لَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ؛ آنان  را که  ستم  مي  کردند و همپايگانشان  و آنهايي  را که  به  جاي  خداي  يکتامي  پرستيدند گرد آوريد.
مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ؛ همه  را به  راه  جهنم  راه  بنماييد.
وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ؛ و نگه  داريدشان  ، بايد بازخواست  شوند.
مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ؛ چرا يکديگر را ياري  نمي  کنيد ?
بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ؛ نه  ، امروز همه  تسليم  شوندگانند.
وقتي که در روز قيامت حاضر شوند و آنچه را تکذيب مي کنند مشاهده نمايند و آنچه را که مسخره مي کنند ببينند، آن گاه دستور داده مي شود تا اينها را به جهنّم ببرند؛ جهّنمي که آن را دروغ مي  انگاشتند. پس گفته مي شود:« احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا» کساني را که با کفر ورزيدن و ارتکاب شرک و گناهان بر خود ستم کرده اند، « وَأَزْوَاجَهُمْ» و همکيشانشان را که اعمالشان از نوع اعمال آنهاست اهل هر نوع معصيتي با هم جمع مي شوند، « وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ» و بت ها و همتاياني را که ستمکاران ادعا مي کردند که گويا آنها شريک خدا هستند به جاي خدا پرستش مي کردند، همه را جمع آوري کنيد، « فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ» آن گاه آنان را به راه جهنّم رهنمون شويد. يعني با درشتي و سختي آنها را به سوي جهنّم حرکت دهيد.
و بعد از آن که مقّرر گرديد که به جهّنم بروند، و مي دانند که آنها اهل سراي هلاکت هستند، گفته مي شود:« وَقِفُوهُمْ» قبل از اين که آنان را به جهّنم برسانيد آنها را نگاه داريد، « إِنَّهُم مَّسْئُولُون» زيرا بي گمان آنها از چيزي که در دنيا دروغش مي پنداشتند بايد مورد پرسش قرار گيرند تا دروغگويي و رسوايي آنها براي همه ي مردم آشکار گردد. پس به آنها گفته مي شود:« مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ» امروز چه بر سر شما آمده است که يکديگر را ياري نمي کنيد، بعد از آن که در دنيا ادعا نموديد معبودهايتان عذاب را از شما دفع خواهند کرد و به فريادتان مي رسند و براي شما در نزد خدا شفاعت خواهند کرد؟ آنها به اين سوال پاسخ نمي دهند، چون ذلّت و خواري آنها را فرا گرفته است و در برابر عذاب جهّنم تسليم شده اند، و دچار ترس و سرافکندگي و نااميدي گشته اند، پس سخن نمي گويند. بنابراين فرمود:« بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ» بلکه آنها در اين روز کاملا مطيع و خوارند و هريک تسليم است و ياوري ندارد.وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءلُونَ؛ و آنگاه  روي  به  يکديگر کنند و بپرسند.
قَالُوا إِنَّكُمْ كُنتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ الْيَمِينِ؛ گويند : شما بوديد که  از در نيکخواهي  بر ما در مي  آمديد.
قَالُوا بَل لَّمْ تَكُونُوا مُؤْمِنِينَ؛ گويند : نه  ، شما ايمان  نياورده  بوديد.
وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ بَلْ كُنتُمْ قَوْمًا طَاغِينَ؛ ما را بر شما هيچ  تسلطي  نبود  شما خود مردماني  نافرمان  بوديد.
فَحَقَّ عَلَيْنَا قَوْلُ رَبِّنَا إِنَّا لَذَائِقُونَ؛ گفته  پروردگارمان  بر ما ثابت  شد  اکنون  بايد بچشيم.
فَأَغْوَيْنَاكُمْ إِنَّا كُنَّا غَاوِينَ؛ ما شما را گمراه  کرديم  و خود نيز گمراه  بوديم.
فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ؛ در آن  روز ، همه  در عذاب  شريکند.
إِنَّا كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ؛ ما با مجرمان  چنين  مي  کنيم.
إِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ؛ چون  به  آنان  گفته  مي  شد که  جز خداي  يکتا خدايي  نيست  تکبر مي  کردند .
وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَّجْنُونٍ؛ و مي  گفتند : آيا به  خاطر شاعر ديوانه  اي  خدايانمان  را ترک  گوييم  ?
بَلْ جَاء بِالْحَقِّ وَصَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ؛ نه  ، آن  پيامبر حق  را آورد و پيامبران  پيشين  را تصديق  کرد.
إِنَّكُمْ لَذَائِقُو الْعَذَابِ الْأَلِيمِ؛ شما عذاب  دردآور را خواهيد چشيد.
وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ؛ جز در برابر اعمالتان  کيفر نخواهيد ديد.
وقتي آنها و همراهان و معبودهايشان جمع شده و به سوي جهنّم پيش برده شدند، نگاه داشته مي شوند و مورد سوال واقع مي گردند و پاسخ نمي دهند، بلکه رو به همديگر مي نمايند و يکديگر را مقصر مي دانند.پس پيروان به سران مي گويند:« إِنَّكُمْ كُنتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ الْيَمِينِ» شما با قدرت و زور نزد ما آمديد و ما را گمراه کرديد، اگر شما نبوديد ما ايمان مي آورديم.
« قَالُوا» آنها مي گويند:« بَل لَّمْ تَكُونُوا مُؤْمِنِينَ» بلکه شما همواره مشرک بوديد، و ايمان نياورديد همان طور که ما مشرک بوديم. پس چه چيزي شما را بر ما برتري داد؟ و چه چيزي ايجاب مي کند که شما ما را سرزنش کنيد؟ « وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ» و ما هيچ قدرت و سلطه اي بر شما نداشتيم تا شما را مجبور به کفر ورزيدن کنيم، « بَلْ كُنتُمْ قَوْمًا طَاغِينَ» بلکه خودتان گروهي بوديد که از حق تجاوز کرديد.
« فَحَقَّ عَلَيْنَا قَوْلُ رَبِّنَا إِنَّا لَذَائِقُونَ» پس بر ما و بر شما و بر همه گفته ي پروردگارمان لازم آمد مبني بر اينکه بايد عذاب را بچشيم. يعني تقدير الهي بر ما و شما محقّق گشت و ما و شما عذاب را خواهيم چشيد و در کيفر مشترک خواهيم بود . « فَأَغْوَيْنَاكُمْ إِنَّا كُنَّا غَاوِينَ» بنابراين شما را به راهي که خود بر آن بوديم  فرا خوانديم، و راه ما گمراهي بود، و شما هم پذيرفتيد. پس ما را سرزنش نکنيد بلکه خودتان را ملامت نماييد.
خداوند متعال مي فرمايد:« فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُون» به راستي آنها در روز قيامت در عذاب شريک خواهند بود گرچه عذاب آنها برحسب جرمشان متفاوت است. همان طور که در دنيا در کفر ورزيدن اشتراک داشتند. در آخرت و در سزاي آن نيز مشترک خواهند بود. بنابراين فرمود:« إِنَّا كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ» ما با گناهکاران چنين مي کنيم. 
سپس بيان کرد که گناه ورزي آنان به اوج رسيده و از حد گذشته است. پس فرمود:« إِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» آنان چنان بودند که وقتي به آنها گفته مي شد جز خدا معبود به حقّي نيست، و به يگانه پرستي جز خدا معبود به حقّي نيست، و به يگانه پرستي و معبود قرار ندادن غيرخداوند  فرمان داده شدند، « يَسْتَكْبِرُونَ» از روي خود بزرگ بيني از آن سرباز زدند و از کساني که پيام توحيد را آورده بودند، از روي تکبّر روي برتافتند.
و در مخالف با آن مي گفتند:« أَئِنَّا لَتَارِكُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَّجْنُون» آيا معبودهاي خويش را که همواره ما و پدرانمان آنها را پرستش مي کرديم به خاطر گفته ي شاعري ديوانه ترک گوييم؟ منظورشان از شاعري ديوانه محمّد (ص) بود. پس آنها به روي گرداني از او و تکذيب کردنش بسنده نکردند، بلکه ظالمانه ترين