ر تکميل نمي شود. پس بر اساس اين دستور بايد آنچه نماز را صحيح [و شرعي] کرده و آنچه آن را فاسد مي نمايد، و آنچه نماز را کامل مي گرداند، به خانواده ياد داده مي شود. 
(وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا) و نماز را با شرايط و ارکانش، و با خشوع و فروتني اقامه کن و بر آن شکيبايي ورز، زيرا انجام اين کار بر نفس سخت است، اما بايد آن را بر اين کار مجبور کرد، و همواره بر انجام آن شکيبا بود، زيرا هرگاه بنده نمازش را به صورتي که به آن فرمان داده شده بر پاي بدارد ديگر امور ديني اش را بيشتر حفظ و نگهداري نموده و انجام مي دهد، و اگر نماز را ضايع کند ديگر امور ديني رانيز ضايع خواهد کرد. سپس خداوند روزي پيامبرش را تضمين نمود، تا فکر کردن به موضوع معيشت او را از اقامۀ دينش باز ندارد. پس فرمود: (نَّحْنُ نَرْزُقُكَ) ما تو را روزي مي دهيم. يعني روزي تو بر عهدۀ ماست، ما آن را به عهده گرفته ايم، آنگونه که ضامن و عهده دار روزي همۀ خلائق هستيم . پس چگونه کسي را فراموش مي کنيم که فرمان ما را انجام داده و به ذکر ما مشغول شده است؟
و خداوند هم به پرهيزگار روزي مي دهد و هم به غير او، اما آنچه که سعادت هميشگي را فراهم مي آورد پرهيزگاري است . بنابراين فرمود: (وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى) و سرانجام نيک در دنيا و آخرت از آن پرهيزگاري است. پرهيزگاري يعني انجام آنچه که بدان فرمان داده شده، و ترک آنچه که از ان نهي بعمل امده است. پس هر کس اين حريم را رعايت کند سرانجام نيک از آن او خواهد بود. چنانکه خداوند متعال فرموده است: (وَالْعَاقِبَةُ لِلمتَّقَينَ» و سرانجام نيک ازآن پرهيزگاران است.وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ و اگر دو گروه  از مؤمنان  با يکديگر به  جنگ  برخاستند ، ميانشان  آشتي ، افکنيد  و اگر يک  گروه  بر ديگري  تعدي  کرد ، با آن  که  تعدي  کرده  است   بجنگيد تا به  فرمان  خدا بازگردد  پس  اگر بازگشت  ، ميانشان  صلحي   عادلانه  برقرار کنيد و عدالت  ورزيد که  خدا عادلان  را دوست  دارد
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ هر آينه  مؤمنان  برادرانند ميان  برادرانتان  آشتي  بيفکنيد و از خدا  بترسيد ، باشد که  بر شما رحمت  آرد.
در اين جا مومنان از تجاوز و تعدّي بر هم ديگر و از اين که يکديگر را بکشند نهي شده اند، و دستور داده شده اند که هرگاه دو گروه از مومنان با يکديگر به جنگ پرداختند ديگر مومنان بايد جلوي اين شرّ بزرگ را بگيرند و صلح و آشتي ميان آنها برقرار کنند، و ميان آن ها ميانجي گري نمايند تا صلح برقرار شود. و بايد همه راه هايي که به صلح مي انجامد را در پيش بگيرند، پس اگر هر دو گروه صلح کردند چه بهتر، « فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ» و اگر يکي از دو گروه بر ديگري ستم و تعدّي کرد با گروه متجاوز بجنگيد تا اين که به سوي اطاعت از فرمان خدا باز گردد. 
يعني تا به سوي احکامي برگردند که خدا و رسولش آن را تشريع نموده اند؛ و آن عبارت است از انجام دادن کار خوب و ترک کار شر؛ که از بزرگ ترين آن جنگيدن با يکديگر است. « فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ» و هرگاه بازگشتند و فرمان خدا را پذيرا شدند در ميان ايشان دادگرانه صلح و رعايت عدالت در آن امر شده است، چون گاهي اوقات ممکن است صلح برقرار شود اما نه به طريق عدالت ، بلکه به طريق ستم و تجاوز بر يکي از دو طرف پس اين صلح نيست که بدان امر شده است. پس نبايد به خاطر خويشاوندي يا هم وطني يا به خاطر چيزهاي ديگري که سبب مي شود آدمي از دايره عدالت بيرون رود يکي از دو طرف مورد توّجه قرار گيرد.
« وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ» و عدالت را بکار بريد، بي گمان خداوند عادلان را دوست مي دارد. يعني خداوند کساني را که در داوري شان ميان مردم و در همه مسئوليت هايي که به عهده دارند به عدالت رفتار مي کنند دوست مي دارد. يعني خداوند کساني را که در داوري شان ميان مردم و در همه مسئوليت هايي که به عهده دارند به عدالت رفتار مي کنند دوست مي دارد. و رفتار عادلانه مرد در ميان خانواده اش و عدالت او در اداي حقوقشان در اين داخل است. 
و در حديث صحيح آمده است:« دادگران نزد خداوند بر منبرهايي از نور هستند؛ کساني که در داوري شان و در ميان خانواده هايشان و در آن چه در اختيار دارند به عدالت و دادگري رفتار مي نمايند.» « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» مومنان برادران يکديگرند. اين پيماني است که خداوند ميان مومنان بسته است و هر فردي که در مشرق يا مغرب باشد و به خدا و فرشتگان و کتاب هاي آسماني و پيامبرانش و روز قيامت ايمان داشته باشد او برادر يا خواهر مومنان است. مومنان بايد آن چه را براي خود مي پسندند براي ديگران هم بپسندند و آن چه را که براي خود نمي پسندند براي ديگران نيز نپسندند. بنابراين پيامبر(ص) با فرمان دادن به رعايت اخّوت ايماني فرمود:«  با يکديگر حسد مورزيد. و وقتي کسي مي خواهد چيزي را بخرد به منظور بالا بردن قيمت آن، از آن تعريف نکنيد و در حالي که قصد خريد آن را نداريد بر بهاي آن ميافزاييد. و با يکديگر دشمني نکنيد در حالي که او مي خواهد کالاي شخص ديگري بخرد تا مبادا اين کار او را از خريدن آن کالا منصرف نماييد. و بندگان خدا و برادر باشيد. مسلمان برادر مسلمان است؛ بر او ستم نمي کند و او را تنها نمي گذارد و او را کوچک نمي گرداند.»
همچنين در صحيحن از پيامبر(ص) روايت است که فرمود:« مثال مومن نسبت به مومن همانند ساختماني است که اجزاي آن يکديگر را تقويت مي کند. و پيامبر انگشتانش را در هم ديگر فرو برد» خدا و پيامبر فرمان داده اند تا مومنان حقوق يکديگر را ادا کنند و به آن چه که سبب همبستگي و محبّت و نزديک شدن آن ها به يکديگر مي شود پايبند باشند. اين بيان گر آن است که مومنان بر يکديگر حق دارند. از جمله اين حقوق يکي اين است که هرگاه جنگي ميان مومنان درگرفت  که سبب دور شدن دل ها از هم ديگر و متنفر شدن آن از همديگر مي شود، مومنان بايد ميان برادرانشان صلح و صفا برقرار کنند و دشمني آن ها را از بين ببرند. 
سپس به طور عام به تقوي و پرهيزگاري امر نمود و برخورداري از رحمت خدا ونتيجه تقوي واداي حقوق مومنان قرار داد و فرمود:« لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» باشد که به شما رحم شود. و هرگاه آدمي رحمت خدا را به دست آورد خير دنيا و آخرت را به دست مي آورد و اين دلالت مي نمايد که به جا نياوردن حقوق مومنان از بزرگ ترين موانع رحمت است. غير از آن چه گذشت در اين دو آيه فوايد ديگري وجود دارد که عب