 هاموني صاف و همواره رها مي سازد. 
لَا تَرَى فِيهَا عِوَجًا وَلَا أَمْتًا در آن هيچ نشيب و رازي را نمي بيني . 
يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَت الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا در آن روز از فراخواننده پيروي مي کنند، و در آن هيچ کژي نباشد و صداها در برابر خداوند مهربان فروکش مي کنند و جز صداي آهسته نمي شنوي.
يَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا در آن روز شفاعت [هيچ احدي] سودي نمي بخشد مگر کسي که خداوند مهربان به او اجازه داده است و گفتارش را بپسندد
يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْمًا خدا مي داند آنچه را که از پيش فرستاده و آنچه را که پشت سر گذاشته اند،ولي [انسانها] از آفريدگار آگاهي ندارند. 
وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا و چهره ها در برابر خداوند زنده و پاينده فروتن مي شوند و کسي که بار ستم را بر دوش داشته باشد ناکام مي گردد.
وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا يَخَافُ ظُلْمًا وَلَا هَضْمًا و هر کسي کارهاي شايسته انجام دهد در حالي که مومن باشد از هيچ ستم و کاسته شدن [از حقش] نمي ترسد. 
خداوند متعال از صحنه هاي وحشتناک قيامت و از زلزله ها و آشفتگي هاي آن روز خبر مي دهد. پس فرمود: (وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْجِبَالِ) و از تو دربارۀ کوهها مي پرسند که در روز قيامت خداوند با آنها چکار مي کند؟ آيا کوهها به حال خود باقي مي مانند يا نه؟ (فَقُلْ يَنسِفُهَا رَبِّي نَسْفًا ) بگو: پروردگارم آنها را از جا مي کند و چون پنبه و ريگ مي شوند، سپس آنها را در هم مي کوبد و تبديل به غباري پراکنده مي گردند و خداوند آنها را با زمين يکسان مي نمايد، و زمين را هاموني صاف و هموار مي گرداند که بيننده (لَا تَرَى فِيهَا عِوَجًا) بس که صاف است در آن نشيبي نمي بيند، (وَلَا أَمْتًا ) و در آن دره ها و پستي ها يا بلندي هايي مشاهده نمي کنيد. پس زمين هموار مي شود و براي خلائق پهن مي گردد و خداوند آنها را چون سفره مي گشايد و همۀ مردم در يک جا قرار مي گيرند. بنابراين فرمود: (يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ) در آن روز وقتي از قبرهايشان برانگيخته مي شوند، منادي آنها را براي حضور و جمع شدن در جايگاه فرا مي خواند، پس در حالي که به او چشم دوخته اند و به چپ و راست منحرف نمي شوند و از او پيروي مي کنند(لَا عِوَجَ لَهُ ) يعني فراخوان دعوتگري براي همۀ مخلوقات حق و روشن است، و هيچ کژي و خلافي در آن وجود ندارد، و همه صداي او را مي شنوند، و همه را فرياد مي زند. پس در جايگاه قيامت حاضر مي شوند، در حالي که صداهايشان در باربر خداوند مهربان فروکش کرده و رو به کاستي نهاده است. 
(فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا) و جز صداي آهسته نمي شنوي. يعني جز صداي پاها يا صداي آهسته و پنهان زير لبان چيزي نمي شنوي، و همه منتظر صدور حکم الهي هستند، سکوت و فروتني و سر به زيرند. و ثروتمندان و فقرا و مردان و زنان و آزادگان و بردگان وپادشاهان و عموم مردم را مي بيني که همه ساکت و چشم هايشان پايين است و فروتن اند و بر زانواهايشان افتاده اند؛ نمي دانند در مورد آنان چگونه قضاوت مي شود و با آنها چه خواهد شد؛ هر کس به خودش مشغول است و به فکر پدر و برادر و دوستش نيست. 
(لکل امري منهم يومئذ شان يغنيه) هر شخصي از آنان در آن روز مشغوليتي دارد که او را [از انديشيدن به ديگران] بي نياز مي کند. 
و سرانجام، حاکم عادل و جزا دهنده حکم مي نمايد، و نيکوکار را در برابر نيکي اش پاداش مي دهد و بدکار را محروم و ناکام مي گرداند. اما همۀ مخلوقات از پروردگار بزرگوار و بخشنده و مهربان اميد دارند که آنان را از فضائل و احسان و آمرزش خود که زبانها نمي توانند آن را تعبير نمايند و افکار، توان تصور آن را ندارند بهره مند سازد، و در آن روز همه خلائق به رحمت او چشم مي دوزند، پس او کساني را که به وي و به پيامبرانش ايمان آورده اند به رحمت خويش اختصاص مي دهد. پس او گفته شود چگونه چنين اميدي را دارند؟ و يا از کجا مي دانيد که چنين مي شود؟ مي گوييم: چون مي دانيم که رحمت خداوند فراوان است و رحمتش بر خشم او غالب است. نيز از گستردگي بزرگواري و بخشش او که همۀ خلائق را فرا گرفته است،  واز نعمت هاي فراوني که در اين دنيا وجود دارد مشاهده مي کنيم که چقدر اهل فضا و کرم است! به ويژه فضل الهي در روز قيامت بسيار گسترده تر است، زيرا فرموده ي الهي که مي فرمايد: (وَخَشَعَت الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ ) و صداها در برابر خداوند رحمان فروکش مي کند، (الا من اذن له الرحمن ) مگر کسي که خداوند رحمان به او اجازه داده باشد و مي فرمايد: (الملک يومئذ الحق للرحمن) فرمانروايي حقيقي در آن روز از آن خداوند رحمان است . و فرموده پيامبر عليه السلام که مي فرمايد: «خداوند را صد رحمت است که براي بندگانش يک رحمت فرو فرستاده است تا با آن بر يکديگر رحم نمايند و با يکديگر مهرباني ورزند، حتي حيوان زبان بسته سم خود را بلند مي کند تا مبادا فرزندش را لگد مال کند، و اين از رحمتي است که خداند در دلش نهاده است؛ پس وقتي که روز قيامت مي آيد اين رحمت با نود و نه حرمت ديگر مي پيوندد و خداوند با آن بر بندگان رحم مي نمايد». و مي فرمايد: «خداوند نسبت به بندگانش از مادر به فرزندش مهربانتر است». همه اي اينها دليلي است بر فضل و احسان و رحمت خدا نسبت به بندگانش، به ويژه در روز قيامت 
پس هر چه مي تواني از رحمت او بگو، و رحمت خدانود بالاتر از آن پيزي است که مي گويي، و تا آنجا که مي تواني رحمت الهي را تصور کن، باز هم رحمت الهي بالاتر از آن است. پس پاک است خداوندي که در دادگري و کيفرش به خلايق رحم مي کند، همچنانکه در فضل و احسان و پاداش دادن خود به آنان رحم مي نمايد. 
و بسي بلند و بالا و بزرگ و با شکوه و مهربان است خدايي که رحمت او همه چيز را فرا گرفته و بخشش او هر موجود زنده اي را دربرگرفته، و آنان همواره و هميشه و در همۀ احوال به او نيازمندند. پس بندگان به اندازۀ يک چشم به هم زدن نمي توانند از او بي نياز باشند. 
(يَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا)  در آن روز هيچ کسي از مردم نزد او شفاعت نمي کند مگر اينکه به او اجازۀ شفاعت داده شود، و خداوند اجازۀ شفاعت را به کسي نمي دهد مگر اينکه سخنش را بپسندد، يعني شفاعتش را بپسندد، از قبيل پيامبران و بندگان مقربش که به آنها اجازه مي دهد تا در مورد کسي که سخن و کردارش پسنديده است شفاعت کنند، و آن مومن مخلص است. پس اگر در يکي از اين کارها خلل ايجاد شود، هيچ کس راهي براي شفاعت کردن ندارد. 
و مردم در آن جايگاه به دو گروه تقسيم مي شوند: آنان که به سبب کفر ورزيدنشان ستم کرده اند، پس اينها بهره اي جز ناکامي و محروميت، و عذاب دردناک جهنم 