أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ مشغول شدن به آنها و به ريشخند گرفتنشان ذكر و عبادت مرا از يادتان برد. و چيزي كه موجب فراموش شدن آنان شد مشغول شدنشان به مسخره كردن مؤمنان بود و اين فراموش نمودن آنان را به استهزا و ريشخند وا ميدارد. پس هر يك از اين دو حالت [فراموش كردن ياد خدا و به تمسخر گرفتن مؤمنان] ديگري را تقويت مينمايد و آيا جسارتي بالاتر از اين وجود دارد؟! إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا من امروز به خاطر صبر و استقامتي كه بر طاعت من و در برابر اذيت و آزار شما نشان دادند، به آنان پاداش دادم، أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ و آنان بردباري كردند تا اينكه به اينجا رسيدند و به نعمت پايدار و نجات از جهنم دست يافتند. در آيهاي ديگر فرموده است: فاليوم الذين ءامنوا من الكفار يضحكون امروز مؤمنان به كافران ميخندند. قالَ و از آنجا كه آنها بيخرد هستند و در اين مدت كوتاه مرتكب هر گناه و شري شدهاند كه آنها را به خشم و عذاب خدا گرفتار نموده و كارهاي خوبي را كه مؤمنان انجام دادهاند و آنها را به سعادت هميشگي و خشنودي پروردگارشان رسانده است، انجام ندادهاند، خداوند به صورت سرزنش به آنها ميفرمايد: كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ چقدر در دنيا ماندهايد؟
قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَسْئلْ الْعَادِّينَ ميگويند: يك روز يا بخشي از يك روز ماندگار بودهايم. پس از فرشتگان شمارشگر بپرس. اين سخنشان مبتني بر آن است كه آنها مدت ماندگاري خود را در دنيا بسيار اندك ميدانند، اما مقدار آن مشخص نيست. بنابراين ميگويند: فَسئل العادين از شمارشگران بپرس. اما آنان آنقدر مشغول هستند و در عذابي به سر ميبرند كه تعداد و شمار سالهايي را كه در دنيا زيستهاند نميدانند. پس خداوند به آنها ميفرمايد: إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا جز مدت كمي ماندگار نبودهايد، خواه عدد و شمار آنرا تعيين نماييد يا تعيين نكنيد. لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ كاش [اين را در دنيا] ميدانستيد.أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ  آيا پنداشتهايد كه ما شما را بيهوده آفريدهايم، و به سوي ما برگردانده نميشويد؟.
فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ خداوندي كه فرمانرواي راستين است و هيچ معبود به حقي جز او نيست و صاحب عرش عظيم ميباشد، بسي برتر از آن است [كه جهان را بيهوده بيافريند].
أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا اي مردم! آيا گمان بردهايد ما شما را بيهوده و بيهدف آفريدهايم؛ ميخوريد و ميآشاميد و تفريح ميكنيد و از لذتهاي دنيا بهرهمند ميشويد و ما شما را به حال خودتان رها مبكنيم؟ و به شما امر و نهي نميكنيم و در برابر بديها شما را سزا نمِدهيم؟ بنابراين فرمود: وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ و پنداشتهايد كه براي حساب و كتاب به سوي ما بازگردانده نميشويد؟. بنابراين چيزي را به خاطر بسپاريد، [و آن اينكه]، فَتَعَالَى اللَّهُ خداوند بسي برتر و بالاتر از اين گمان باطل ميباشد و چنين گمان زشتي، حكمت و فرزانگي او را معيوب ميكند. الْمَلِكُ الْحَقُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ خداوندي كه فرمانرواي راستين است و هيچ معبود به حقي جز او نيست و او صاحب عرش عظيم است. پس وقتي كه او فرمانرواي راستين همة آفريدههاست، و وعده و وعيد او راست و حق است، خداوند معبود حقيقي اوست، چون داراي كمال مطلق و صاحب عرش عظيم و پروردگار و صاحب ديگر پديدهها ميباشد. پس چنين خداوندي امكان ندارد شما را بيهوده آفريده باشد.وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ وَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ و آنان را که [اينک] در غفلت به سر مي برند، و ايمان نمي آورند از روز حسرت بترسان، آنگاه که کار از کار مي گذرد. 
إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ وَمَنْ عَلَيْهَا وَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ بي گمان ما زمين و همۀ کساني را که بر روي آن هستند به ارث مي بريم و به سوي ما برگردانده مي شوند. 
انذار: يعني بر حذر داشتن از آنچه که ترسناک است، به صورت بيم دادن و خبر دادن از صفات آن، و آنچه که بايد بندگان از آن ترسانده شوند روز قيامت است، روزي که کار از کار مي گذرد، و پيشينيان و پسينيان در يک محل جمع مي شوند، و از کارهايشان پرسيده مي شود، پس هر کس به خدا ايمان آورده و از پيامبرانش پيروي کرده باشد به چنان سعادتي نايل مي آيد که بعد از آن هرگز بدبخت نخواهد شد، و هر کس که به خدا ايمان نياورده و از پيامبرانش پيروي نکرده باشد به چنان شقاوت و بدبختي گرفتار مي شود که پس از آن سعادتمند نخواهند شد، و خود و خانواده اش را از دست مي دهد و در آن هنگام حسرت مي خورد و چنان پشيمان مي شود که دل او از شدت حسرت و تأسف از جا کنده مي شود، و چه حسرتي از اين بزرگتر است که انسان خشنودي خدا و بهشت او را از دست دهد و سزاوار خشم پروردگار و جهنم گرددف به صورتي که بازکشت به دنيا برايش امکان پذير نباشد تا از نو عمل کند، و حال خود را عوض نمايد!
اين چيزي است که پيش رو دارند، اما آنها از اين امر غافل اند و به ذهنشان نمي آيد؛ غفلت آنها را احاطه نموده و مستي آنها را فرا گرفته است، پس آنان به خدا ايمان نمي آورند و از پيامبرانش پيروي نمي کنند؛ دنيا آنها را غافل کرده و ميان آنها و ايمان، شهوت ها و هوس هاي زودگذر حائل شده است، پس دنيا و همۀ آنچه در آن است از اول تا آخر از دستشان خواهد رفت، و آنها نيز از دنيا جدا خواهند شد، و خداوند وارث زمين و کساني که روي آن زندگي مي کنند، مي گردد و آنها را به سوي خود بر مي گرداند، و آنان را به سبب اعمالشان سزا و جزا خواهد داد. پس هر کس عمل خيري انجام داده باشد خداوند را ستايش مي گويد، و هر کس عمل بدي انجام داده باشد جز خودش کسي را سرزنش نخواهد کرد.وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ و هر كس جز خدا معبود ديگري را فرا بخواند كه هيچ دليلي بر حقانيت آن ندارد. حساب او با خداست. بيگمان كافران رستگار نميشوند.
وَقُل رَّبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ و بگو: «پروردگارا! [مرا] بيامرز و ببخشاي و تو بهترين مهرباناني».
و هر كس همراه با خدا معبودان ديگري را به فرياد بخواند، بدون اينكه دليلي براي صحت كارش داشته باشد كه او را به آنچه انجام ميدهد راهنمايي كند، - و اين قيد يك قيد لازم و غير قابل اجتناب است، زيرا هر كس چيزي غير از خدا را به نيايش بخواند حتماً دليلي بر صحت اين كار ندارد- بلكه دلايلي بر باطل بودن آنچه او انجام ميدهد دلالت نمايد، اما از روي ستمگري و عناد از آن دلايل روي گرداند، چنين كسي به نزد پروردگارش خواهد رفت و خداوند او را ب