ي بينيد که پاسخي به آنان نمي دهد، و زياني از آنان دور نمي گرداند و به سودي برايشان فراهم نمي آ ورد؟
قومش به او گفتند آنچه که ما انجام داديم از روي قصد و اختيار نبود، بلکه انگيزه و سبب آن اين بود که ما از زيور آلات زياد قبطي ها که نزد ما بود، به خاطر آنکه مرتکب گناه نشويم پرهيز کرده و آن را دور انداختيم.
گفته مي شود آنها زيور الات زيادي را از قبطي ها به امانت گرفته بودند و همراه با آنها از آنجا حرکت کردند، سپس آن را دور انداختند. وقتي موسي به ميعاد رفت، آن را جمع کردند تا بعد از آنکه موسي برگشت در مورد آن گفتگو نمايند. 
سامري روز غرق شدن از فرعون و فرعونيان رد پاي رسول خدا به سوي موسي را ديد و از رد پايش مشتي خاک برداشت، و چون آن را بر چيزي مي پاشيد به جهت آزمايش و امتحان زنده مي شد، پس يک مشت را روي اين مجسمه که به صورت گوساله ساخته بود پاشيد و گوساله حرکت کرد، و داراي صدايي شد. و گفتند موسي به دنبال جستجوي پروردگارش رفته است، حال آنکه پروردگارش اينجاست، پس او آن را فراموش کرده است. و اين از بي عقلي و بي خردي آنها بود، زيرا وقتي اين گوسالۀ عجيب را ديدند که صدايي داشت در حالي که جامد و بي جان بود، گمان بردند که خداوند زمين و آسمانها همين است. 
(أَفَلَا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا) آيا آنان نمي بينيد که اين گوساله پاسخي به آنان نمي دهد، يعني سخن نمي گويد و با آنها گفتگو نمي کند و آنها با آن به گفتگو نمي پردازند و براي آنان هيچ سود و زياني ندارد؟ و کسي سزاوار عبادت است که داراي کمال و سخن و کار باشد. چيزي که از پرستش کنندگان ناقص تر است سزاوار پرستش نيست. آنان سخن مي گويند و توانايي برخي کارها را دارند، و مي توانند سودي بياورند و زياني را دفع نمايند اگر خداوند به آنها توانايي اين کار را بدهد، اما اين گوساله هيچ کاري از دستش ساخته نيست و از خود آنها ناقص تر و ضعيف تر است. هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آيَاتِهِ وَيُنَزِّلُ لَكُم مِّنَ السَّمَاء رِزْقًا وَمَا يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَن يُنِيبُ؛ اوست  آن  که  آيات  خويش  را به  شما نشان  داد و برايتان  از آسمان  روزي ، فرستاد  تنها کسي  پند مي  گيرد که  روي  به  خدا آورد.
فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ؛ پس  خدا را بخوانيد ، در حالي  که  تنها براي  او در دين  اخلاص  مي  ورزيد  ،اگر چه  کافران  را ناخوش  آيد.
رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ لِيُنذِرَ يَوْمَ التَّلَاقِ؛ فرا برنده  درجات  ، صاحب  عرش  که  بر هر يک  از بندگانش  که  بخواهد به   فرمان  خود وحي  مي  فرستد تا مردم  را از روز قيامت  بترساند.
يَوْمَ هُم بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِّمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ؛ آن  روز که  همگان  آشکار شوند  هيچ  چيز از آنها بر خدا پوشيده  نماند  درآن  روز فرمانروايي  از آن  کيست  ? از آن  خداي  يکتاي  قهار.
الْيَوْمَ تُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ لَا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ؛ آن  روز هر کس  را همانند عملش  جزا مي  دهند و به  کس  ستمي  نمي  رود  خدازود، به  حسابها مي  رسد.
خداوند متعال با تبيين حق از باطل از طريق نشان دادن نشانه هاي انفس و آفاق و نشانه هاي قرآني به بندگانش که بر هر مطلوبي دلالت مي نمايند و هدايت را از گمراهي مشخّص مي کنند، طوري که براي کسي که در آن مي انديشد کوچکترين شکي در شناخت حقايق باقي نمي ماند نعمت هاي عظيمش را بر بندگانش يادآور مي شود، و اين از بزرگ ترين نعمت هاي خدا بر بندگانش مي باشد که او حق را شفاف و روشن کرده و راه درست را مشخص نموده است. بلکه نشانه هاي گوناگوني را ارائه داده است، « لِيهلِکَ مَن هَلَکَ عَن بَينَّةِ وَيحيي مَن حَي عَن بَينّةِ» تا هرکس هلاک مي شود از روي دليل هلاک گردد، و هرکس زنده مي ماند از روي دليل زنده بماند. و هر اندازه مسائل بزرگ تر و مهم تر باشند دلايلي که بر آن دلالت مي نمايند بيشتر و آسان تر هستند. به موضوع توحيد نگاه  کنيد، از آنجا که مسئله ي توحيد بزرگ ترين  مسئله است دلايل عقلي و نقلي زيادي براي اثبات آن ارائه کرده و مثال ها زده است. بنابراين آن را در اينجا بيان کرد و جمله اي از دلايل آن را گوشزد نمود. پس فرمود:« فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ » بنابراين خداوند را بخوانيد در حالي که دين و طاعت را خاص او کرده ايد. وقتي بيان کرد که او نشانه هايش را به بندگانش نشان مي دهد، نشانه بزرگي را گوشزد نمود. پس فرمود:« وَيُنَزِّلُ لَكُم مِّنَ السَّمَاء رِزْقًا» و از آسمان باراني براي شما مي باراند که با آن روزي داده مي شويد و شما و چهارپايانتان زندگي مي کنيد. اين دلالت مي نمايد که نعمت ها همه از جانب اوست. پس نعمت هاي ديني از جانب اوست و آن عبارت از تبيين مسايل ديني و ارائه دلايل آن و عمل به آن مي باشد، و نعمت هاي دنيوي همان نعمت هايي هستند که از باران پديد مي آيند و شهرها و بندگان با آن زنده مي گردند، و اين به صورت قاطعانه دلالت مي نمايد، که خداوند يکتا و معبود حقيقي است که طاعت و عبادت بايد فقط براي او انجام شود، همان طور که تنها او نعمت دهنده است. « وَمَا يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَن يُنِيبُ» و از آيات پند نمي پذيريد مگر کسي که با روي آوردن به محبت خدا و ترس از او و انجام دادن طاعت و زاري نمودن به سوي او، به طرف خدا برگردد. پس اين فرد از نشانه ها بهره مند مي شود و نشانه ها در حق او رحمت مي گردند و بينش او با آن افزوده مي شود.
و از آنجا که آدمي از نشانه ها پند مي پذيرد و پند پذيرفتن باعث خالص نمودن عبادت و طاعت براي خدا مي گردد موضوعي را که مي خواهد به آن بپردازد و برآن مطلب، مترتّب شود با حرف «فا» که بر سببّيت دلالت مي نمايد، آغاز مي کنند و مي فرمايد:« فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ» پس خدا را به ف رياد بخوانيد و عبادت و طاعت را خاص او کنيد، و اين هم شامل دعيا عبادت و هم شامل دعاي خواست مي شود. اخلاص يعني اين که در همه عبادت هاي واجب و مستحب فقط خدا مدنظر باشد. و در اداي حقوق خدا وحقوق بندگان خدا، هدف فقط خدا باشد. خلاصه ، آيه. 
يعني هدفتان از تمام چيزهايي که به عنوان دين انجام مي دهيد و با آن به خدا نزديکي مي جوييد هدفتان فقط خدا باشد. « وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» هرچند که کافران دوست نداشته باشند. بنابراين به آنها توجه نکنيد و شما را از دينتان باز ندارند و سرزنش هيچ سرزنش کننده اي شما را از خدا دور نکند. کافران يگانه پرستي و انجام خالصانه عبادت و طاعت براي خدا را نمي پسندند و به شدّت از آن نفرت دارند، همان طور که خداوند متعال فرموده است:« وَإِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحدَهُ اشمَأرَّت قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يومِنُونَ بِالأَخرِة وَإِذَا ذُکِر الَّذِينَ مِن دُونِهِ إِذَا 