ر» آنها با اين کار به تجارتي چشم دوخته اند که هرگز کساد نمي شود و از ميان نمي رود ، بلکه تجارتي است که بزرگ ترين و  بالاترين و برترين تجارت است و آن خشنود شدن پروردگارشان از آنها و رسيدن به پادش فراوان الهي و نجات يافتن از عذاب و کيفر  اوست. يعني آنها اعمال خود را خالصانه براي خدا انجام مي دهند و از انجام دادن آن ، اهداف بد و نيت فاسدي ندارند.
و بيان کرد آنچه را به آن اميد دارند به دست مي آورند. پس فرمود:« لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ» تا پاداش کارهايشان را برحسب کمي و زيادي آن و خوب و بد بودنش به آنها بدهد، « وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ» و از فضل خود افزون بر پاداششان به آنها بدهد، « إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُور» بي گمان خداوند آمرزنده و سپاسگزار است؛ گناهانشان را مي آمرزد و نيکي اندک را از آنها مي پذيرد.وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ اللَّهَ بِعِبَادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ؛ هر چه  از اين  کتاب  به  تو وحي  کرده  ايم  حق  است  ، که  کتابهاي  پيش  از  خود، را تصديق  مي  کند و خدا بر بندگانش  آگاه  و بيناست.
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ ؛ سپس  کتاب  را به  کساني  از بندگانمان  که  برگزيده  بوديم  به  ميراث  داديم   بعضي  بر خود ستم  کردند و بعضي  راه  ميانه  را برگزيدند و بعضي  به  فرمان   خدا در کارهاي  نيک  پيشي  گرفتند  و اين  است  بخشايش  بزرگ.
جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ؛ به  بهشتهايي  که  جايگاه  جاودانه  آنهاست  داخل  مي  شوند  در آنجا به ، دستنبدهاي  زر و مرواريدشان  مي  آرايند و در آنجا جامه  هاشان  از حرير است.
وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ؛ و مي  گويند : سپاس  خدايي  را که  اندوه  از ما دور کرد ، زيرا پروردگار ماآمرزنده  و شکر پذير است.
الَّذِي أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِن فَضْلِهِ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌ ؛ آن  خدايي  که  ما را از فضل  خويش  بدين  سراي  جاويدان  در آورد ، که  در  آنجانه  رنجي  به  ما مي  رسد و نه  خستگي.
خداوند متعال بيان مي دارد کتابي که به پيامبرش وحي نموده « هُوَ الْحَقُّ» حق است، و از آن جا که بسيار مطالب حق را در بردارد و اصول آن را احاطه کرده است انگار حق فقط در آن يافت مي شود. پس نبايد در دل هايتان شک و ترديدي نسبت به آن باشد، و آن را کم ندانيد. پس وقتي که اين کتاب حق است لزوما همه ي مسائل الهي و غيبي و ديگري که در آن يافت مي شود مطابق با واقعيت  است. بنابراين جايز نيست چيزي از آن استنباط گردد که با ظاهرش و با مدلول واقعي اش مخالف باشد. « مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ» تصديق کننده ي کتاب ها و پيامبراني است که پيش از آن بوده اند، چون کتاب ها و پيامبرانِ گذشته به آمدن اين کتاب خبر داده اند.
پس وقتي اين کتاب پديد آمد و آشکار گشت راست بودن کتاب هاي گذشته روشن گرديد. بنابراين  کتاب هاي گذشته اين مژده را داده اند، و اين قرآن تصديق  کننده ي کتاب هاي آسماني پيشين است. بنابراين هيچ کس نمي تواند به کتاب هاي گذشته ايمان داشته باشد در حالي که به قرآن کفر ورزد، چون اگر قرآن را قبول نکند ايمان  او به  کتاب هاي گذشته که از آمدن قرآن خبر داده اند ملغي و باطل محسوب مي شود، زيرا همه ي کتاب هاي پيشين از قرآن از آمدن آن خبر داده اند و اخبار کتاب هاي گذشته مطابق با اخبار قرآن است. « إِنَّ اللَّهَ بِعِبَادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ» بي گمان خداوند از حال بندگانش آگاه و به سرانجام آنان بيناست. پس به هر امت و هر  فردي چيزي مي دهد که شايسته ي حال اوست. از اين رو شريعت هاي گذشته فقط شايسته و مناسب آن زمان بوده اند. بنابراين خداوند اين چنين پيامبران را يکي پس از ديگري فرستاد تا اين که با فرستادن محمد (ص) نبوت را به پايان رساند، و محمد (ص) شريعتي را آورد که تا روز قيامت مصالح و منافع و سعادت آنان را تامين مي نمايد.
بنابراين از آن جا که اين  امّت از همه ي امّت هاي گذشته عقلي کامل تر و انديشه اي بهتر داشتند و دل هايشان نرم تر و پاکيزه تر بود خداوند آنها را برگزيد ودين اسلام را براي آنان برگزيد و کتابي را که از همه ي کتاب هاي برتر بود به آن داد. از اين رو مي فرمايد:« ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا» سپس کتاب را به بندگان برگزيده خود عطا  کرديم، « فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ» اما برخي با انجام گناهاني پايين تر از کفر بر خود ستم مي کنند، « وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ» و برخي ميانه رو هستند و فقط به  انجام آنچه بر آنها واجب است اکتفا مي نمايند و از حرام دوري مي جويند. « وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ» و برخي در راه انجام نيکي ها پيشتازند. يعني در انجام آن مي شتابند و از ديگران پيشي مي گيرند. 
و چنين کساني فرائض را ادا مي کنند و نوافل زيادي را انجام مي دهند و حرام و مکروه را ترک مي نمايند. خداوند  اينها را براي به ارث بردن اين کتاب برگزيده است، گرچه مراتب آنها فرق مي کند و حالاتشان متفاوت است. پس هريک از اينها سهمي از کتاب را به ارث مي برند. حتي کسي که بر خود ستم مي کند آن چه از اصل ايمان و علوم  ايمان و اعمال ايمان که با خود دارد از وراثت کتاب است ، چون منظور از وراثت و به  ارث بردن کتاب به ارث بردن دانش و عمل کتاب و خواندن کتاب آن و بيرون آوردن معاني و مفاهيم آن است. « بِإِذْنِ اللَّهِ» به «سابق بالخيرات»  برمي گردد. يعني پيشتازي او به سوي نيکي ها به حکم خداست، تا او به عمل خودش مغرور  نشود بلک بداند که به سوي نيکي ها نشتافته است مگر به سبب توفيق و ياري خداوند. پس شايسته است که خداوند را به خاطر نعمت هايي که به او داده است شکرگذار باشد. « ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ» اين  است فضل بزرگ. يعني به ارث بردن کتاب بزرگوار از سوي بندگان برگزيده خدا فضل بزرگي است که همه ي نعمت ها در مقايسه با آن از ارزش چنداني برخوردار نيستند. پس به طور مطلق بزرگ ترين نعمت و بزرگ ترين فضل به ارث بردن اين کتاب است.
سپس پاداش کساني را بيان کرد که آنها را وارث کتاب گردانده است و فرمود:« جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا» باغ هايي که  مشتمل بر درختان سايه و باغ چه هاي زيبا و نهرهاي جوشان وکاخ هاي بلند و منزل هاي آراسته و جاودانگي و زندگي آن چنان است که پايان نمي يابد. و «العدن» يعني اقامت، پس « جَنَّاتُ عَدْنٍ» يعني باغ هاي اقامتي ، و «جنات» را به « اقامه» اضافه نمود، چون آن باغ ها مخصوص اقامت، و هميشگي هستند، و کساني که وا