َ يَجِدُونَ عَنْهَا مَحِيصاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آنان ( كه از اهريمن فرمان مي‌برند ) جايگاهشان دوزخ است ، و راه گريزي از آن ندارند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَحِيصاً » : مهرب و مفرّ . خلاص و نجات . اسم مكان يا مصدر ميمي از ماده ( حيص ) است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:732.txt">آيه  122</a><a class="text" href="w:text:733.txt">آيه  123</a><a class="text" href="w:text:734.txt">آيه  124</a><a class="text" href="w:text:735.txt">آيه  125</a><a class="text" href="w:text:736.txt">آيه  126</a><a class="text" href="w:text:737.txt">آيه  127</a></body></html>آيه  122
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً وَعْدَ اللّهِ حَقّاً وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كساني را كه ايمان آورده‌اند و كار شايسته انجام داده‌اند ، به باغهائي ( از بهشت ) داخل خواهيم كرد كه در زير ( درختان ) آنها رودبارها روان است ، و آنان جاودانه تا ابد در آنجاها ماندگار مي‌مانند . اين را خدا وعده داده است و وعده خدا حق است ، و چه كسي در سخن از خدا راستگوتر است‌ ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« وَعْدَ اللهِ حَقّاً » : وعده خدا است كه حق است و شكّي در آن نيست .  ( وَعْداً ) و ( حَقّاً ) تأكيد فعل محذوفي هستند ، و تقدير چنين است : وَعَدَهُمْ وَعْداً وَ أَحَقَّهُ حَقّاً . « قِيلاً » : گفتار . مصدر است و براي مبالغه تمييز واقع شده است .‏
 
آيه  123
‏متن آيه : ‏
‏ لَّيْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ وَلا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ مَن يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ وَلاَ يَجِدْ لَهُ مِن دُونِ اللّهِ وَلِيّاً وَلاَ نَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( جزا و پاداش ، و فضيلت و برتري ) نه به آرزوهاي شما و نه به آرزوهاي اهل كتاب است . هركس كه كار بدي بكند در برابر آن كيفر داده مي‌شود ، و كسي را جز خدا يار و ياور خود نخواهد يافت ( تا او را كمك كند و از عذاب خدا محفوظ گرداند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَمَانِيِّ » : جمع أُمْنِيَّة ، آرزوها . از ماده ( مني ) .  ( نگا : بقره / 111 ) .‏
 
آيه  124
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتَ مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلاَ يُظْلَمُونَ نَقِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كسي كه اعمال شايسته انجام دهد و مؤمن باشد - خواه مرد و خواه زن‌ - چنان كساني داخل بهشت شوند ، و كمترين ستمي بدانان نشود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« وَ هُوَ مُؤْمِنٌ » : و حال آن كه مؤمن باشد . اين قيد بيانگر اين واقعيّت است كه طاعت و عبادت بدون ايمان سودي نمي‌بخشد . « نَقِيراً » : گودي موجود در پشت هسته خرما كه در كمي و ناچيزي بدان مثال زنند .‏
 
آيه  125
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لله وَهُوَ مُحْسِنٌ واتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفاً وَاتَّخَذَ اللّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آئين چه كسي بهتر از آئين كسي است كه خالصانه خود را تسليم خدا كند ، در حالي كه نيكوكار باشد و از آئين راستين ابراهيم پيروي كند كه مخلص و حقّ‌جو بود ( و وحدت ديني مسلمانان و يهوديان و مسيحيان در او به هم مي‌رسد ) و خداوند ابراهيم را به دوستي گرفته است ( و با خليل ناميدن او افتخارش بخشيده است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَسْلَمَ » : تسليم كرد . خالص گردانيد . « وَجْهَ » : قصد ( نگا : بقره / 112 ) . چهره ، مراد سرتاپاي وجود است كه در اين صورت تسميه كلّ به اسم جزء است . « أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ » : توجّه و قصد خود را و عبادت خويشتن را تنها متوجّه خدا كرد . خويشتن را خالصانه تسليم خدا كرد . « مِلَّة » : دين . آئين . « حَنِيفاً » : مخلصي كه تسليم فرمان خدا باشد و از دين خدا كوچكترين انحرافي نداشته باشد . حقّگراي بيزار از اديان باطله . اين واژه مي‌تواند حال ابراهيم يا حال فاعل فعل ( إِتَّبَعَ ) يا ( مِلَّة ) باشد . « خَلِيلاً » : دوست . مراد اين است كه خداوند ابراهيم را برگزيد و به تكريمي افتخارش بخشيد كه به تكريم دوست از دوست مي‌ماند .‏
 
آيه  126
‏متن آيه : ‏
‏ وَللّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَانَ اللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيطاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏از آنِ خدا است آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است و ( بايد خالصانه رو بدو كرد و نياز از او جست . و از آنجا كه تنها او خالق و صاحب همه چيز است ) كاملاً آگاه از هر چيز است و آن را دقيقاً مي‌پايد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مُحِيطاً » : مراقب به تمام معني . كاملاً آگاه .‏
 

آيه  127
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاء قُلِ اللّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَمَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ فِي يَتَامَى النِّسَاء الَّلاتِي لاَ تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ وَتَرْغَبُونَ أَن تَنكِحُوهُنَّ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدَانِ وَأَن تَقُومُواْ لِلْيَتَامَى بِالْقِسْطِ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِهِ عَلِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏از تو درباره زنان سؤال مي‌كنند و نظر مي‌خواهند . بگو : خداوند درباره آنان به شما پاسخ مي‌گويد ، و براي شما روشن مي‌سازد آنچه را كه در قرآن ( در زمينه ميراث ايشان ) تلاوت مي‌گردد ؛ و نيز درباره زنان يتيمي سخن مي‌راند كه ( به خاطر مال يا جمال ) مي‌خواهيد با ايشان ازدواج كنيد ؛ ولي چيزي را كه خداوند براي ايشان واجب نموده است ( و مهريّه نام دارد ) بديشان نمي‌پردازيد ، و همچنين راجع به كودكان كوچك و ناتوان سخن خواهد گفت ( و از شما مي‌خواهد كه حقوق آنان را بپردازيد ، و ) اين كه نسبت به يتيمان ( به ويژه در ميراث و مهريّه ) دادگري كنيد ، و ( بدانيد كه دادگري و نيكوكاري شما در حق زنان و يتيمان ، بي‌مزد نمي‌ماند و ) هر كار خوبي را كه بكنيد خداوند از آن كاملاً آگاه است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَسْتَفْتُونَكَ » : از تو فتوا مي‌طلبند . از تو نظرخواهي مي‌كنند . « يُفْتِيكُمْ » : احكام متعلّق بدانان را برايتان بيان مي‌دارد . برخي از آن در اين سوره از آيه سوم به بعد گذشت و برخي ديگر در آيات 128 و 129 و 130 بيان مي‌شود . « أَللهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَ مَا يُتْلَيا عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ » : خداوند و آيات قرآني او احكام زنان را برايتان بيان مي‌دارند . واژه « مَا » مي‌تواند عطف بر ( اللهُ ) يا عطف بر ضمير ( هنّ ) در ( فِيهِنَّ ) باشد . « الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدَانِ » : كودكان يتيم ( نگا : نساء / 9 )  « الْقِسْطِ »  : دادگري .‏
 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:739.txt">آيه  128</a><a class="text" href="w:text:740.txt">آيه  129</a><a class="text" href="w:text:741.txt">آيه  130</a><a class="text" href="w:text:742.txt">آيه  131</a><a class="text" href="w:text:743.txt">آيه  132</a><a class="text" href="w:text:744.txt">آيه  133</a><a class="text" href="w:text:745.txt">آيه  134</a></body></html>آيه  128
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزاً أَوْ إِعْرَاضاً فَلاَ جُنَاْحَ عَلَيْهِمَ