرآن کريم حق است و هرکس با آن به مبارزه و کشمکش بپردازد مغلوب مي شود. کلامي است که پنهان داشته نمي شود بلکه آشکار مي گردد.
« وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ» و در مقابل منّت و احسان الهي که به آنان روزي داده است تکذيبش مي  کنند و نعمت خداوند را سپاس نمي گزارند و مي گويند ما به سبب فلان چيز و به سبب باران از اين نعمت ها برخوردار شده ايم و نعمت را به کسي ديگر که آن را نداده است، نسبت مي دهند. آيا نبايد شکر خداوند را به خاطر احسانش به جاي بياوريد که  احسان و نعمت را بر شما فرو فرستاد تا از فضل و لطف خويش بيش تر به شما بدهد؟ هان بدانيد که تکذيب و کفر سبب و انگيزه رفع نعمت و آمدن عذاب مي شود.
« فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ؛ وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ؛ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَكِن لَّا تُبْصِرُونَ» چرا هنگامي که روح به حلقوم مي رسد و شما در اين حال نگاه مي کنيد؟! در صورتي که علم و آگاهي ما و فرشتگان از شما به او نزديک تر هستند، ولي شما نمي بينيد.
« فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ» اگر گمان مي بريد که شما پس از مرگ زنده گردانيده نمي شويد و حسابي پس نمي دهيد و جزا نمي بينيد، « تَرْجِعُونَهَا» چرا روح را به بدن باز نمي گردانيد؟« إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ» اگر شما راست مي گوييد؟! حال آن که شما اقرار مي کنيد که از بازگرداندن روح ناتوان هستيد. پس يا بايد به حقّي که محمّد(ص) آورده است اقرار کنيد، يا اين که راه عناد و مخالفت را در پيش بگيريد، و اگر چنين  کنيد سرانجام بد شما مشخّص خواهد شد.فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ، اما اگر از مقربان  باشد ،
فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِيمٍ براي  اوست  آسايش  و روزي  و بهشت  پر نعمت
وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ أَصْحَابِ الْيَمِينِ و اما اگر از اصحاب  سعادت  باشد :
فَسَلَامٌ لَّكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ پس  تو را از اصحاب  سعادت  سلام  است.
وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ و اما اگر از تکذيب  کنندگان  گمراه  باشد ،
فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِيمٍ به  آب  جوشان  مهمانش  کنند ،
وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ و به  دوزخش  در آورند.
إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ اين  سخن  سخني  راست  و يقين  است.
فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ  پس  به  نام  پروردگار بزرگت  تسبيح  گوي.
خداوند حالات گروه هاي سه گانه مقّربان، و ياران راست، و تکذيب کنندگان گمراه را در قيامت ، در آغاز سوره بيان کرد. سپس  حالات آن ها را به هنگام مرگ در آخر سوره بيان نمود و فرمود:« فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ» پس اگر مُرده از مقّربان درگاه خداوند باشد؛ کساني که با انجام واجبات و مستحبات و ترک حرام و مکروه و مباحات، خود را به خداوند نزديک مي گردانند، « فَرَوْحٌ» آنان آسايش و شادي دارند و از نعمت هاي قلبي و روحي برخوردار خواهند بود. « وَرَيْحَانٌ» ريحان کلمه جامعي است که همه انواع لذتّ هاي جسمي از قبيل خوردني ها و آشاميدني ها را شامل مي شود.
و گفته شده که ريحان به معني گياه خوشبو که معروف مي باشد. و اين از باب تعبير به نوع چيزي از جنس عام آن مي باشد« وَجَنَّةُ نَعِيمٍ» و باغ هاي پرناز و نعمت. در اين باغ ها چيزهايي هست که هيچ چشمي تاکنون آن را نديده و هيچ گوشي اخبار آن را نشنيده و تصوّر آن به دل هيچ انساني خطور نکرده است. پس کساني که مقّرب بارگاه خداوند باشند به هنگام احتضار و در حالت نزع روح به اين چيزها مژده داده مي شوند؛ مژده اي که ارواح از شادي آن نزديک است به پرواز در آيند. همان طور که خداوند متعال فرموده است :« إِنَّ الَّذينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهَ ثُمَّ استَقَمُوا تَتَنَّزلُ عَلَيهُم المَلَئِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحزَنُوا وَأّبشِروُا بِالجَنَّّةِ الَّتي کُنُتم تُوعَدُون؛ نَحنُ أَولِيآوُکُم فِي الحَيوةِ الُّدنيا وَفِِي الاَخِرَةِ وَلَکُم فِيهَا مَا تَشتَهِي أ